مروت و جوانمردی
#منبر_ده_دقیقه_ای
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلْحَمْدلله رَبِّ الْعالمِینَ وَ صلّیَ اللهُ عَلَى خَیر خَلْقه محَمَّد و آله الطَّاهرِین
💠داستان
[ایجاد انگیزه]
در جنگ صفین هنگامی که دو لشکر معاویه و امیرالمؤمنین در اطراف رود فرات به هم نزدیک شدند، معاویه به یارانش دستور داد: پیش دستی کنید و قبل از آن که علی و سپاهیانش به محل کارزار برسند، آب را بر آنها ببندید. آب به روی سپاهیان علی (ع) بسته می شود. علی (ع) به معاویه پیام داد که: «بهتر است ابتدا با یکدیگر مذاکره کنیم، بلکه بتوانیم با مذاکره مشکل را حل کنیم و گرهی را که می شود با دست باز کرد، نباید با دندان باز کنیم و تا ممکن است از کاری که میان دو گروه از مسلمانان، جنگ و خونریزی راه می اندازد، بپرهیزید. هنوز ما به محل نرسیده شما آب را بستید».
ولی معاویه جنگ را به علی (ع) تحمیل کرد و لشکر امیرالمؤمنین حمله کردند و دشمن را تا چند کیلومتر آن طرف تر، عقب راندند. شریعه (بخش قابل استفاده از رودخانه) را در اختیار گرفتند. جلوی آب را بستند و معاویه چون بی آب ماند، نامه ای التماس آمیز به علی(ع) نوشت. اصحاب علی (ع) گفتند: «محال است؛ زیرا که ما چنین کاری را ابتدا شروع نکردیم. شما اول این کار را کردید و گفتید آب به شما نمی دهیم» ولی امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: «نه ما هرگز چنین نمی کنیم؛ این، عملی است ناجوانمردانه. من با دشمن در میدان جنگ، روبرو می شوم ولی هرگز بدین شکل، نمی خواهم پیروزی کسب نمایم. این شیوه ها از عمل و شأن من به دور است و از شأن یک مسلمان عزیز و با کرامت هم به دور است».
این را می گویند مروت و مردانگی، و مروت بالاتر از شجاعت است. ملای رومی، راجع به علی (ع) گفته است:
در شجاعت، شیر ربّانیستی
در مروّت، خود که داند کیستی
✅بیان موضوع
یکی از واژه هایی که همیشه در مورد انسان های خودساخته و آزاده بکار برده می شود همین صفت «مروّت» است. این کلمه ـ که از ریشه «مرء» گرفته شده است که به معنای «مرد» است ـ معادل مردی و مردانگی است.
➖با توجه به مطالب و احادیث و نقل چند نمونه، به این نتیجه می رسیم که مروّت، عبارت است از: انسانیت و تخلّق به جمیع صفات پسندیده و دوری از تمامی صفات زشت.
➖در عدالت، علاوه بر ترک گناهان کبیره و اصرار نکردن بر گناهان صغیره، انجام ندادن کار خلافِ مروّت هم شرط است؛ یعنی: متخلق شدن به اخلاق افراد زمان و مکان خود؛ یعنی فرد فعلی را که در نزد عامه مردم مستهجن است، مرتکب نشود. البته سنت های حسنه از این امر، استثنا شده اند؛ اگرچه مردم آن را مستهجن بشمارند و عامه مردم آن را ترک کنند. مانند سرمه کشیدن، حنک بستن و حناکردن، و... مادامی که رجحان شرعی دارند.
🔵احادیث
➖امام کاظم(ع) فرمود:
لا دِينَ لِمَنْ لا مُرُوءَةَ لَهُ.
ترجمه كسي كه مروت ندارد، دين ندارد.(۱)
➖ «أَلْمُــرُؤَةُ اِسْمٌ جـامِـعٌ لِسائِرِ الْفَضائِلِ وَ الْمَحاسِنِ».
مروّت، نامى است فراگيرنده هـمه فضيلت ها و خـوبى ها.(۲)
➖حضرت على (ع) فرمود:
« مُرُوَّةُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ عَقْلِهِ».
مروّت هر كس به قدر عقل و انديشه اوست.(۳)
➖حضرت على(ع) فرمود:
« أَلْمُـرُوَّةُ تَحُثُّ عَلَى الْمَكارِمِ»
مـروّت، آدمـى را بـه صفات عالى برمى انگيزاند.(۴)
➖حضرت على(ع) فرمود:
« أَلْمُـرُوَّةُ تَمْنَعُ مِنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ»
مـــروّت، انسان را از هرگونه پستى باز مى دارد.(۵)
➖حضرت على(ع) فرمود:
«مِنْ أَفْضَـلِ الدّينِ أَلْمُـرُوَّةُ، وَلاخَيْرَ فى دينٍ لَيْسَ لَهُ مُرُوَّةٌ».
مروّت، از برترين هاى هر آيينى است و هـر ديـنى كه مـروّت نـدارد، خـيرى هم در آن نيـست.(۶)
➖مردى خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و عرض كرد:أَعْطِنى عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِكَ به من بقدر جوانمردى تان بخشش و عنايتى كنيد.امام فرمود: «لايَسَعَنى ذلِكَ»در توانم نيست.
مرد گفت:« عَلى قَدْرِ مُرُوَّتى».پس به مقدار مروّت خودم چيزى به من بدهيد.
