♻️️سوال:
ما تو این ۴۶ سال از انقلاب مون ازنظر نظامی، از نظر سیاسی، از نظر اجتماعی، موفقیت های کثیر کسب کردیم از نظر اقتصادی موفقیت داشتیم اما قَدِ موفقیتهای علمی، سیاسی و نظامی و اینها نبوده چرا؟
♻️جواب:
به خاطر اینکه اقتصاد ما مردم پایه نیست.
♻️مثال:
پیغمبر اومد مدینه شما می دانید هجرت اساس کشی نبود!
هجرت به قول رهبر انقلاب کندن از #تعلق بود.
✓ مثال معکوسش (به واژه معکوس دقت کنید فردا به ما گیر ندید که چرا ساواکیها رو با پیغمبر مقایسه میکنیم)
مثال معکوسِ هجرت می شه در رفتن ساواکیها، هرچی دلار گذاشتی جیبت گذاشتی هرچی موند مصادره می شه!
✓ یکی از اقوام درجه یک امیرالمومنین بعد از هجرت امیرالمومنین و پیغمبر از مکه به مدینه همه اموال پیغمبر و امیرالمومنین رو تو مکه مصادره کرد به قریش فروخت پولش رو هم نوش جون کرد.
این بلا سر همه مسلمانان آمد اومدن مدینه آه تو بساط ندارن، اصحاب صُفِّه گوشه مسجد پیغمبر سر رو سنگ میذاشتن میخوابیدند این خاکها و سنگ ها رو جمع میکردن یه گوشهای سکُّو درست میکردن این می شد بالش اینا!
جا خواب نداشتن مسلمونا اوضاع وخیم بود.
✓ تو این برهه پیغمبر چه جوری میخواد مشکل اقتصادی مدینه را حل کنه؟
🔅 بیش از نیمی از مردم مدینه زیر خط فقرند تازه با شاخصهای فقر در آن زمان!
پیغمبر مردم پایه فقر و ریشه کن کرد.
✅ مدل #عقد_اخوت ۴۵ مهاجر را پیغمبر به عقد اخوت ۴۵ انصار درآورد.
این ۴۵ مهاجر و انصار اینجوری نبود ۹۰ تا همه با همدیگه برادر صیغه ای شده باشند نه. دو تا دو تا کنار هم یه مهاجر یه انصار داداش صیغه ای بیاین کنار تا آخر، ۹۰ تا رو دوتا دو به عقد اخوت هم در آورد پیغمبر.
خب همین حل شد؟
نه! حکم فقهی اومد مهاجر و انصاری که به عقد اخوت هم در اومدن از هم #ارث می برند ببین از هم ارث میبرند مهاجرین که یه ۱۰۰ دلاری هم ته جیبشون نبود وقت هجرت کردن جیبا خالیه هیچی ندارن عملا بگو انصار دارن باخت مادی می دن تو این قصه ، عملا بگو مهاجرین از انصار ارث میبرند. بله
تمدن سازی دینی سخته ولی ما ادعامون اینه که بالاخره یه گروهی باید بلند شه این کارو انجام بده تا به ظهور برسیم!
اگه نمیشد پیغمبر موفق نمیشد ۲ سال این مدلو تو مدینه پیاده کنه یه دفعه یکی تازه اومده مدینه پیغمبر اینو داداش صیغهای من کرده میفرماید وسط خونت تیغه بکش نصف خونت رو باید بدی این برادر مهاجرت توش زندگی کنه!
✓ داشتیم تو تاریخ ها!! بله طلا کمیابِ به راحتی گیر کسی نمیاد ولی گیرمون میاد یه وقتایی.
✅ ما یه عالمی توی لبنان داشتیم به اسم سید شرف الدین جبل عاملی صاحب کتاب #المراجعات معروف، شبیه شبهای پیشاور رهبر انقلاب: در کتاب شرح هفت خطبه نهج البلاغه قصه این عالم رو تعریف میکنه آقا میفرماد: سیر تحول لبنان با این آدم شروع شد هنوز انقلاب اسلامی نیومد تو ایران بخواد هوای لبنان رو داشته باشه هنوز حزب اللهی نبود هنوز حزب عملی نبود، هیچ کدوم از اینا نبودن، سید شرف الدین اومد تو لبنان( بچه لبنان بود مدتی نبود برگشت جبل عامل) دید خدایا شیعیان لبنان دو تا شغل بیشتر ندارند یا #دلاک حمومن( عین این جملات رهبرانقلاب داره تو کتابشون) یا #باربر گاراژن یعنی اینقدر سرمایه اولیه نداره یه قایق چوبی درست کنه لبنان کشور ساحلی بره تو دریا مثلاً ماهی بگیره بیاره تو بازار ماهی فروشا بفروشه دلاکی حموم و باربری گاراژ که هیچ سرمایه اولیهای نمیخواد قوت بازویی که خدا بهت داده!
ریشه ی قصه رو اومد در آورد دید از سر بیسوادی شیعیان لبنانِ.
خدا حفظ کنه استاد آیت الله شیخ نجم الدین طبسی ایشون رفیق صمیمی سید حسن نصرالله میگفت: من خودم از لسان سید حسن شنیدم که می گفت: باباهای ما این ضاحیه جنوب بیروت که محله شیعه نشینِ بیروتِ، اینجا باغ های مسیحیا بود باباهای ما تو این باغ ها کار میکردن میوه چینی میکردن کارگر باغ بودن مسیحیها میگفتن ما راضی نیستیم تو باغهای ما کار میکنید نماز بخونید!
یه روز برای اینکه از گشنگی نمیرن شکم زن و بچه باید سیر کنن تو این باغا کار میکردن فرداش سر کار نمیاومد که بتونه نمازهای ادا و قضاشو فردا بخونه تو خونه! اینجوری بوده اوضاع شیعه تو لبنان!
🔅چی شد که متحول شد؟
رهبر انقلاب می فرماید: سید شرف الدین که اومد لبنان عین مدلی که پیغمبر تو عقد