قشنگترین تعریف دلتنگی رو شمس لنگرودی میگه:
دلتنگی خوشه ی انگور سیاه است
لگد کوبش کن بگذار ساعتی سربسته بماند
مستت میکند اندوه.
مــmanــاه
من شخصیتی هستم
که یهو آدما برام تموم میشن...
یهو با حرف و حرکتی که حس کنم
کنارش اضافی هستم
دیگه برام مهم نیست،
کجا میره چیکار میکنه!
با چه کسی در ارتباطه یا نه
حتی وقت هایی که
با من حرف میزنه .....
دیگه مثل قبل نیستم باهاش
نگاش میکنم و سرم تکون میدم
ولی به کلماتی که میگه
نمیتونم گوش کنم!
من از دست دادن ادم های
دور و برم رو دوست ندارم...
ولی یهو یه نفر برام تمام میشه💔!