امام فرمود:« أَمّا اِذا فَنَعَمْ، فَأَعْطاهُ مِأَتَى دينارٍ».«اكنون مى توانم». و دويست دينار به وى عطا كرد.(۷)
➖حضرت على(ع) فرمود:
« أَلْفُتُوَّةُ عَـلى أَرْبَـعَةٍ: أَلتَّواضُعُ مَعَ الدَّوْلَةِ، وَ الْعَفْوُ مَعَ الْقُدْرَةِ، وَالنَّصيحَةُ مَعَ الْعَداوَةِ، وَ الْعَطِيَّةُ بِلا مِنَّةٍ».
جوانمردى چهار گونه است: فروتنى، هنگام فرمانروايى و حكومت. گذشت، هنگام قدرت. خيرخواهى، هنگام دشمنى. و بخشش بدون منت گذاردى.(۸)
🔻 ادامه دارد 👇👇
✅ کانال محتوایی منبر طلاب🔰🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/3087990800Cdc959f683d
🟢نشانه های مروت
در روايات، براى جوانمرد، اوصاف و نشانه هاى زيادى بيان شده، كه به چند نمونه اشاره مى شود:
۱ ـ «عفو و گذشت»:
روح هاى بزرگ، ظرفيتِ عفو هم دارند، ولى افراد حقير و فرومايه، به سرعت درصدد انتقام بر مى آيند.
۲ ـ «آغاز به نيكى»:
نياز را ديدن و شنيدن و پاسخ مساعد و مثبت دادن، مهم نيست. اخلاق جوانمردى آن است كه حفظ آبروى ديگران كنى و پيش از سؤالشان، در رفع نيازشان بكوشى.
۳ ـ «پاسخ بدى با نيكى»:
اين نيز روحيه والا مى خواهد كه در مقابل بدى ديگران، خوبى كنى، اگر ناسزا گفتند، اگر بى اعتنا بودند، تو احترام و ادب كنى، اگر از تو بريدند، تو قطع رابطه و پيوند نكنى.
۴ ـ «عفو با قدرت»:
نشان ديگر اهل فتوّت، آن است كه وقتى قدرت دارند و مى توانند انتقام بگيرند، عفو را پيشه مى سازند.
۵ ـ «غمخوارى محرومان»:
جوانمرد، به نيازمندان رسيدگى مى كند، و افتادگان را دستگيرى و حمايت مى نمايد و خود را در راحت و رنج و غم و شادى ديگران شريك مى داند. به قول سعدى:
تو كز محنت ديگران بى غمى
نشايد كه نامت نهند آدمى
«پورياى ولى» از پهلوانان نامدار كه از مردانگى او، حكايات بسيارى زبانزد مردم است، چنين سروده است:
🌸شعر
گر بر سر نفس خود اميرى، مردى
ور بر دگرى نكته نگيرى، مردى
مردى نبود فتاده را پاى زدن
گردست فتاده اى بگيرى، مردى
🟢ارکان مروت
خواجه عبدالله انصاری فرمولی برای مروت ترسیم کرده است که: ارکان مروت، سه چیز است:
زندگی کردن با خود به عقل
ارتباط با خلق به صبر
ارتباط با حق به نیاز (مناجات)
نشانه ارتباط و زندگی با خود بر مدار عقل سه چیز است:
قدر خود دانستن
اندازه کار خود دیدن
در خیر خویش کوشیدن
و نشانه ارتباط و زندگی کردن با خلق به صبر، سه چیز است:
به اندازه قدرتشان از ایشان انتظار داشتن
عذرهای ایشان را پذیرفتن
از قدرت خویش به ایشان دادن
و نشانه زندگانی با حق به نیاز سه چیز است:
بر هر چه به تو رسد، شکر کنی
هر کاری که برای حق کنی، عذرخواهی
کار حق بر کار خود، ارجح بدانی
🟢مروت در سیره مقدسان
🔶از فرازهاى برجسته دوران جوانى رسول خدا صلي الله عليه و آله قبل از بعثت، شركت او در پيمانى است كه عده اى از جوانمردان قريش، براى دفاع از حقوقِ مظلومان بستند و به، «حلف الفضول» معروف شد. اين گروه، خود را متعهد مى دانستند كه به استغاثه واستمداد بى پناهانى كه به حقشان تجاوز مى شود پاسخ دهند. پيامبرخدا صلي الله عليه و آله از اين پيمان به نيكى ياد مى كرد و هرگز حاضر نبود به هيچ قيمتى آن را بشكند.
🔶نمونه ديگر مروّت و مداراى پيامبر، حتى نسبت به دشمنان سرسخت خويش، اعلان «عفوعمومى» در سال «فتح مكه» بود، كه همراه مسلمانان، فاتحانه وارد مكه شد، همه را بخشيد و با جمله «اِذهَبُوا فَأنتُمُ الطُلَقاء» همه را آزاد كرد و آب عفو بر آتش كينه ها ريخت.
🔶فتوت و راد مردى على عليه السلام در تاريخ، نمونه است و نمونه هايش هم فراوان. در جنگ خندق، وقتى با رقيبى شجاع، همچون «عمروبن عبدودّ» درافتاد و او را به هلاكت رساند، خواهر «عمرو» كنار كشته برادرش آمد و ديد كه زره قيمتى او بر تنش باقى است. پرسيد: قاتل او كيست؟ گفتند: على ابن ابى طالب. گفت: او را هماوردى بزرگوار و جوانمرد كشته است.
