💕یـا امـام مـهـربـانـے💕
بإز ھم دَربه دَر ۺب ڜڋم،إي نــوُر ســڷإم..
بإز هم زٵئڔٺ نېښتم،إز ڍۏۇڒ ســـلٱم..
#به رسم عاشقی هرشب 😍
#رأس ساعت هشت🕗
به نیابت تمامی شهـــــ🌙ــــدا
#بویژه
#شهید_سیــدحســـن💙
#زینبیون
🌻اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي و حُجَّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ🌻
╔═ ════ ══╗
❣ @ebrahimdelha ❣
╚═ ════ ══╝
💫✨بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرحیم✨💫
#زیارت_نیابتی
🌺🍃 قم🌺🍃
🗓 #دوشنبه ۱۳۹۸/۲/۱۶
🌻خادمِ " قم" امروز نائب الزیاره بزرگوارانی بودند که نامشان ثبت شده🍃
⚜🍃ان شاءالله به حق چهارده معصوم علیه السلام وامام زمان(عج)وشهدا
حاجت دل همه ی عزیزان ختم بخیر شود ...🍃
»آمین یٰارَبَّ الْعٰالَمینٰ«
@ebrahimdelha🌹
🍃🌺🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌸🌹🌺
💚حدیث رسول اكرم صلى الله عليه و آله :💚
🌷اَلصَّلاةُ مِن شَرائِعِ الدّينِ وَ فيها مَرضاةُ الرَّبِّ عَز َّوَ جَلَّ وَ هِىَ مِنهاجُ النبياءِ وَ لِلمُصَلّى حُبُّ المَلائِكَةِ وَ هُدىً و ايمانٌ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ بَرَكَةٌ فِى الرِّزقِ؛🌷
☘ نماز، از آيين هاى دين است و رضاى پروردگار، در آن است. و آن راه پيامبران است. براى نمازگزار، محبت فرشتگان، هدايت، ايمان، نور معرفت و بركت در روزى است.☘
@ebrahimdelha
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
سلام و درود و عرض ادب بر محضر مقدس حضرت مهدی(عج)🌟و روح مطهر تمامی شهیدان💗
و سلام و درود به دوستان عزیزو شهدایی ام🌺
امشب با ما همراه باشید با اخرین قسمت از مجموعه ی شهید بزرگوار محمدرضا دهقان امیری💖 .چند شب گذشته به نحوه ی زندگی و خصوصیات اخلاقی ایشان پرداختیم اما امشب که قسمت آخر هست به نحوه ی شهادتشون پرداختیم. همچنان در این میهمانی همراه ما باشید🌷
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
@ebrahimdelha
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
🍃احساس کردم مهر محمدرضا از دلم خارج شده💔...
مادرشهید🌷 با تعریف💭 روزی که خبر شهادت محمدرضا را آوردند، میگوید: «شب قبل 🌃از شهادت محمدرضا💕 احساس کردم مهر✨ محمدرضا از دلم جدا شده است💔. آن موقع نیمهشب🌜 از خواب بیدار شدم. حالت غریبی داشتم▫▪، احساس کردم خانه پر از نور🌞 است. منبع نور💫 از سوی عکس2 برادر شهیدم که قاب گرفته روی دیوارخانهمان🏡 بود. آن شب برادر شهیدم در خواب🌙 به من گفت خواهر نگران نباش😃 محمدرضا پیش من است. صبح که از خواب بیدار شدم حالم منقلب بود💔. به بچهها و همسرم گفتم شما بروید بهشت زهرا(س) من خانه را مرتب کنم.🏠 احساس میکردم مهمان داریم. عصر بود که همسرم، مهدیه دخترم و محسن پسر کوچکم از بهشت زهرا(س)آمدند.
