یه پاساژ دیدم بار اولم بود میدیدمش سر تا سر همش پارچه فروشی بود.
رفتم تو بوی پارچه خوردم برگشتم🥀
افسردگی پس از نخریدن پارچه☝️🏻
"mika"
انقد برای خریدن و خوندنش ذوق داشتم که نمیتونم صبر کنم برم خونه بخونمش همین الان شروعش میکنم.🙏🏻
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تمومش کردم. و آره که نمیتونم ناستنکا رو سرزنش کنم اما!
خب حداقل اسم پسره رو میپرسیدی😭
خب اگه بخوام درموردش یکم سخنرانی کنم-
اهم اهم...
اول اینکه خیلی زیاد توصیفی بود. شاید یه سری از جمله ها رو چند بار خوندم تا بفهمم منظورش چیه. خصوصا درمورد پسره چون شخصیتش خیلی خیالپرداز بود دنیا رو از دید خودش تعریف میکرد. حتی نوشته بود که ناستنکا هم خودش یه جاهایی نمیفهمیده منظورش چیه از بس همه چیزو میپیچوند.
بعد هم اینکه همونظور که از اسمش معلومه اکثر اتفاقات توی کتاب از ساعت ۹ شب به بعد بودن که همه تصویر های توی ذهنمو تاریک کرده بود اینش واسم جالب بود.
ایده مادربزرگ نابینای ناستنکا هم باحال بود.
بد نبود ، تقریبا میشه گفت خوب بود. البته این نظر شخصی منه.
هرچند ، کلی سوال دارم🧍🏻♀
فکر کنم از این دست کتابا نخونم بهتر باشه🗿
265.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لازم به ذکره که ناستنکا ۱۷ سالش بود. پسره ۲۶🦭
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سر این یه مورد که اسمشو نپرسید واقعا نمیفهممش. چطور میتونی بیای بگی من عاشقتم بعد اسم طرف رو هم ندونی🧍🏻♀
"mika"
☆ ۲۰ روز ۲۰ تا کار رندم :: ۱. یه چیزی که همیشه همراهته؟ ۲. چرا این اسم رو برای چنلت انتخاب کردی؟ ۳.
¹⁷-⭒میخواستم روی مهارت هام کار کنم و تقویتشون کنم. نمیدونم چقدر موفق بودم🦖
بچه بودیم یه شعری میخوندیم « تو راه بودیم خوش بودیم سوار لاک پشت بودیم».
ما جدی جدی دیشب لاک پشتمون خراب شد و هنوز نرسیدیم ، در صورتی که باید الان خونه میبودم🙏🏻