و همين «فتوت»هاى على بود كه او را ملقّب و مفتخر به «لافتى الاّ عَلىّ...» ساخت.
🔶سراسر صحنه هاى حماسه آفرين كربلا، نمونه هاى مردانگى بود. چه آن ياران پاكباخته و عاشق، كه مردانه بر خنجر دشمن بوسه زدند و شهادت در ركاب امام را بر زندگى چند روزه ترجيح دادند، چه جوانان هاشمى، چه سردار و سالار شهيدان، حسين بن على عليهماالسلام مظهر غيرت الهى، كه حتى دشمن را به مردانگى دعوت مى كرد و مى فرمود: اگر دين نداريد، لااقل آزاد مرد باشيد و چه علمدار وفا، فرمانده سپاه حسين عليه السلام، حضرت اباالفضل، كه مظهر اعلاى فتوت و راد مردى بود.
به دريا پا نهاد و تشنه لب بيرون شد از دريا
مروت بين، جوانمردى نگر، غيرت تماشا كن
سخن از مروت و فتوت و جوانمردى، دامنه وسيع دارد، به خصوص نمونه هاى تاريخى آن در سيره پيامبر و امامان و اصحاب.
درود بر جوانمردان فتوت پيشه.
💠داستان
میخواست زنش را طلاق بدهد گفتند عیبش چیست؟ گفت: عیب ناموسم را چرا فاش کنم؟!
وقتی طلاقش داد گفتند حال بگو عیبش چه بود؟ گفت عیب ناموس مردم چرا بگویم؟
👌نکته
از باب« تعرف الاشیا باضدادها»میتوان ناجوانمردی های دوران را بیان کرد و به عنوان مسأله ی روز اقدامات ناجوانمردانه یهود صهیونیست در قتل بی رحمانه کودکان و حمله به بیماران را بیان کرد.
ــــــــــــــــــــــــــــ
📎پی نوشتها
۱.بحارالانوار، ج۱، ص۱۴۱
۲.تصنيف غرر الحكم ص۲۵۸
۳.تصنيف غرر الحكم ص۲۵۸
۴.همان
۵. ميزان الحكمة ج۹،ص۱۱۰
۶.ميزان الحكمة، ج۹،ص۱۱۷
۷. بحارالانوار، ج۲ ص۲۹
۸.السعادة الابدّية ص۸۳
🌺 والسلام علی من اتبع الهدی 🌺
✅ کانال محتوایی منبر طلاب🔰🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/3087990800Cdc959f683d
درگذشت امام جمعه بهشهر
امام جمعه بهشهر دقایقی پیش به دیار باقی شتافت
به گزارش نیکاخبر، حجت الاسلام سید عربعلی جباری امام جمعه بشهر دقایقی قبل در بیمارستان بهشهر به دیار باقی شتافت
امام جمعه بهشهر امشب در مراسم عزاداری عاشورای حسینی در روستای کوهستان بهشهر حضور داشت که دچار عارضه قلبی شد و به بیمارستان منتقل گردید اما با وجود اقدامات پزشکی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
حجت الاسلام جباری اهل روستای متکازین بهشهر مهرماه ۱۳۹۳ به عنوان امام جمعه شهرستان بهشهر منصوب شده بود، وی پیش از این امام جمعه سرخرود بود
مراسم تشییع و خاکسپاری امام جمعه فقید بهشهر از سوی فرمانداری این شهرستان اطلاع رسانی خواهد شد.
👈علت فوت امام جمعه بهشهر از زبان خانم دکتر ستونه رییس بیمارستان شهدای بهشهر👆
🔸ایست قلبی دلیل تامه فوت بیمار، بیمار سابقه چربی خون و قندخون بالا داشته است.
🔸۵٠ دقیقه تلاش بیوقفه برای احیای قلبی صورت گرفت اما بینتیجه ماند.
👈 ۲۳:۴٠ دقیقه اعلام پایان احیا
✅ کانال محتوایی منبر طلاب🔰🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/3087990800Cdc959f683d
قساوت
[#منبر_پنج_دقیقه_ای]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلّیَ اللهُ عَلَى خَیرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین
✅بیان موضوع
این روزها بی رحمی هایی که در فلسطین، صورت میگیرد و بی رحمی ها و قساوت یهود صهیونیست در حق زن و بچه و بیمار و پیر و جوان دل هر انسان آزاده ای را آزار می دهد.
یکی از نشانه های دور شدن افراد از خداوند و سقوط اخلاقی افراد قساوت است .
«قساوت قلب» یا سنگ دلی، از تعابیر قرآنی است و به معنای سختی و عدم انعطاف و پذیرش قلب انسان در مقابل حق و حقیقت می باشد. قساوت، یکی از مهمترین عواملی است که انسانها را از شناخت خداوند و سیر به سوی او بازمی دارد.
قساوت" در زبان عربی از ریشه "قسی" و "قسوه" است؛ که در لغت به معنی خشونت و نفوذناپذیری میباشد؛ لذا به سنگهای خشن و سخت، "قسی" میگویند. و در اصطلاح قرآنی به قلبهایی که در برابر حق، خشوع و انعطافى نداشته باشد و نور هدایت در آن نفوذ نمىکند، قاسیه میگویند.در فارسی از آن به "سنگدلی" تعبیر شده که در مقابل "نرم دلی" قرار گرفته است.
