تجربههای شکست در سریالهای ایرانی
📌 تجربه، معلم سختگیری است، چون ابتدا میآزماید و بعد میآموزد.
📺فیلم و سریالهای موفق توجه مخاطبان را به خود جلب میکنند، اما تولیدکنندگان و مدیران رسانه نباید همچون همه، فقط برای بازسازی موفقیتها تلاش کنند، چرا که درسهای اصلی در نمونههای شکست خورده است. نمونههایی که حتی گاهی نام برخی نیز به گوش بسیاری نرسیده است.
🔻هرچند برای تولیدات رسانهای به خاطر ذات خلاق آن، نمیتوان هیچگاه به «فرمولی» برای موفقیت رسید، که اگر در قالب فرمول میآمد حتما پیش از این، در جایی همچون هالیوود شاهد فیلمهای شکست خورده نبودیم، اما بالاخره ابزارها و راهکارهایی برای کاهش ریسک تولیدات وجود دارد.
🔺به همین مناسبت، در مرکز تحلیل اجتماعی (متا) ۱۰ عنوان از سریالهایی که در یک سال گذشته چه در تلویزیون و چه در پخش خانگی منتشر شده و زیر ۱۰ درصد مخاطب (از عموم مخاطبان بالای ۱۵ سال سراسر کشور) داشته است را مرور کردهایم...
💠 مطالعه متن کامل این یادداشت در صفحه مخاطبپژوهی وبسایت متا:
metaacenter.com/audience-research
💠 نتیجه جنگ در میدان روایتها؛ نگاهی به افکار عمومی در زمینه روایتهای جنگ ۱۲ روزه
همزمان با درگیری نظامی، جنگی دیگر نیز در جریان بود؛ جنگی که نه با موشک و پهپاد، بلکه با تصویرسازی، و عملیات رسانهای پیش میرفت. همانطور که نبرد در میدان، قواعد خاص خود را دارد، «جنگ روایتها» نیز منطق و ابزارهای خاص خود را میطلبد.
🔸 بررسی دادههای نظرسنجی متا نشان میدهد که در میدان روایتها، افکار عمومی تا حد زیادی با روایتهای داخلی همراه بوده است.
🔻 اما آیا این به معنای پیروزی کامل در جنگ روایتهاست؟
پاسخ، پیچیدهتر از یک «بله» یا «خیر» است. دادهها نشان میدهد که هرجا دشمن روایت اولیه را سریعتر منتشر کرده و تصویری فوری از واقعیت ساخته، رقابت میان روایت رسمی و روایت رقیب، تنگاتنگتر شده است.
📌 بنابراین یکی از درسهای مهم این بحران آن است که:
در میدان نبرد روایتها، سرعت در انتشار روایت دقیق و مستند، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.