هروقت مامانم میاد مدرسه بقیه باورشون نمیشه مامانمه چون واقعا بیشتر از اینکه وایب مادر دختر بدیم وایب دوتا دوست صمیمی میدیم که قراره بعد مدرسه باهم برن کافه.
روزای شلوغی که بخاطر فعالیت زیادش انقدر خستم که چشمام به زور باز میمونن>>>
با بابام اومدیم بیرون که مثلا چند دست لباس بخرم، بیشتر خوردیم تا اینکه به مغازه ها دقت کنیم.
من چیزهای ساده را دوست دارم؛
کتاب را، تنهایی را، یا بودن با کسی که مرا میفهمد.
فهم تنهایی – دافنه دوموریه