🤝 فراخوان جذب و استخدام 🤝
✍️ شرکت دانش بنیان صنایع هواپیماسازی ایران (هسا)، بزرگترین شرکت طراحی و ساخت انواع محصولات هوایی کشور به منظور توسعه سرمایه انسانی خود در نظر دارد از بین فارغالتحصیلان مذکر، مومن، متعهد و توانمند در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد جهت همکاری در شهر اصفهان با شرایط زیر استخدام مینماید:
⚙ رشتههای موردنیاز:
- مهندس برق
- مهندسی شیمی
- مهندس صنایع
- مهندسی مکانیک
- مهندسی هوافضا
- مهندسی کامپیوتر
- مهندسی مواد
- مدیریت
👈 شرایط اختصاصی:
- حداقل معدل ۱۵
- کارت پایان خدمت یا یک سال معافیت تحصیلی بدون غیبت
- حداکثر سن ۲۸ سال
- برخورداری از سلامت کامل جسمانی
- مسلمان و دارای ملیت ایرانی (عدم دو تابعیتی)
- عدم اشتغال به کار در سایر سازمانها و نهادهای
🔹️ثبتنام در سایت:
https://www.hesa.ir/Hesa/Home/EmployeeNote/1
🌷مقدمتان را به این کانال
■خوب
■پرمحتوا
■وارزشمندفرهنگی٫ گرامی می داریم
https://rubika.ir/miadgaheofogh روبیکا
ایتا. https://eitaa.com/miaadgaheofogh
شما هم همراه با طرح خوب و فرهنگی افق باشید🌷💠
شهید مغفوری یكی از شاگردان مرحوم "سید كمال موسوی" بودند، كه استاد این شهید در زمان شهادت وی گفت: "مجسمه ی تقوا شهید شد."
او هر عمل و فعالیتی را برای رضای خداوند انجام می دادند؛ به طوری که مُهری ساخته بود با این مضمون:
"همه چیز، همه جا، فقط برای خدا"؛
و زمانی كه نامه ای می نوشت و یا كتابی را به كسی هدیه می داد این آثار را به این جمله ممهور می كرد.
💠شهید حاج قاسم سلیمانی در مورد شهید مغفوری بیان می کند که:
ما افتخار می کنیم که مغفوری امروز قبرش امامزاده شهر ماست، مال ماست و در هیچ شبی نافله شب او قطع نمی شد.
شهید#عبدالمهدی_مغفوری🕊🌹
🌷مقدمتان را به این کانال
■خوب
■پرمحتوا
■وارزشمندفرهنگی٫ گرامی می داریم
https://rubika.ir/miadgaheofogh روبیکا
ایتا. https://eitaa.com/miaadgaheofogh
شما هم همراه با طرح خوب و فرهنگی افق باشید🌷💠
#آیات_نور
پیامهای آیه فوق ⇧⇩:
1- با توجّه به وعدهى خداوند در مورد نصرت پيامبران، إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا ... اين آيه مىفرمايد: مقاومت كن.
2- انگيزه صبر، رسيدن به وعدههاى الهى است.
3- پيامبر نيز مأمور به استغفار است.
4- تنزيه خداوند اگر همراه با ستايش او باشد، ارزش بيشترى دارد.
5- در دعا و عبادت، عنصر زمان نقش دارد.
6- تسبيح و حمد، زمانى وسيلهى رشد و تربيت و سبب تقويت توحيد است كه هر صبح و شام و دائمى باشد نه لحظهاى.
