او میخواست زنده بماند؛)
برای اینکه در خیالم نباشی تنها خواب راه چاره است..
دوست دارم گاهی جریان زندگی را بگیرم و سرش هوار بزنم که آهسته تر
بگذار دقیقه و اندکی نفس در کنم..
هدایت شده از فراریِمسلحبهقلم
من حتی وقتی درس نمیخونم بازم امتحانام روند زندگیمو مختل میکنن.
اگر قرار بود همه بر معجزات خدا خاضع باشند هیچ کس بر پیامبران کافر نمیشد.
#دیالوگ
آدمی که به خدا توکل میکنه ، دیگه خدا نیست که تو دل اونه ، اونه که تو دل خداست..
#دیالوگ
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
تصحیح میکنم؛ آدمیان از جایی به بعد، سه شاخه میشوند:
یا شعر میشوند و قالب های غزل و مثنوی بر تن میکنند، یا شاعر میشوند و وزن و قافیه میآموزند و یا دیوانهی شب زدهای میشوند شبیه به من.
دسته ی سوم احتمالاً گوشه ی اتاق کز کرده و کنج عزلت برگزیده، تا دمِ صبح آنقدر شعر شاعران را میخوانند و میخوانند و میخوانند که در نهایت کلمه ای، واژه ای، قافیه ای چیزی پیدا کنند برای زخمی کردن جان خود. خلاصه که شعر بشوید، یا حداقل شاعر. دیوانه ی شبزده بودن توصیه نمیشود.