مسئله این نیست که چگونه مرا آزردی،
مسئله این است که هرگز درد مرا ندیدی ،
چشم بستی بر زخمی که زدی،
و مرا وادار کردی
باور کنم
که گناه از من بود.
ما برای چیزهای اشتباه ارزش قائلیم
و همین باعث میشود تمام زندگیمان سر و ته شود!
درباره این باید خیلی فکر کنیم...
من که عمرا بهت بگم به دلم نشستی، اما از خداوند بزرگ خواهش میکنم که توسط جبرئیل بهت وحی نازل کنه تا بفهمی.
یک سو تویی و حادثهِ چشم سیاهت، یک سو منم و حسرتِ یک لحظه نگاهت، از حسرت دیدار همینقدر بدان که ؛ همرنگ شده بخت منو آن موی سیاهت.