هدایت شده از Memories
هدایت شده از Memories
برای ارزوهای متوسط
شخصیت اصلی ای که ظاهرش آرومه و هر فصل از زندگیش چیز جدیدی یاد میگیره و خودشو بیشتر میشناسه و نسخه های جدیدشو کشف میکنه~
شخصیتش جوریه که بیشتر حرفهاش خاطره ساز میشن و تو ذهن ادمای رندومی که باهاشون حرف میزنه میمونن کنجکاو برای یاد گرفتن چیز های جدیده و همیشه هم در حال یادگیریه .
افسانه اش اینه که تنها کسی باشه که فرق بین رویا و واقعیت رو بفهمه و هرجا امیدی از دست بره اون همیشه حاضر میشه تا این اجازه رو نده و رنگش میتونه رگه نقره ای داخل ابی تیره شب باشه که (به معنای ستاره هایی که در اسمان هنوز کشفشون نکرده)✨
و توی دنیای موازی اون مسافری که همه جا رو سفر میکنه تا ستاره ی خودشو کشف و پیدا کنه?
مرسی که شرکت کردین💘
هدایت شده از Memories
برای Midnight Latters
شخصیتی که اول بهش میگن فرعی ولی کل اتفاق ها مستقیم یا غیر مستقیم بهش مربوطن کاملا و یه جورایی تعیین کننده ادامه داستانه~
شخصیتش ارومه و همیشه این اروم بودنش برگ برنده اشه ، خیلی مهربون و خوش قلبه که اگه بخواد میتونه بهترین راه ها رو به خودش و بقیه نشون بده چون همه مسیرها رو میشناسه.
افسانه ای که وجود داره راجبش که هر راه یا مسیری رو ادامه بده راهی در دنیا باز میشه و تصمیماتش خیلی با واقعیت جورن خاکستری تیره با نور زرد (امید)✨
و توی دنیای موازی مشغول جمع کردن مسیر و راه های مختلفه و اون راه میتونن شامل خاطرات و رازها و هزاران احساس مختلف ادما باشن که فقط اون ازش باخبره?
مرسی که شرکت کردین💘
هدایت شده از Memories
برای @Setayesh_8447
شخصیت مکملی داری یا ناظر، مانند حقیقتی که کسی بهش توجه نمیکنه ولی موضوع اصلی داستانو میبره جلو و شخصیتا ها بخاطر تو وجود دارن" نقطه اتصال"~
بنظر میاد شخصیتی اگاه و مطلع داشته باشی نسبت به حقایق که معمولا این صفتی نیست که همه ادمها بهره ببرن ازش و در عین حال دلسوز واسه ادم ها نه واسه خودت و شاید نجات دهنده ای که نادیده گرفته میشه ها؟
اگر افسانه ای راجبت نوشته شود مردمان ان قصه گمان میکنند تو را میشناسند ولی این گمانی اشتباه ست چون تو قابل شناختن نیستی و تنها کسی که خودتو کامل میشناسه خودتی و البته تو تنها کسی هستی که همه چیز رو درباره دیگران میدونی و قطعا رنگ ان میشه قهوه ای که کمی نور حقیقت بهش میتابد.✨
توی دنیای موازی باز کردن گره ی داستان های مختلف جایی که بقیه جا میزنن ولی تو درحال تلاش کردنی?
مرسی که شرکت کردین💘
هدایت شده از Memories
برای metropolice
شخصیتی که داستان از کنارش رد نمیشه بلکه دورش میچرخه و حضورش نمایش نیست بلکه "اثر" هست~
شخصیتی بشدت خلاق داره که به همه چیز یه جور دیگه نگاه میکنه و از هر چیزی میتونه شاهکار خلق بکنه و براش مهم نیست که اون وسیله چی باشه و خیلی اروم و مهربون و دقیقه داخل همه چی.
افسانه اش اینه که ادمی هست که اگه در راهی یا مسیری قدم بزاره جهت اون مسیر رو به نفع و سود خودش عوض میکنه و براش مهم نیست چقدر پیچ و خم داشته باشه اگه بخواد و تصمیم بگیره میتونه و رنگ اون افسانه میتونه رنگ سفید کاغذی باشه که با جوهر موفقیت هاش رو ثبت میکنه.✨
توی دنیای موازی به دنبال جواب مسئله های پیچیده ای میگرده که معمولا ادما بیخیالش میشن?
مرسی که شرکت کردین💘
هدایت شده از Memories
برای چاپخانه رسمی دولت قاجار
اون شخصیتیه که همه جا حضور نداره ولی کارهاش همه جا جلب توجه میکنن، و رد پاهاش همیشه تو اتفاق های بزرگ هست و همیشه میتونه حقیقت رو پیدا کنه~
شخصیتت همیشه عاقل تر از سنته و همه چیز رو خیلی خوب و زود میفهمی یه جوری انگار چند بار زندگی کردی و برای هر سوال هزاران جواب داری.
افسانه ای که وجود داره این که هیچ وقت گم نمیشی حتی ناشناخته ترین جاهای دنیا مثل یک قطب نما که هیچ وقت اشتباه نمیکنه و حقیقت رو نشون میده و رنگ کرم رنگ کاغذ و جوهر مشکی ای که حقیقت رو ثبت میکنه.✨
توی دنیای موازی کارت میشه به دنبال حقیقت اصلی گشتن بین ادمای دروغین، که این کار هر کسی نیست?
مرسی که شرکت کردین💘
هدایت شده از Memories
برای نامه های صدر اعظم
اون شخصیتی که نصف فیلم دنبال چیزهای مختلف میگرده و در اخر متوجه میشه که خودش اون چیزی بوده که گم کرده بوده و میشه شخصیت اصلی~
شخصیتش میتونه مهربون باشه کمک کننده و ناجی بقیه و باهوش و کمی کنجکاو که به جای پرسیدن خودش دنبال جواباش میگرده
افسانه مربوطه اینه که هر وقت بین دو راه گیر بیوفته یه راه سومی پیدا میکنه که هیچ کس ازش خبرنداره و حس رنگ سفید و نقره ای رو میده به یاد افسانه ای که ارامه وهیچوقت پاک نمیشه از ذهن بقیه.✨
در دنیای موازی صاحب نامه هایی بودی که نوشته میشد ولی هیچوقت خونده نمیشد?
مرسی که شرکت کردین💘