مــmanــاه
ما آدمها خوب بلدیم بعد از شنیدن داستان زندگی دیگران بگوییم:
«اگر من بودم هرگز این کار را نمیکردم!»
غافل از آنکه یکی از بازیهای زندگی این است که آدمی را با همان «هرگزِ با اطمینان» پرت کند وسط همان داستان و مشغولِ همان عمل نکوهش شده !
یادمان باشد قصه های زندگی تکراریاند، فقط جای شخصیتها عوض میشوند و آنکه با تعصبی کورکورانه پیش میرود، سقوطی عمیقتر دارد.
همونطور که بین رک بودن و بیشعوری مرز باریکی هست، بین خشک بودن و سرسنگین بودن، بانمک بودن و لوده بودن، اجتماعی بودن و وراج بودن، اعتمادبهنفس داشتن و متکبر بودن و خیلی چیزای دیگه يه مرز باریکی هست که خيليا این مرزا رو زیر پا ميذارن!
از اهمیت دادن زیاد بیاهمیت میشید، از خوبی کردن زیاد بدی میبینید.. از مهربونی کردن زیادم، احمق به حساب میاید! خلاصه که اگه تو احساساتت با آدما تعادل نداشته باشی، حتی اگه دریایی خوبی و مهربونی باشی، یا ازت زده میشن یا سواستفاده میکنن .!
- درسته؟؟
در زمانِ ما خنده ارزان نیست.
خنده از ته دل!
تا بخواهی پوزخند و زهرخند و ریشخند اما یک خندهی پاک...
کاش می جستی، قایمش می کردی و به دیوار اتاقت می کوبیدی!
روانشناسی هست که میگه: اعتیاد به گوشی یه جور بیماریه. که خب فکر کنم هممون مبتلاییم.