✅عوامل قساوت
قساوت قلب، نیز مانند بسیاری از رفتارهایی که از انسان سر میزند، دارای عواملی است که به برخی اشاره میگردد:
🔴فراموشی یاد خدا
خداوند می فرماید:
«فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّه»
واى بر آنها که قلب هاى سخت و نفوذناپذیرى دارند و ذکر خدا در آنها اثر نمىگذارد.
🔴 آرزوهای دراز
یکی از عوامل بروز قساوت قلب در انسان، آرزوهای دراز است.
در حدیث داریم که از طرف خداوند خطاب به حضرت موسی(ع) گفته شد:« يا موسى، لاتُطَوِّل فِى الدُّنيا أمَلَكَ فَيَقْسُو قَلْبُكَ، وَالْقاسى الْقَلْبِ مِنّى بَعيدٌ».
اى موسى در دنيا آرزوى خود را دراز مگردان، كه دلت سخت مىشود و انسان سخت دل از من دور است».(۱)
🔴گناه
گناه، نشانه غفلت از خداوند است که موجب سیاهى دل وضعف ایمان شده و در صورت استمرار، بر دلها مُهر قساوت زده میشود: «أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِهَا أَنْ لَوْ نَشَاءُ أَصَبْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ»؛ آیا کسانى که وارث روى زمین بعد از صاحبان آن مىشوند، عبرت نمىگیرند که اگر بخواهیم، آنها را نیز به گناهانشان هلاک مىکنیم و در دلهایشان مهر مىنهیم تا (صداى حق را) نشنوند؟! طبع قلب، به معنى بسته شدن است که موجب محدود شدن از جهت دید و درک حقایق و أنوار ملکوتی خواهد بود و این چیزی جز، قساوت قلب نیست.(۲)
➖امام على (ع) فرموده است:«ما جَفَّتِ الدُّمُوعُ إلّالِقَسْوَةِ القُلوبِ، وَما قَسَتِ القُلوبُ إلّالِكَثَرَةِ الذُّنُوب» اشكها نخشكيد مگر به سبب سخت شدن دلها و دلها سخت نشد مگر به سبب فزونى گناه.(۳)
🔴پر حرفی
رسول خدا (ص) مىفرمايند:
«لا تُكثِرِ الكلامَ بِغيرِ ذِكرِ اللَّهِ، فإنَّ كَثْرَةَ الكلامِ بغيرِ ذِكرِ اللَّهِ قَسْوَةُ القَلْبِ، إنَّ أَبْعَدَ الناسِ مِنَ اللَّهِ القَلْبُ القاسىِ» در غير از ياد خدا زيادهگويى نكنيد، زيرا زيادهگويى در غير ياد خدا، موجب سخت دلى مىشود و دورترين مردم از خدا، انسان سخت دل است»(۴)
➖امام على عليه السلام : «مَن كَثُرَ كلامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ ، و مَن كَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَياؤهُ ، و مَن قَلَّ حَياؤهُ قَلَّ وَرَعُهُ ، و مَن قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلبُهُ ، و مَن ماتَ قَلبُهُ دَخَلَ النّارَ »
هر كه سخن بسيار گويد، خطايش بسيار شود و هر كه بسيار خطا كند، شرم و حيايش كم شود و هر كه كم شرم و حيا شود، پارسايى اش كاهش يابد و هر كه پارسايى اش كم شود، دلش بميرد و هر كه دلش بميرد، به آتش رود.(۵)
🔶پیشگیری و درمان
خداوند برای شکستن سدّ قساوت، انسان را به تفکر فراخوانده است: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ...قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»آیا وقت آن نرسیده است که دلهاى مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرده است خاشع گردد؟!... ما آیات (خود) را براى شما بیان کردیم، شاید اندیشه کنید!
تفکر در آیات الهی دارویی شفابخش است که موجب آگاهی انسان و باز شدن راه دعا، توبه و خشوع در برابر خداوند و نرم شدن و روشنایی دل او میباشد؛ لذا خداوند در این آیات، بیدرنگ ما را متوجه تعقل در آیات خود مىسازد.(۶)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📎پی نوشتها
۱.ميزان الحكمه، ج ۸، ص ۲۳۹
۲.سوره اعراف/۱۰۰.
۳.علل الشرايع، ص ۸۱
۴. علل الشرايع، ص ۸۱
۵.نهج البلاغة ،حکمت۳۴۹.
۶.سوره حدید/۱۶و۱۷.
🌺 والسلام علی من اتبع الهدی 🌺
✅ کانال محتوایی منبر طلاب🔰🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/3087990800Cdc959f683d
عدل الهی
[منبر ۲۰ دقیقه ای]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلّیَ اللهُ عَلَى خَیرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین
🌙بیان احکام
چند مسأله در مورد نماز قضا؛
➖در قضای نمازهای یومیه ترتیب لازم نیست، مگر در نمازهایی که در ادای آنها ترتیب هست، مثل نماز ظهر و عصر، یا مغرب و عشا از یک روز.
➖کسی که میداند یک نماز چهار رکعتی نخوانده، ولی نمیداند نماز ظهر است یا نماز عشا، اگر یک نماز چهار رکعتی به نیت قضای نمازی که نخوانده بهجا آورد کافی است، و نسبت به جهر و اخفات مخیر میباشد.
