قَد و بالایش بلند و رَه پُر است از چشمِ شور . .
جور کن مادر بساط آتش و اسپند را :)!
هنوز از دستهایم عطرگیسوی تو میآید . .
خدا مقبول گردانَد قنوت باطل ما را !′
چَشم بادام، دهان پسته، زبان شیر و شکر . .
جام معجونِ مجسم شده این گرگ پدر :)!