هدایت شده از مُنتهىالآمال
میدانی آدمی چطور حیف و میل میشود؟! گاهی آدمها نه از سَرِ بدی، که از سرِ بیارزشیشان، ارزشِ تو را هدر میدهند. میگذارند خودت را خرجشان کنی، و در آخر میفهمی آنقدر کوچک بودند که حتی نفهمیدند چه گنجی را از دست دادهاند. ما توسطِ کسانی حیف و میل میشویم که از سرِ خودشان که هیچ، از سرِ جَدّ و آباءشان هم زیادی بودیم.
...#آناگاوالدا
📚#کتاب دوستش داشتم
@montahialamal
_چقدر این راه لامصب طولانی میشه وقتی مقصد برات مهمه!
مرد نگاهی به ساعت مچی فلزی و طلایی رنگش میاندازد و بعد هم نگاهی در آینه به خودش..
همیشه مرد تمیزی بوده اما اینبار فرق دارد،
کش و قوسی به لبها و دماغش میدهد تا صورتش را چک کند که خوب ۷تیغه کرده باشد..
بعد هم با لبخندی که نمیتواند پنهانش کند یک دست را روی فرمان ماشین محکم میکند و با دست دیگر از داشبورد ادکلن مورد علاقهی فاطمه را برمیدارد.
اول فقط میخواست دوتا پاف به گردنش بزند تا در لحظهی اول تحسین فاطمه را بیش از پیش بخرد، اما دلش نیامد و چند پاف هم در فضای ماشین زد..
حالا که تنها بود بدون اینکه خجالت بکشد میتوانست بلند باخودش حرف بزند و نیازی نبود ذوقش را که چندسال بود فامیل بخاطر یک دعوای بیمنطق کور کرده بودند، پنهان کند!
دستی روی بوق ماشین کوبید و گفت:
کجایی فاطمه خانومم؟ که دارم میام بیمارستان سراغ خودت و جوجهت؛
اما چه اومدنی...
عروس کشونه خانوووم..
عروسیای که به دلمون گذاشتن و برات میگیرم..
شاید وقتی دیدی ماشینو پقی بزنی زیر خنده و مثل همیشه بگی حسییین..این چیه دیگه جلو مردم؟
ولی من کوتاه نمیام..
زندگی کوتاهتر از اونیه که بگی حالا که چند سال از ازدواجمون گذشته و عروسیمون سر یه چیز مسخره به هم خورده، دیگه نمیشه جبرانش کنیم..
اتفاقا حالا زندگیمون شیرینتره برای جشن گرفتن!
ایندفعه به امید خدا جشن باهم بودنمونو میگیریم، نه به هم رسیدن که معلوم نیس تهش چی میشه..
تازه چندسال دیگه بچمون به همه پز میده که شماها تو عروسی مامان باباتون دعوت نبودید ولی من تو همه عکساشون هستم..
آره عزیز من این ماشین و خونهی تزیین کرده که هیچ..
اون گوسفند بی زبونم که تو حیاط منتظرمونه هم هیچ..
همه زندگیم قربون خندیدنات..
یه صدای بوق ممتد و داد و بعدم شکستن شیشهها حرفهای مرد و نیمه تموم گذاشت..
✍محدثه ادیب
#تمرین
@mimadib
هدایت شده از 🍃 روح و ریحون 🍃
يَعِزُّ عَلَيَّ الفِرَاقُ، وَلَكِنَّ الرُّوحَ تَبْقَى جِوَارَكَ
جدایی بر من بس گران است،
اما روحم در همسایگیات باقی میماند...
#رهبر_شهید
🥀💔📿
@mimadib
🍂فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَىٰ فِرَاقِكَ ..
ناله و گریه بر عشاق حرام است ولی
از فراق تو شکایت نکنم میمیرم..
دعای کمیل | حرم سیدالکریم
📿✨🕌
@mimadib
•| آخرِ سال، سالِ آخر |•
حس و حالم مثل کسیه که بهش گفتن ۶ ماه دیگه بیشتر زنده نیستی!
همونقدر حسرت و دلتنگی گلومو فشار میده..
همونقدر نگرانی از آینده نفسگیره..
اما مگه واقعیت همین نیست؟
کدوممون مطمئنیم که بهار سال بعد و میبینیم؟
پس بهتره این ۶ ماه باقیمونده رو بیشتر و عمیقتر زندگی کنم...
میخوام این پاییز و بیشتر نفس بکشم،
بیشتر از خشخش برگا زیر پام لذت ببرم..
امیدوارم امسال نارنگیهام تلخ نباشن، خرمالوها سفت و گس نباشن و فرصت کنم با دستای خودم یه آب پرتقال حسابی درست کنم ..
یادم باشه وقتی بچهها لباساشون اناری شد حرص نخورم و بجاش ی عکس از صورتای قرمز خنده دارهشون بگیرم!
میگن سال پربارونی داریم، میخوام زیر بارون خیس شم..
کاش بچه ها بدقلقی نکنن و بتونیم یه شکلاتداغ و کیک بخوریم..
امیدوارم این فاطمیه حسابی هیئت بریم و اگرم نشد مثل قدیما آخرشبا تو اتاقم هیئت دوسه نفره بگیرم!
آخه هیشکی تنهایی گریه نمیکنه، حتما مولا و ارباب و چندتا فرشته هم کنارم میشینن گرچه نمیبینمشون..
اگه محرم بعد زنده نباشم خیلی گریه بدهکارم..
یادم باشه با اولین برفی که بارید دست پسرمو بگیرم و بریم بیرون باهم برف بازی کنیم!
وقتی برف پا گرفت، حتما یه هویج با خودمون ببریم و یدونه آدم برفی کج و کوله درست کنیم و باهاش عکس بگیریم..
باید یه هویجِ درسته فریز کنم!
انشالله امسال زیاد کتاب بخونم و وسطش هرازگاهی از پنجره برف یا بارونو تماشا کنم
و از گرمای خونه تو سرمای هوا لذت ببرم..
بجای ترسیدن از سرماخوردگی که حتما اتفاق میفته از اینکه لباس زمستونی تن بچهها میکنم و تو سرمای بیرون دماغشون یه نقطهی کوچولوی قرمز بشه ذوق کنم..
کاش یکی کنار بچهها ازم زیاد عکس بگیره، دوست ندارم وقتی بزرگ شدن عکساشون فقط تکی باشه و یادشون نباشه کی ازشون عکس گرفته..
کاش کمتر با محمدحیدر درگیر چالش و لجبازی و دعوا شم..برای روزایی که دلم برای بودن باهاش تنگ میشه..
میخوام این ۶ ماه باقی مونده از سال دلم از دلخوریا صاف باشه..
دلم میخواد زیاد خونواده و دوستامو ببینم.
میخوام کنار همسرم بشینم و وسط چایی خوردن و تماشا کردن بچهها بجای غرزدن از روزم، از شیرینکاریهاشون تعریف کنم و دلم قنج بره که وسط یه خونواده تقریبا بزرگ نشستم ..
کاش سرمون تو گوشی نباشه!
دلم میخواد نمازای بهتری بخونم..
.
.
آخ که چقدر دلم امام رضا میخواد..
#دلنوشت
✍محدثه ادیب
🌦 🍁☃️
@mimadib