➖تا انسان زنده است اگرچه از قضای نمازهای خود عاجز باشد، دیگری نمیتواند نمازهای او را قضا نماید.
💠داستان
[ ایجاد انگیزه]
روزی حضرت موسی علیه السلام بعد از مناجات خودش از خداوند خواست تا کمی از اسرار را برای او کشف و نمایان کند، از طرف خدا ندا آمد که تحمل آن را نداری... حضرت موسی اصرار کرد. ندا آمد که خود را در کنار آن چشمه مخفی کن و ببین...
حضرت موسی خود را در کنار چشمه در میان شاخه ها مخفی نمود... بعد از چند لحظه مشاهده کرد که مردی سوار بر اسب آمد، لباسها را درآورد و خود را میان آب انداخت، بعد از چند لحظه لباس پوشید و رفت ... اما کیسه ای پر از پول خود را جا گذاشت، بعد از رفتن آن شخص کودکی آمد تا آب بخورد ، کیسه پول را یافت و با خود برد، بعد از رفتن کودک نابینایی بر سر چشمه آمد ، نابینا در حال خوردن آب بود که مرد سوار دوباره برگشت و از نابینا سراغ کیسه پول را گرفت ، نابینا اظهار بی اطلاعی کرد و پرخاش نمود، مرد سوار عصبانی شد و با ضربه ای باعث قتل آن نابینا گشت، سپس محل را ترک کرد...
حضرت موسی شگفت زده شد و از خدا خواست تا او را مطلع کند!
ندا آمد ؛ پدر آن کودک نزد آن مرد سوار مدتی کار کرده بود و به خاطر بیماری و.. بدون گرفتن دستمزد خود از دنیا رفته بود و مقدار پول موجود در آن کیسه برابر با پولی پود که پدر کودک از آن مرد سوار طلب داشت، واز طرفی نابینا باعث قتل پدر آن مرد سوار شده بود و خداوند قتل نابینا را بدست وارث قرار داد! و این است عدالت خداوند !
✅تبیین موضوع
➖عدالت را اینگونه معنا کرده اند که؛
«وضع كل شيء في موضعه و اعطاء كل ذي حقّ حقّه» هر چیزی را به جای خود نهادن و دادن حقّ هر ذی حقّی به او.
➖عدل الهی به این معناست که خداوند متعال هر چیزی را به جای خود قرار می دهد و حقّ هر صاحب حقّی را به او تسلیم می کند. عدل الهی در سه حوزه مورد بحث قرار می گیرد:
👈 عدالت در حوزه آفرینش
👈عدالت در حوزه قانون گذاری و تشریع
👈 عدالت در حوزه جزا و پاداش.
ما معتقدیم از آنجا که زمینه های ظلم از خداوند متعال منتفی است؛ آن وجود مقدّس در هر سه حوزه عادل است.
در یک تقسیم بندی دیگر عدل الهی در چند سه بخش قابل تصور است:
الف: عدالت در مقام تکلیف:
اگر خدای متعال، تکلیفی بالاتر و فوق طاقت بندگان تعیین کند، امکان عمل نخواهد داشت و کار لغو و بیهودهای خواهد بود و حکمت الهی اقتضا میکند که این تکالیف، متناسب با تواناییهای مکلفین باشد تا نقض غرض لازم نیاید زیرا غرض خداوند انجام تکالیف بندگان است برای بدست آوردن خیر و مصلحت و رسیدن به سعادت واقعی، وقتی خداوند تکالیفی به عهده آنها بگذارد که نتوانند انجام دهند چگونه این غرض ایجاد خواهد شد.
ب: عدالت در مقام قضاوت بین بندگان:
این کار به منظور مشخص شدن استحقاق افراد برای انواع پاداش و کیفر، انجام می گیرد و اگر برخلاف قسط و عدل باشد، نقض غرض خواهد شد.
ج: عدالت در مقام پاداش و کیفر:
با توجه به هدف نهایی آفرینش، کسی که انسان را برای رسیدن به نتایج کارهای خوب و بدش آفریده است اگر او را برخلاف اقتضای آنها پاداش یا کیفر دهد به هدف خودش نخواهد رسید
➖ اگر چه در همین دنیا موارد زیادی از عدالت و مکافات وجود دارد اما طبق منطق قرآن این دنیا گنجایش تحقق عدالت کامل را ندارد و آنچه از عدالت در این دنیا مشاهده می شود به تعبیر قرآنی فقط چشیدن مکافات بعضی از موارد ظلم است و عدالت خدا ايجاب مى كند روزى فرا برسد كه پرونده اعمال همه انسان ها بدون استثناء با دقيق ترين حساب، مورد بررسى قرار گيرد و اين، همان روزى است كه رستاخيزش مى ناميم.
👌نکته
به جهت اینکه مخاطب سر در گم نشود سخنران محترم به بیان یکی از تقسیمات فوق بسنده کند.