آن روز وقتی برگشتند تلفن شوهرم 📱زنگ زد و من بدون هیچ مقدمهای به او گفتم کی است، گفت آقا مصطفی است تا این را گفت گفتم:«علی! خبر شهادت محمدرضا را میخواهد بهت بدهد😭» شوهرم با شنیدن این حرف شوکه 😳شده بود و گفت این چه حرفی است میزنی و بعد رفت در اتاق و صحبت کرد. 💭وقتی صحبتش تمام شد,لباسش👕 را پوشید و رفت. من به شوهرم گفتم قوی باش خبر شهادت🏅 محمدرضا را میخواهند بدهند و حالت در کوچه بد نشود. . به دخترم و محسن گفتم آماده شوید 💼وقتی آمد به او گفتم چی شد؟ گفت: محمدرضا پایش تیر خورده🔫 و قرار است به ملاقاتش برویم . من گفتم «اصلا این کارها مهم نیست🙂 محمد رضا شهید شده مگه نه؟»شوهرم به من نگاهی کرد و گفت: بله😭 و حالش بد شد و به طرف کوچه رفت.😔
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
@ebrahimdelha
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
همه دوستان و همسایگان در کوچه منتظر بودند که از خانه ما صدای جیغ و فریاد بیاید💥 که یکی از دوستان گفته بود مادر محمدرضا حتما غش کرده 😔ایشان وقتی وارد خانه 🏠 شد و دید ما آماده هستیم, شروع به شیون و گریه و زاری 😥😭کرد. من گفتم برای چه گریه میکنی محمدرضا را میخواستیم داماد💗 کنیم، اینکه از دامادی خیلی بهتر است💖 محمدرضا به آرزویش رسید💫🏅
پیکر را که آوردند 🌹من نگران این بودم که پیکر بیسر باشد و به یاد آن حرفی که گفته بود دعا کن من بیسر برگردم⭐ افتادم و به خودم میگفتم حتما الان بدون سر است.❤ وقتی صورتش را دیدم ,خیالم راحت شد و در اولین جمله به او گفتم «محمدرضا چرا با سر آمدی!»😭 در صورتی که وقتی فرماندهان نحوه شهادت محمدرضا را توضیح دادند فهمیدیم که محمدرضا واقعا بیسر بوده🌹 و فقط یک لایه صورتش را آورده و همانطوری که خودش میخواسته شهید شد و فقط صورتش را برای ما آورده که با دیدن صورتش آرامش⭐ بگیریم.
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
@ebrahimdelha
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
🍃نحوه ی شهادت محمدرضا از همه دلخراش تر بود(درخشان تر🌟)
دقیقا ساعت یک ربع به 7 شب در عملیات العیس در حومه حلب مورد اصابت گلوله💣 مستقیم توپ 23 😳قرار میگیرد و از سر و گردن و قسمت چپ بدن او از بین میرود 🌹که حتی فرماندهانش میگفتند از بین آن 4 شهید یگان فاتحین نحوه شهادت محمدرضا از همه دلخراشتر⭐ بود و آن 3 شهید دیگر با ترکشهای این گلولهای که به محمدرضا خورده بود شهید شدند. محمدرضا سفارش کرده بود برایش یک انگشتر عقیق یمن💞 که رویآن کلمه یا زهرا (س)⭐حک شده است بگیریم تمام نگرانی😥 من در آن لحظه این بود که حضرت زینب(س) این هدیه 🎁را ما نپذیرد و در آن لحظه به یاد مصیبتهای حضرت زینب(س)در حادثه کربلا بودم💕. به محمدرضا گفتم پاشو بشین چرا خوابیدی؟😭 تو که اینقدر بیادب نبودی؟من به آن یک دیدار بسنده نکردم ✨و فردا هم رفتم و پیکر محمدرضا را دیدم چون محمدرضا دو امانت نزد ما گذاشته و من دوست داشتم حتما امانتیهایش💗 را به او بدهم. به همراه دخترم امانتهایی را که گفته بود دستش کردیم. محمدرضا سفارش کرده بود که برایش یک انگشتر عقیق یمن که رویش کلمه یا زهرا حک شده است را بگیریم که ما این کار را کردیم و رفتیم کفنش را باز کردیم و انگشتر را دستش کردیم😓 و شال عزایش را که از کودکی برایش خریده بودم و سفارش کرده بود که من به این شال عزا نیاز دارم😭 برایش بردم و دور سرش پیچیدم💔
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
@ebrahimdelha