eitaa logo
حِدار | محدثه ادیب
332 دنبال‌کننده
563 عکس
31 ویدیو
7 فایل
دنیا از نگاه من .... برام بنویس: @adib_315
مشاهده در ایتا
دانلود
پیش بینی های رهبر شهید که تک تک داره اتفاق میفته و خیلی ها باور نداشتند.. @mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هیچوقت برای خالی کردن خودت کسی رو لبریز نکن! 🍂🍁🍂 @mimadib
از بخت‌برگشتگی عربستان همین بس که پهلوی پشتش دراومده!! این جماعت یه نحسی‌ تاریخی دارن که از هرکی طرفداری کنن اونم سرنگون میشه!! ✍محدثه ادیب @mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ گفتم شراب وصل، به اُوباش می‌دهند؟ باخنده گفت: بنده‌ی«او»باش، می‌دهند 🍂🍁🍂 @mimadib
. 🔴 نگران توانایی‌های خودتان باشید نه ناتوانی‌هایتان! در تربیت اولاد، آنچه را که در حد قدرتتان است، انجام بدهید و برای آن قسمتی که خارج از قدرتتان است، اصلاً نگران نباشید و کار را به خداوند بسپارید! گاهی مثلاً شما با برادرتان سر تخت را می‌گیرید و در تابستان آن را در حیاط می‌گذارید. اگر او آدم سالم و قوی و فعالی باشد، شما نگران آن سرِ تخت که او گرفته، نیستید؛ چون می‌دانید که او چاپک است و قشنگ می‌تواند ببرد؛ بلکه نگران این طرفی هستید که خودتان گرفته‌اید که مبادا پایتان بلغزد و به زمین بخورید. آن سرِ تربیت را خدا گرفته و هر قسمتی که شما نمی‌توانید و از عهده‌تان خارج است، سهم خداست. شورِ آن قسمتی را نزنید که خدا گرفته؛ بلکه شورِ آن قسمتی را بزنید که خودتان گرفته‌اید. نگران ناتوانی‌های خودتان نباشید؛ بلکه نگران توانایی‌های خودتان باشید. آن چیزی که می‌توانید و برایتان ممکن است را اگر نکنید، برایتان خطرناک است؛ اما آن چیزی که نمی‌توانید، جزء وظایف شما نیست. اینکه خدای تعالی جزء وظایف شما نگذاشته یعنی چی؟ یعنی آن را جزء وظایف خودش گرفته و خودش عمل می‌کند: [ لا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها ] ✍️آیت الله حائری شیرازی @mimadib
‌آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای. چرا؟ ‌دنیا خراب می‌شد اگر دقایقی آنجا می‌نشستیم و نفری یک استکان چای می‌خوردیم؟ ‌ عجله، همیشه عجله! ‌کدام گوری می‌خواستم بروم؟ «من به بهانه رسیدن به زندگی، ‌همیشه زندگی را کشته ام» _محمود دولت‌آبادی 🪷🪷🪷 @mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•| همه‌ی ما درون خود یک شمر بالقوه داریم!|• امروز ۲۱ مهرماه مصادف با عاشورای شمسی سال ۶۱... بزرگی می‌گفت: همه ما درون خود یک شمر بالقوه داریم!! پناه برخدا.. درونم را می‌نگرم. سپاه بزرگی در تکاپو هستند.. خوب که نگاه می‌کنم چهره‌های آشنایی می‌بینم! گوشه‌ای حر ایستاده و به تقلای عمرسعد برای توجیه جاه‌طلبی‌هایم نگاه می‌کند .. لب به افسوس می‌گزم و رو برمی‌گردانم.. از گوشه‌ی دیگر قلبم صدای قرآن و مناجات زهیر و حبیب و جون می‌آید.. به پاکیِ دامان مادرم لبخندی می‌زنم و سر می‌چرخام .. هرم آفتاب دل‌انگیز شده اما از زمین اضطراب می‌بارد.. اطراف را چشم می‌چرخانم، بیشتر سپاه را نمی‌شناسم، ولوله‌ای راه انداخته‌اند و معلوم نیست از کدام جبهه می‌آیند و قصد کدام مقصود را دارند.. کاش پیش‌تر و بیشتر برای شناخت خود وقت گذاشته بودم... صدای چکمه‌هایشان دلم را آشوب می‌کند و مثل اسبی که هراسان به دنبال صاحبش می‌گردد به نور اسم حسین پناه می‌برم. از مرکب غرور خود را به زمین می‌اندازم و تمام راه چکمه‌های عادت و بی تفاوتی‌هایم راه به گردن می‌آویزم و هرچه محبت به حضرت مادرش داشته‌ام را از گوشه و کنار زندگیم بیرون می‌کشم و چون طفلی روی دست می‌برم.. کاش دل‌هایی که شکانده‌ام خار مغیلان نمی‌شدند و به پاهایم نمی‌رفتند تا زودتر به پسر فاطمه برسم.. می‌ترسم آخرش این سپاهِ بلاتکلیف کارم را به جهنم ِ سپاه شمر بیندازد.. اما نه! انگار فراموش کرده‌ام که او حسین است..پسر علی و فاطمه، سبط نبی و برادر خدای کرم حسن.. آنقدر این طایفه را خوب می‌شناسم که خوفم را چون جامه‌ی کهنه‌ای دور بیندازم و ردای رجا بپوشم .. او حسین است.. عشق بی چون و چرای من.. حضرت ِپناهِ زینب و تمام عالم.. ✍محدثه ادیب ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 @mimadib