🔻مقدمه ای که تقدیم شد بحث کلی است و چنانچه اشاره شد ابعاد مختلفی دارد اما در ادامه صرفا جلوه های از عدالت الهی در پاداش و جزا مورد بحث قرار می گیرد؛🔺
🔻 ادامه دارد 👇👇
✅ کانال محتوایی منبر طلاب🔰🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/3087990800Cdc959f683d
🟢 آیات
➖«وَ مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ »؛ هر مصیبتى به شما رسد، بهخاطر اعمالى است که انجام دادهاید، و بسیارى را نیز عفو مىکند(۱)
👈 پیامبر این آیه را خواند و فرمود: «خیر آیةٍ فی کتابِ الله هذهِ الایة؛ بهترین آیه در قرآن این است». سپس خطاب به علی(ع) فرمود: «یا علیّ ما مِن خَدْشِ عودٍ، و لا نکبةِ قَدَمٍ الّا بذنبٍ» ای علی! هر خراشی که بهوسیله چربی به تن انسان میرسد و هر لغزش قدمی، بر اثر گناهی است که انسان آن را انجام داده است.(۲)
➖«ان تكُ مثقال حبةٍ من خردل في صخرة او في السموات او في الارض يأت بها اللّه»اگر عمل تو هم وزن دانه خردلي و در تخته سنگي و يا در آسمانها يا در زمين باشد خدا آن را مي آورد.(۲)
➖«ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» سرانجام و بازگشت شما به سوي من است و از حقيقت آنچه انجام مي داده ايد شما را با خبر خواهم ساخت.(۳)
➖«وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ ۖ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ»
و خداوند را غافل از آنچه ستمكاران مي كنند مپندار جز اين نيست كه كيفر آنان را براي روزي به تأخير مي اندازد كه چشمها در آن خيره مي شود شتابان سر برداشته و چشم بر هم نمي زنند و از وحشت دلهاي شان تهي است.(۴)
➖«لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ»
براى انسان، مأمورانى است که پى در پى، از پيش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا (حوادث غير حتمى) حفظ مىکنند؛ (اما) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملتى) را تغيير نمىدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است، تغيير دهند! و هنگامى که خدا اراده سوئى به قومى (بهخاطر اعمالشان) کند، هيچچيز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت»!(۵)
➖«سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مُنقَلَبٍ ینقَلِبونَ»و كساني كه ستم كرده اند به زودي خواهند دانست كه به كدام بازگشتگاه بر خواهند گشت.(۶)
➖«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار میشدند همانا ما درهای برکات آسمان و زمین را به روی آنها میگشودیم، ولی چون [پیامبران خدا و آیات او را] تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر کردار زشتشان رساندیم».(۷)
➖«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» پس هر كس به اندازه ذره اي نيكي كند نتيجه آن را خواهد ديد و هر كس هم وزن ذره اي بدي كند نتيجه آن را خواهد ديد.(۸)
💠داستان
مرد عربى خدمت پيامبر(ص) آمد و عرض كرد: «علِّمنى ممّا علّمك اللّه»؛ از آنچه خدا به تو آموخته به من بياموز.
پيامبر(ص) او را به يكى از يارانش سپرد تا آيات قرآن را به او تعليم دهد، او سوره «إِذَا زُلْزِلَتْ الاَْرْضُ» را تا آخر به او تعليم داد، آن مرد از جا برخاست و گفت: «همين مرا كافى است»!
و در روايت ديگرى آمده است كه گفت: «تَكْفينى هذه الآيَةُ»؛يعنى همين آيه آخر سوره: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة خَيْراً يَرَه...» مرا كفايت مى كند مرد عرب خداحافظى كرد و رفت
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «او را به حال خود واگذاريد كه مرد فقيهى شد» و روايت ديگرى آمده است كه فرمود: «اِنْصَرَفَ الرَّجُلُ و هُوَ فقيهٌ» ؛او فقيه شد و بازگشت.(۹)
🔻 ادامه دارد 👇👇
✅ کانال محتوایی منبر طلاب🔰🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/3087990800Cdc959f683d
🟢احادیث
➖ حضرت امیر(ع) فرمود:«الذُّنوبُ ثلاثةٌ : فَذَنبٌ مَغفورٌ ، و ذنبٌ غَيرُ مَغفورٍ ، و ذنبٌ نَرجُو لِصاحِبِهِ و نَخافُ عَليهِ ··· أمّا الذَّنبُ المَغفورُ فعَبدٌ عاقَبَهُ اللّه ُ تعالى عَلى ذَنبِهِ في الدنيا فَاللّه ُ أحكَمُ و أكرَمُ أن يُعاقِبَ عَبدَهُ مَرَّتَينِ ، و أمّا الذنبُ الذي لا يُغفَرُ فَظُلمُ العِبادِ بعضِهِم لبعضٍ ··· و أمّا الذنبُ الثالثُ فَذَنبٌ سَتَرَهُ اللّه ُ على عبدِهِ و رَزَقَهُ التوبةَ فَأصبَحَ خاشِعاً مِن ذَنبِهِ راجِياً لِرَبِّهِ فَنَحنُ لَهُ كَما هُوَ لِنفسِهِ ».
