eitaa logo
حِدار | محدثه ادیب
332 دنبال‌کننده
567 عکس
31 ویدیو
7 فایل
دنیا از نگاه من .... برام بنویس: @adib_315
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مالادا | مائده زارعی
دلتنگِ علمدار بودیم که داغِ سید محرومان بر دلمان نشست؛ و حالا ماییم و کوهی از غم به نام «یتیمی»، این یک دلتنگیِ ساده نیست، دنیای ما خالی شده... با هیچ‌چیز پُر نمی‌شود. |@miimzarei
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
موقعیت: کلاس تیراندازی🥷 https://eitaa.com/mimadib
بنت جبیل شهر بزرگ و شیعه نشین لبنان قبل و بعد از حملات صهیونیستی!! https://eitaa.com/mimadib
شب همه بخیر به جز کسایی که کشته شدن شیعیان براشون اهمیت نداره! https://eitaa.com/mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو حالیم که دلم می‌خواد خیلی چیزا بگم ولی ...
باران بزنَد بر تنِ شهرے ڪھ نباشے...! پاييز تر اَز اين شبِ دِلگير مَگر هست؟! 🍂 https://eitaa.com/mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
راستشو بخوای خیلی وقته که بازیگر شدم ! مثلا تو راه ِمهمونی پسرم تو ماشین داره با آهنگ مورد علاقه‌ش می‌خونه و می‌خنده، منم باشادی نگاهش می‌کنم و براش دست می‌زنم. چند دقیقه‌ای که می‌گذره و می‌بینم همسرم تو فکره دستم و رو دستش می‌زارم، حواسش که تو ماشین برگشت ازش راجع‌به کارهای امروزش می‌پرسم، با اینکه نپرسیده از کارهای امروز خودم براش تعریف می‌کنم ..از شیرین‌کاری‌های بچه‌ها و سرتق بازی‌هاشون.. و لابلای صحبتا چشمم دزدکی خیابونو می‌گرده تا اگه داروخانه پیدا کردیم پمادِ لثه‌ی دوقلوهارو بگیریم که دردش حسابی کلافه شون کرده .. ولی اینا فقط شبیه آرایش غلیظیه که رو صورت یه پیرزن دهن‌کجی می‌کنه.. خودِ واقعیم همون موقع می‌خواد پنجره رو پایین بکشه و بدون اینکه از کسی خجالت بکشه وسط خیابون بالا بیاره !! از همون صبحی که بیدار شدم و عکس دست بریده‌ی حاج قاسم و اون انگشتر قرمزرنگش میخ شد و رفت تو چشمام، دلم به هم ریخت ؛ مثل شبی که دنبال شهید رئیسی می‌گشتن و مدام هرکانال خبری رو هزار بار زیرو رو می‌کردیم تا بلکه فرجی بشه و بگن که فقط اشکال ارتباطی بوده .. از همون موقع‌ها بود که به دنیا ویار کردم ..ولی مثل زن بارداری که شوهرش بچه نمی‌خواد و هرصبح هزاربار می‌میره و زنده می‌شه اما همین‌که شوهرش میاد خونه، یه پیرهن گلدار می‌پوشه و با آب و تاب از اینکه امروز دکتر سونوگرافی گفته بچه حتما شبیه باباش میشه!! تعریف می‌کنه ، حواسمو پرت می‌کنم از رفتن هایی که داغشون سرد که نشد هیچ ؛ داغ روی داغ شدن .. کم‌کم داشتم به پنهون کردن این غصه ها و بازیگری عادت می‌کردم و هربار که دلتنگ می‌شدم با خودم طوری که دلم هم بشنوه بلکه سرعقل بیاد می‌گفتم : سر خُم مِی سلامت ، شکند اگر سبویی .. تا اینکه صبح روز نهم اسفند رسید ... و دیگه نتونستم نقش بازی کنم.. نه! انگاری این ویارِ لعنتی دیگه قرار نیست دست از سرم برداره .. ✍محدثه ادیب https://eitaa.com/mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا