10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله.....
عزیزمن که شدی عزیز کرده خدا...
همه تاسوعا یادت میکنن
ولی من تک تک لحظه ها یک طرف ، ایام فاطمیه از دلتنگیم برای تو میمیرم 😭
تک تک روضه های فاطمیه روضه زندگی منه ؛
ببین میتوانی بمانی بمان
عزیزم تو خیلی جوانی بمان......
با تک تک روضه ها میمیرم و زنده میشم؛
اصلا از بعد از شهادتت
هر بار حرم امیرالمومنین (علیه السلام) مشرف شدم
عرض کردم آقا جان فقط شما میدونید درد فراق از همسر .....
چقدر زیباست که فقط بابا بدونه درد دلت رو؛
محکم بغلت کنه و سرت رو بزاره روی شونه هاش و بگه میدونم چقدر سخته منم این روزهای فراق رو گذروندم....
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
بی تفاوت نشستند
همان اهل دینداری بی هزینه
راه تاریخ عوض شد
به لطف تماشاچیان مدینه...
مادر ما کشته سکوته ...
مادر مارو تماشاچیا کشتند...
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
بسم الله...
از نگاه حاج عمو و
دست فشرده شده شان
در هم که بگذریم
نگاه و خیال راحت محمد علی
و دست های جمع شده اش
دنیایی حرف برای زدن دارد...
عکسی که یک ساله
سایه ای که همیشگی
و تکیه گاهی که محکم تر و وسیع تر از گذشته شد ...
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله ...
یکی از دوستان آقا مصطفی تعریف می کردن
یه روز حرف از شهادت وبعد از شهادت بود ،آقا مصطفی گفتن:من شهید شدم میگم منو بهشت نبرن ؛اول ببرن جهنم ؛
با تعجب گفتیم :جهنم ؟؟؟
گفت: آره ؛اول برم یه حسابی رو باید با یک سری ها تسویه کنم ؛ ما تعجب کردیم آقا مصطفی که کنیه ای نبود زود می بخشید!!!!
چی شده که اینجوری به دلش مونده؟؟؟ که میخواد به خاطرش از رفتن به بهشت بگذره و بره جهنم.
گفت:میخوام برم انتقام سیلی مادر رو بگیرم😭 خیلی برام سنگینه😭
بعد با خیال راحت برم بهشت .
#روضه_خانگی
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
دیشب که فرمایشات حضرت آقا را میشنیدم، یک جملهاش مثل صاعقه بر دلم نشست:
«از اسراف اجتناب کنید، همهمان…»
همین یک جمله کافی بود تا بغض کنم. تا به خودم بیایم. تا بفهمم که گاهی جبهه، فقط خاکریز و میدان مین نیست… گاهی جبهه، آشپزخانهی خانهی من است.
چقدر ساده از کنار اسراف گذشته بودم… نانهایی که بیتوجه خشک میشدند، شیر آبی که تا دستم را میشستم، بیوقفه میچکید، چراغهایی که بیدلیل روشن میماندند، خوراکیهایی که با بیبرنامگی میخریدیم و بعد دور میریختیم…
و حالا، با این تلنگر، فهمیدم که اسراف فقط یک عادت بد نیست؛ یک خطر است. خطری برای کشورم، برای آیندهی فرزندانم، برای برکت خانهام.
اسراف یعنی ناسپاسی. یعنی بیتوجهی به نعمتهایی که دیگران حسرتش را میخورند. یعنی زخمیکردن ریشههای اقتصاد خانواده و کشور.
و در مقابل، صرفهجویی یعنی عقل. یعنی ادب در برابر نعمت.
من، به عنوان یک مادر، یک زن خانهدار، یک سرباز گمنام در خط مقدم اقتصاد خانواده، امروز با فرمان فرماندهام، تصمیم گرفتم که برخیزم.
تصمیم گرفتم که خانهام را سنگر کنم.
تصمیم گرفتم که به بچههایم یاد بدهم:
برکت را باید حفظ کرد.
نعمت را باید حرمت گذاشت.
و صرفهجویی، یک سبک زندگی است.
یک افتخار است.
از امروز، هر بار که شیر آب را میبندم، هر بار که نان مانده را به لقمهای گرم تبدیل میکنم، هر بار که چراغ اضافهای را خاموش میکنم، حس میکنم دارم به کشورم خدمت میکنم.
دارم به فرمان فرماندهام لبیک میگویم.
دارم آیندهی بچههایم را روشنتر میکنم.
و باور دارم:
وقتی حضرت آقا چیزی را خطر میدانند، یعنی واقعاً خطر است.
و وقتی به کاری فرمان میدهند، یعنی در آن خیر عظیمی نهفته است.
پس من، با افتخار، این مأموریت را پذیرفتم.
از خانهام شروع میکنم…
برای کشورم، برای خانوادهام، برای رضای خدا.
اسلامی
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
درخیالات خودم در زیر بارانی که
نیست
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که
نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در
میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که
نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر
است؟
باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی
که نیست
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که
نیست
چشم می دوزم به چشمت،می شود
آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که
نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم
نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی
که نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که
نیست
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من
است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
رضا پیربادیان
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
هو الجبار
و دوباره باز هم دیر شد...
همیشه برای شما دیر میشود
همیشه اول ما بودیم و بعد شما
همیشه ما شما را داشتیم و شما
خودت را نه....
دلتنگی های شبانه مان برای او
اول دردش برای شما بود و بعد برای ما
بی کسی هایی که شما همه کَسش
می شوی و درد هایی که یک تنه خودت
و تنها خودت به جان میخری
و تو اما برای درد هایت مرهمی نیست
جز او که باید ...
دلتنگی برای شما همیشگی است
و تنها در پشت پرده ای که کمتر کسی
می بیند ، می ماند حتی برای ما که با شما زندگی می کنیم....
خستگی اما نمی شود که باشد
که اگر باشد هم بابا را نداریم و هم
مامان را و خانه و ستون خانه را ...
تنهایی هایت را
خدا پاسخ می دهد
و جز این اگر باشد
از عدالتش دور است
و نگاه مادرانه و تلاش هایت
برای پدر بودن را
مرد آسمانی خانه مان هر روز
میبیند و دعایت میکند
که هم مادری برای ما
و هم جای خالی پدر را
با تمام خستگی های ۱۰ ساله ات
آنجایی که در اوج جوانی
شدی همه ی ستون زندگی سید ابراهیم پر میکنی ...
بدون اینکه از او محبت دنیایی را ببینی
و فقط با حضور معنوی اش زندگی کنی ...
این اما به ظاهر ساده و شیرین می
آید و در باطن دردش را فقط و فقط
شما به دوش می کشی ...
و اما دوباره باز هم دیر شد....
روز مادر چند روز پیشتان
از طرف من ... از طرف بابا
به او که همیشه پشت پرده
بود و ده سال بارِ زندگی مشترک را
تنهایی به دوش کشید بی آنکه کم
بیاورد و بایستد مبارک ..♥️🌿
((ثمره کوچک ))
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa