eitaa logo
حلقه ادبی مشکات
319 دنبال‌کننده
225 عکس
37 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
حلقه ادبی مشکات
✅هفتاد و ششمین جلسه حلقه ادبی مشکات 📆 سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ 🕔 ساعت ۱۷ 📍مکان: امانیه، خیابان شهی
قابل توجه مخاطبان گرامی ، در جلسه امروز حلقه ادبی مشکات، میزبان شاعر ارجمند جناب آقای حامد طونی خواهیم بود‌. وی دانش آموخته ی دکتری فلسفه و صاحب مجموعه رباعی " آنات" است. کانال حلقه ادبی مشکات👇 https://eitaa.com/joinchat/2969961038C0a11599c07
22.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍شعرخوانی دکترحامدطونی در در دیدار شاعران با رهبر شهید انقلاب اسلامی 🗒۶ فروردین ۱۴۰۳ کانال حلقه ادبی مشکات👇 https://eitaa.com/joinchat/2969961038C0a11599c07
❇️هفتاد و ششمین نشست حلقه ادبی مشکات با حضور مهمان ویژه جلسه: دکتر حامد طونی 🗒۱۰ شهریور ۱۴۰۵ کانال حلقه ادبی مشکات👇 https://eitaa.com/joinchat/2969961038C0a11599c07
هدایت شده از آیینه باران
مردم انقلابی اردن! دیشب اینجا ستاره گلگون شد جشن عقد دو پاره ی تن ما شد عزا و عروسیِ خون شد مردم خوب و دین‌مدار کویت! وقت جنگ است، هان! قیام کنید در مصاف رژیم کودک کش زودتر کار را تمام کنید مردم انقلابی بحرین! باز بادی وزید و طوفان شد باید از جای خویش برخیزید خاک‌تان پایگاه شیطان شد مردم خوب و ریشه دار عراق! ریشه ی ظلم را بسوزانید خاک پاک عراق این ایام، مبدا حمله است؛ خود دانید! مردم با شرافت ایران! به فدای شکوه بعثت‌تان مژده! هنگام فتح نزدیک است که خدا آمده به نصرتتان سیدعلیرضا شفیعی ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ 👇به کانال آیینه باران بپیوندید https://eitaa.com/joinchat/1849819141C1e2bf9218e
ضمن عرض تسلیت به جناب آقای علیرضا شکرریز بابت درگذشت والده ی گرامی‌شان، چند شعر کوتاه از ایشان را که به همین مناسبت در جلسه اخیر حلقه ادبی مشکات قرائت شد، می‌خوانیم👇 یک دارم زنگ می زنم زنگ گوشی را بردار آهن هم که باشم زنگ می زنم گوشی را بردار! دو از بازار نفس برایت خریده ام از بازار برایت عینک خریده ام پس نفس بکش نگاهم کن به این همه کودکی من و این ماشین کو کی هنوز منتظریم سه بگذار به من بخندند می خواهم ثوابش را به مادرم هدیه کنم چهار گفتند که نابود شد تا من به دنیا آمدم حالا چطوری باید بمیرم تا او به دنیا بیاید پنج تا بودی یادم نبود حالا که یادم می آید چطور فراموشی ام را بیدار کنم آه نمی دانم حالا که نیستی چرا اینقدر به دورم می چرخی شش از دامن گلدار مادر پرهای زیادی ریخت چطور پاییز این همه زود از راه رسید؟! هفت مادر دلش را کباب کرد به بچه ها داد هشت قالیچه حضرت سلیمان به چه دردم می خورد وقتی دعای مادر بالهایم را پرواز می دهد کانال حلقه ادبی مشکات👇 https://eitaa.com/joinchat/2969961038C0a11599c07
هدایت شده از آیینه باران
گریبان‌گیرمان شد بغض جانکاهی که می‌گفتند شکست آیینه ها را سردی آهی که می‌گفتند به حرف نابلدها دل سپردیم و زمین خوردیم به چاه افتاده ایم از راه کوتاهی که می‌گفتند پی آب حیات افتاده ایم و خضر با ما نیست به شیطان می‌رسد سیر الی اللهی که می‌گفتند نشان از تاج و تخت مصر دادند و طمع کردیم نیامد کاروان، ماندیم در چاهی که می‌گفتند بیا تا پای رفتن هست و فرصت هست برگردیم که گمراهی است تنها مقصدِ راهی که می‌گفتند اگرچه حجله ای از خون به پا کردند و رقصیدند می‌آید رقصِ آن شمشیر خونخواهی که‌ می‌گفتند سیدمحمدمهدی شفیعی 👇به کانال آیینه باران بپیوندید https://eitaa.com/joinchat/1849819141C1e2bf9218e