یه روزی برا ۵۰۰ تاییمون خوشحال شدیم
اما الان برا اینکه لف میدید باید افسوس بخوریم:))😅💔
کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند ، تو از پیش مگوی
از آغاز دو گوش و یک زبانت دادند
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی
عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جان خودت دوست ترش میداری
اختلافِ نگاهها،
پایانِ یک ملت نیست.
آنچه ما را نگه میدارد،
احترام به یکدیگر است
این خستگی، مثل بغضی است که در گلو گیر کرده؛ نه راهِ پس دارد، نه راهِ پیش…
و به یاد معشوقه ای که منتظر سربازش بود...
https://eitaa.com/merag01/2055
می تواند كه تو را سخت زمين گير كند
درد يك بغض اگر بين گلو گير كند