ابرک خانوم زحمت کشیده بود بهم هدیه داد-
چهره حسنا رو هم برام کشیده:-)
بذارم زیر قاب گوشیم
تا حرم رفتم حیفم اومد. هوا تاریک شد ، نشد برم سر خاکش.
شب که میشه در هایی که به سمت آرامستان منتهی میشه رو میبندن.
تو فرایند خشک کردن دستمال ها با سشوار فرش اتاقمو سوزوندم🤩
نمیدونم چطوری ولی خب همین ثابت میکنه که چقدر هنرمندم