- خاطرات یه آدم دائم الگشنه ⋆. 𐙚 ˚
هر چقدر اون سالم بود من روانی بودم احتمالا مثل تمام خاطراتمون یادش نمیاد🤣🤣🤣
یادمه من بایه مطهره نامی دوست بودم که خیی خیلی دراز بود واقعا قدش بلند بود مامانشم خانم بهداشت مدرسه بود😨(پس قدش منطقی بود✅)فکر کنم ۱۵۵ بود اونموقع کلاس اول🤣🤣بعد من با اون و یه دختره که اسمشو یادم نمیاد یه باند طور بودبم از همه خوراکیاشونو میگرفتیم از اونجایی که من بچگی انگل داشتم 🤣 هیچکدومو نمیخورم میدادم اون دختره😨😭🤣
بعد همیشه میرفتیم دفتر( میبردنمون خودمون نمیرفتیم)😉
منم مثل احمقای عاشق مطهره تقصیرارو گردن میگرفتم تا یه روز خسته شدم زدم به سیم اخر و یک بار محکم با دست خوابوندم تو گوش مطهره❤️
بعد دیگه قهر کردیم دشمن خونی شدیم بقیشم یادم نمیاد❤️❤️❤️
یادمه تازه که از مدرسه اولم رفتم سارا برام تعریف میکرد که اون دختره اذیتش میکرد و بهش پز میداده که تو دیگه دوست صمیمی نداری و اینا و من سه شب از عذاب وجدان زیر پتو عر میزدم❤️❤️
میدونم سارای قشنگم که حتی یدونه از این اتفاقا رو هم یادت نیست بوس راحت باش ❤️
من دوست صمیمی هام همشون واقعا جز سارا و نازنین حکم کلفتشونو داشتم😨واقعا همشونو یادمه
- خاطرات یه آدم دائم الگشنه ⋆. 𐙚 ˚
یادمه من بایه مطهره نامی دوست بودم که خیی خیلی دراز بود واقعا قدش بلند بود مامانشم خانم بهداشت مدرسه
منظورت چیه که خودت نمیخوردی میدادی به اون وای
- خاطرات یه آدم دائم الگشنه ⋆. 𐙚 ˚
یادمه من بایه مطهره نامی دوست بودم که خیی خیلی دراز بود واقعا قدش بلند بود مامانشم خانم بهداشت مدرسه
اون قلب بعد جمله اخر یعنی برو توف شو سارای قشنگم❤️
- خاطرات یه آدم دائم الگشنه ⋆. 𐙚 ˚
یادمه من بایه مطهره نامی دوست بودم که خیی خیلی دراز بود واقعا قدش بلند بود مامانشم خانم بهداشت مدرسه
اینو یادمه مطهره یه باند همیاران بهداشت داشت 🤣🤣 از اون جلیقه ها می پوشیدن