گناهان سه دسته اند : گناهى كه آمرزيده مى شود ، گناهى كه آمرزيده نمى شود و گناهى كه براى مرتكب آن، ميان بيم و اميديم . . . اما آن گناهى كه آمرزيده مى شود [گناه آن ]بنده اى است كه خداوند او را در دنيا به كيفر گناهش رسانده است ؛ زيرا خداوند كاردان تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را دوبار كيفر دهد، و اما گناهى كه آمرزيده نمى شود ، ستم كردن بندگان به يكديگر است . . . و اما گناه سوم، گناهى است كه خداوند آن را از بندگانش پوشيده داشته و توبه از آن را نصيب گنهكار كرده است و از اين رو از گناه خويش بيمناك و به پروردگارش اميدوار گشته است . ما نسبت به اين شخص همان حالى را داريم كه او نسبت به خود دارد .(۱۰)
➖امام صادق(ع) فرمود:«إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فِي مُنَاجَاتِهِ لِمُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّ اَلدُّنْيَا دَارُ عُقُوبَةٍ عَاقَبْتُ فِيهَا آدَمَ عِنْدَ خَطِيئَتِهِ وَ جَعَلْتُهَا مَلْعُونَةً مَلْعُونٌ مَا فِيهَا إِلاَّ مَا كَانَ فِيهَا لِي يَا مُوسَى إِنَّ عِبَادِيَ اَلصَّالِحِينَ زَهِدُوا فِيهَا بِقَدْرِ عِلْمِهِمْ بِي وَ سَائِرَهُمْ مِنْ خَلْقِي رَغِبُوا فِيهَا بِقَدْرِ جَهْلِهِمْ بِي وَ مَا مِنْ خَلْقِي أَحَدٌ عَظَّمَهَا فَقَرَّتْ عَيْنُهُ وَ مَا يُحَقِّرُهَا أَحَدٌ إِلاَّ اِنْتَفَعَ بِهَا» .
خداوند متعال به موسى عليه السّلام فرمود:اى موسى دنيا خانۀ كيفرى است كه آدم را به خاطر اشتباهش در آن عقوبت نمودم،و دنيا را ملعون قرار دادم،هر چه در آن است ملعون است مگر آنچه براى من باشد،اى موسى بندگان صالحم به اندازۀ شناختى كه از من داشتند در آن زاهد شدند،بقيّۀ آنان به خاطر جهلشان نسبت به من ميل به دنيا پيدا كردند،و كسى از بندگانم نيست كه آن را بزرگ شمارد و چشمش در آن روشن گردد،و هيچ كس آن را پست نشمرد جز آنكه بدان بهره مند شود.(۱۱)
➖ امام صادق(ع) فرمودند: « هر كه ستم كند خداوند كسي را كه به او ظلم شده بر ظالم مسلط مي سازد. يا بر خود او، يا اولاد او و يا اولاد اولاد او» راوي از حضرت سؤال مي كند: «آيا شخص ظلم مي كند و خدا بر اولاد يا اولاد اولاد او ظلم را باز مي گرداند؟» امام صادق (ع)پاسخ دادند: «بلي خداي تعالي مي فرمايد: «و ليخش الذين لو تركوا من خلفهم ذرية ضعافا خافوا عليهم فلتيقوا اللّه و ليقولوا قولا سديدا» و آنان كه اگر فرزند ناتواني از خود بر جاي گذارند بر آينده آن بيمناك اند بايد از ستم بر يتيمان مردم نيز بترسند. پس بايد از خدا پروا دارند و سخني بجا و درست گويند».
👆به قول «ملا احمد نراقي» از پدرشان: «ظاهر آن است كه مؤاخذه اولاد به سبب ظلم پدرشان، مخصوص اولادي است كه به ظلم پدران خود راضي بوده اند يا اولادي كه از ظلم پدر به ايشان اثري رسيده باشد، چون مالي كه به ايشان منتقل شده باشد.
🌸شعر
نخفته است مظلوم از آهش ترس
ز دود دل صبحگاهش بترس
نترسي كه پاك اندروني شبي
بر آرد ز سوز جگر يا ربي
چراغي كه بيوه زني بر فروخت
بسي ديده باشي كه شهري بسوخت
🔶مثال
«مكافات عمل» مانند عكس العمل بازگشت توپي است كه به ديوار خورده است و به طرف شخص پرتاب كننده باز مي گردد. حال هر چه اين توپ با نيروي بيشتري به ديوار كوبيده شود، با نيروي بيشتري نيز به طرف شخص برمي گردد و يا مثلاً اگر كسي سنگي به طرف بالا پرتاب كند، سنگ به سر خود او برخورد خواهد كرد و بسته به نيروئي كه به طرف بالا به آن وارد مي شود موقع بر خورد با شخص، محكم تر به او اصابت مي كند. اعمال انسان نيز بازتابي دارد كه بالاخره او را فرا خواهد گرفت و او را گرفتار خواهدكرد.
🔻 ادامه دارد 👇👇
✅ کانال محتوایی منبر طلاب🔰🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/3087990800Cdc959f683d
💠داستان
شخصی بر سفره امیری مهمان بود. دید در میان سفره، دو کبک بریان قرار دارد. با دیدن کبکها خندید. امیر علت خنده را پرسید.
مرد گفت: در ایام جوانی راهزن بودم. روزی در فلان منطقه، راه بر کسی بستم. آن بینوا التماس کرد پولش را بگیرم و از جانش درگذرم اما من مصمم به کشتن او بودم. در آخر، آن بیچاره به دو کبک در بیابان، رو کرد و گفت: شما شاهد باشید که این مرد، مرا بیگناه کشته است. اکنون که این دو کبک را در سفره شما دیدم، یاد کار ابلهانه آن مرد افتادم.
امیر پس از شنیدن داستان، رو به مرد میکند و میگوید: کبکها شهادت دادند طبق این مشخصاتی که میگویی آن مردی که کشته ای پدر من بوده است.