#استاد_قرائتی
🌷مقدمتان را به این کانال
■خوب
■پرمحتوا
■وارزشمندفرهنگی٫ گرامی می داریم
https://rubika.ir/miadgaheofogh روبیکا
ایتا. https://eitaa.com/miaadgaheofogh
شما هم همراه با طرح خوب و فرهنگی افق باشید🌷💠
#روضه_مادر
فردا ساعت 11/۳۰ صبح
آستان مقدس امامزاده سید یحیی علیه السلام
#قرائت_زیارت_حضرت_زهرا سلام الله علیها
#نمازجماعت ظهر و عصر
#سخنرانی_حجتالاسلام_بابایی در مورد سبک زندگی و تربیت فرزند
#مداحی_ومرثیه_سرایی مداحان اهل بیت علیهم السلام
درپایان نهار میهمان#سفره_باکرامت_حضرت_زهرا سلام الله علیها هستیم
با حضور خود و خانواده محترمتان موجبات تسلی خاطر قلب داغدیده امام زمان عجل الله تعالی فرجه باشیم و از نورانیت مجلس مادر دوعالم بهرمند شویم
التماس دعا🤲
💠 امام علی علیه السلام:
حق دشوار است، ولى گواراست
و باطل آسان است و بيمارى افزاى.
📚نهج البلاغه، حکمت ٣٧٦
🌷مقدمتان را به این کانال
■خوب
■پرمحتوا
■وارزشمندفرهنگی٫ گرامی می داریم
https://rubika.ir/miadgaheofogh روبیکا
ایتا. https://eitaa.com/miaadgaheofogh
شما هم همراه با طرح خوب و فرهنگی افق باشید🌷💠
✍️آیت الله بهجت(ره):
▫️از آقا سید #عبدالهادی_شیرازی رحمهالله کهماشاءالله، واقعاً عالم حسابی بود، نقل کردهاند که در کوچکی بعد از فوت پدرم میرزای بزرگ تکفّل خانواده به عهدهی من بود. میگوید: ایشان را در خواب دیدم. از من پرسیدند: آقا سید عبدالهادی، حال شما چطور است؟ میگوید در جواب گفتم: خوب نیست.
◽️فرمود: به بچهها و اهل خانه سفارش کنید که نماز اول وقت بخوانند، تنگدستی شما رفع میشود.
📘در محضر بهجت، ج۳، ص ۱۸۸
🌷مقدمتان را به این کانال
■خوب
■پرمحتوا
■وارزشمندفرهنگی٫ گرامی می داریم
https://rubika.ir/miadgaheofogh روبیکا
ایتا. https://eitaa.com/miaadgaheofogh
شما هم همراه با طرح خوب و فرهنگی افق باشید🌷💠
نماهنگ تموم شهرو با خبر میکنیم.mp3
5.02M
#پیشنهاد_دانلود
#پر_محتوا
با یه پرچم سیاه ساده
سر در خونه ام...
#نماهنگ
#فاطمیه
#روضه_خانگی
🎤#حسن_عطایی
🌷مقدمتان را به این کانال
■خوب
■پرمحتوا
■وارزشمندفرهنگی٫ گرامی می داریم
https://rubika.ir/miadgaheofogh روبیکا
ایتا. https://eitaa.com/miaadgaheofogh
شما هم همراه با طرح خوب و فرهنگی افق باشید🌷💠
11.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆👆👆
این آموزش استثنایی دربارهی سرکه رو از دست ندین...سرکه بازاری نخری ها‼️
مخلوط سرکه و عسل برای قلب ، کبد ، غلظت خون ، پیشگیری از سرطان های مختلف ،جوانی انسان ، شادابی پوست ، خوردن آن برای خانم های باردار بسیار توصیه شده است که جلوی جهش های جنین در دوران برداری میگردد
همچنین خوردن سرکه در هر شب باعث دور شدن اجنه میگردند
👈سرکه سیب سنتی فقط
👆👆بفرستید برای تمام کسانی که سلامتی شأن برایتان مهم هست
🌷مقدمتان را به این کانال
■خوب
■پرمحتوا
■وارزشمندفرهنگی٫ گرامی می داریم
https://rubika.ir/miadgaheofogh روبیکا
ایتا. https://eitaa.com/miaadgaheofogh
شما هم همراه با طرح خوب و فرهنگی افق باشید🌷💠
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 شرایط سخت آوارگان فلسطینی در هوای بارانی امروز نوار غزه
#طوفان_الاقصی
#اَلَیسَ_الصُّبحُ_بِقَریب
🌷مقدمتان را به این کانال
■خوب
■پرمحتوا
■وارزشمندفرهنگی٫ گرامی می داریم
https://rubika.ir/miadgaheofogh روبیکا
ایتا. https://eitaa.com/miaadgaheofogh
شما هم همراه با طرح خوب و فرهنگی افق باشید🌷💠
#قسمت_نهم: چشم های کور من
اون روز ... یه ایستگاه قبل از مدرسه ... اتوبوس خراب شد ... چی شده بود؛ نمی دونم و درست یادم نمیاد ... همه پیاده شدن ... چاره ای جز پیاده رفتن نبود ...
