هدایت شده از حرفایی ک کاش میزدم.
+
کاش دوباره بچه بودیم، نه میفهمیدیم جنگ چیه، نه میدونستیم دنیا چه خبره، نه میدونستیم آدما چه جوریان.
کاش هنوز دنیا رنگی رنگی بود و تمام دغدغهی ما نگه داشتن بالشتا رو هم برای خونه بالشتی بود.
کاش دوباره کل ناراحتی و نگرانیمون این بود که شیرکاکائو زودتر از کیک تموم نشه.
کاش بازم نمیفهمیدیم دنیا چه خبره،
کاش بازم نمیفهمیدیم.
+
Merida
+ کاش دوباره بچه بودیم، نه میفهمیدیم جنگ چیه، نه میدونستیم دنیا چه خبره، نه میدونستیم آدما چه جوریا
ولی الان هم میفهمیم جنگ چیه ، هم میدونیم آدما چقدر میتونن بد باشن .
چقدر چیزهایی که بابتش نگران بودیم بامزه بودن ، ولی کم کم همه چیز داره بی مزه میشه و دیگه خبری از ذوق های کوچولو نیست ، دیگه چیزی انقدر خوشحالمون نمیکنه که بالا و پایین بپریم و بیشتر آرزو هامون وابسته به پول و مادیاته.
خیلی ها میگن همه ی اینا بخشی از بزرگ شدنه ولی به نظر من بخشی از فهمیدنه ، شاید آگاهی چیز خوبی نباشه ؟