سپس امیر دستور داد سر آن مرد را بزنند.(۱۲)
💠داستان
در تاريخ آمده كه روزي شخصي خواست زن خود را بزند. عصا را برداشت و ضربه اي به سر زن زد اتفاقا زن در نتيجه آن ضربه از دنيا رفت. مرد هر چه او را صدا زد ديد مرده و جواب نمي دهد. ترس او را برداشت و با خود گفت كه حال جواب برادران و خانواده او را چه بدهد؟ با يكي از دوستانش مشورت كرد و به اين نتيجه رسيد كه بايد نقشه اي طرح كند و قتل او را طوري توجيه نمايد. دوستش به او گفت: «گناه را به گردن جواني خوش صورت بيانداز! به اين ترتيب كه به او تهمت زنا زده و بگو كه او را در حال زنا با زن خود ديده اي و هر دوي آنها را به قتل رسانيده اي». مرد از نقشه دوستش خوشش مي آيد و قبول مي كند.
فرداي آن روز جواني زيبا را در كوچه مي بيند و او را با اصرار به نهار دعوت كرده و به داخل خانه مي آورد. جوان بيچاره نيز قبول مي كند و داخل خانه مي آيد. مرد سفر را انداخته و مشغول خوردن غذا مي شوند. در بين غذا مرد از جايش برمي خيزد و جوان را سر سفره به قتل مي رساند و سر او را بريده سپس بدنش را كنار بدن بي جان زن خود مي خواباند. خانواده زن نيز با مشاهده اين وضع، مرد را تحسين مي كنند كه؛ «خوب كاري كردي كه لكه ننگ را از دامن خانواده ما زدودي».
از قضا دوست مرد نيز دنبال پسرش مي گشت كه آن روز به خانه باز نگشته بود. نزد مرد آمد و سراغ پسر خود را گرفت و همچنين از كيفيت اجراي نقشه اي كه به او آموخته بود از او سؤال كرد. مرد با يك سخن، هر دو سؤال دوستش را پاسخ مي گويد و سر بريده پسرش را نزد او مي آورد و به او مي گويد: «من حفر بئرا لاخيه اوقع فيه»
💠داستان
نقل است روزي «هارون الرشيد»، بهلول را خواست، او را به عنوان نماينده خود به بازار بغداد فرستاد و به وي گفت: اگر ديدي كسي به ديگري ستم و تجاوز ميكند يا پيشهوري در امر خريد و فروش اجحاف ميكند، همان جا عدالت را اجرا كن و خطاكار را به كيفر برسان! بهلول ناچار پذيرفت و لباس مخصوص محتسبان را پوشيد و به طرف بازار شهر به راه افتاد. به بازار كه رسيد، پيرمرد هيزم فروشي را ديد كه چند تكه چوب را براي فروش مقابلش گذاشته بود. ناگاه جواني سر رسيد و يك تكه از چوبها را برداشت و به سرعت دور شد. بهلول ناراحت شد و خواست فرياد بزند كه ناگاه جوان با سر به زمين افتاد و تلاشه چوب در بدنش فرو رفت، به گونهاي كه خون از بدن جوان جاري شد. سپس بهلول به گشتش در بازار ادامه داد كه ناگاه ماست فروشي را در حال وزن كردن ماست ديد. مرد ماست فروش با نوك انگشت پا كفه ترازو را فشار ميداد تا ماست كمتري به مشتري بدهد. بهلول خواست ماست فروش را متوجه كارش كند كه ناگاه الاغي به دكان ماست فروش وارد شد و سرش را درون ظرف پر از ماست كرد. ماست فروش فريادي كشيد، سر الاغ به لبه ظرف ماست خورد، ظرف به زمين افتاد، شكست و همه ماستها ريخت. بهلول چند قدمي جلوتر رفت و به دكان پارچه فروشي رسيد. بزاز كه مشغول ذرع كردن پارچه بود، در حين ذرع كردن، با انگشت، نيم گز خود را فشار ميداد و با اين كار مقداري از پارچه را به نفع خود كم ميكرد. بهلول جلو رفت كه دست بزاز را بگيرد و مجازاتش كند، ولي در كمال تعجب ديد، موشي وارد دخل پارچه فروش شد، سكهاي به دهان گرفت و بدون اينكه پارچه فروش بفهمد، فرار كرد. بهلول ديگر جلوتر نرفت و به نزد هارون الرشيد بازگشت و گفت: محتسب در بازار است و به وجود من و ديگري هيچ نيازي نيست.
بحث مرتبط که قبلا در منبرالطلاب تقدیم شده است؛
👈 تبعات گناهان
ــــــــــــــــــــــــــــ
📎پی نوشتها
۱.شوری/ ۳۰.
۲.مجمع البیان، ج ۱۳، ص ۱۲۷،
۳.لقمان/۱۵.
۴.ابراهیم/۴۳.
۵.رعد/۱۱.
۶.شعرا/۲۲۷.
۷.اعراف/۹۶.
۸.زلزال/۸
۹.تفسير روح البيان، ج۱۰، ص۴۹۵.
۱۰.بحار الأنوار،ج۳،ص۲۹.
۱۱.ثواب الأعمال، ج۱، ص۲۲۰.
۱۲.کتاب کشکول، شیخ بهایی
🌺 والسلام علی من اتبع الهدی 🌺
✅ کانال محتوایی منبر طلاب🔰🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/3087990800Cdc959f683d