توی برف ها می دویدم و خدا خدا می کردم که به موقع برسم مدرسه ... و در رو نبسته باشن ... دو بار هم توی راه خوردم زمین ... جانانه سر خوردم و نقش زمین شدم ... و حسابی زانوم پوست کن شد ...
یه کوچه به مدرسه ... یکی از بچه ها رو با پدرش دیدم ... هم کلاسیم بود ... و من اصلا نمی دونستم پدرش رفتگره... همیشه شغل پدرش رو مخفی می کرد ... نشسته بود روی چرخ دستی پدرش ... و توی اون هوا، پدرش داشت هلش می داد ... تا یه جایی که رسید؛ سریع پیاده شد ... خداحافظی کرد و رفت ... و پدرش از همون فاصله برگشت...
کلاه نقابدار داشتم ... اون زمان کلاه بافتنی هایی که فقط چشم ها ازش معلوم بود ... خیلی بین بچه ها مرسوم شده بود ... اما ایستادم ... تا پدرش رفت ... معلوم بود دلش نمی خواد کسی شغل پدرش رو بفهمه ... می ترسیدم متوجه من بشه ... و نگران که کی ... اون رو با پدرش دیده ...
تمام مدت کلاس ... حواسم اصلا به درس نبود ... مدام از خودم می پرسیدم ... چرا از شغل پدرش خجالت می کشه؟... پدرش که کار بدی نمی کنه ... و هزاران سوال دیگه ... مدام توی سرم می چرخید ...
زنگ تفریح ... انگار تازه حواسم جمع شده بود ... عین کوری که تازه بینا شده ... تازه متوجه بچه هایی شدم که دستکش یا کلاه نداشتن ... بعضی هاشون حتی چکمه هم نداشتن... و با همون کفش های همیشگی ... توی اون برف و بارون می اومدن مدرسه ...
بچه ها توی حیاط ... با همون وضع با هم بازی می کردن ... و من غرق در فکر ...
از خودم خجالت می کشیدم ... چطور تا قبل متوجه نشده بودم؟ ... چطور اینقدر کور بودم و ندیدم؟...
اون روز موقع برگشتن ... کلاهم رو گذاشتم توی کیفم ... هر چند مثل صبح، سوز نمی اومد ... اما می خواستم حس اونها رو درک کنم ...
وقتی رسیدم خونه ... مادرم تا چشمش بهم افتاد ... با نگرانی اومد سمتم ... دستش رو گذاشت روی گوش هام ...
- کلاهت کو #مهران؟ ... مثل لبو سرخ شدی ..
اون روز چشم هام ... سرخ و خیس بود ...
اما نه از سوز سرما ... اون روز .. برای اولین بار ... از عمق وجودم ... به خاطر تمام مشکلات اون ایام ... خدا رو شکر کردم ...
خدا رو شکر کردم ... قبل از این که دیر بشه ... چشم های من رو باز کرده بود ... چشم هایی که خودشون باز نشده بودن ...
و اگر هر روز ... عین همیشه ... پدرم من رو به مدرسه می برد ... هیچ کس نمی دونست ... کی باز می شدن؟ ...
شاید هرگز ...