eitaa logo
حِدار | محدثه ادیب
331 دنبال‌کننده
573 عکس
31 ویدیو
7 فایل
دنیا از نگاه من .... برام بنویس: @adib_315
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی وقتا هرچی بیشتر تلاش می‌کنم، بیشتر نمیشه !! https://eitaa.com/mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
" شهید، نظر می‌کند به وجه الله " روح الله الخمینی ره https://eitaa.com/mimadib
اگر را فتح نکنیم، باید با مواجه شویم! این سنت الهی است.. ✍محدثه ادیب https://eitaa.com/mimadib
سلامت روانمون با دنبال کردن اخبار مذاکرات: 🇮🇷https://eitaa.com/mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نزدیک ظهر بود استادِ پیرِ مسجدالنبی نگاهی به بیرون انداخت و طبق عادت همیشگی جلسه ی تفسیر قرآنش را با ذکر حدیثی نبوی درباره مقام امیرالمومنین ع به پایان رساند.. عصایش را از شاگردش گرفت، دستی به زانو و دستی به عصا از روی منبر پایین آمد و باوقار و نجابت همیشگی اش تا رسیدن به آستانه در، به سوالات و التماس دعاهای شاگردان پاسخ گفت .. در تمام این سالها جای‌جای مدینه‌الرسول روحش را با یاد یار دیرینش محمدمصطفی ص زنده نگه می‌داشت، کبوتر دلش اما امروز جای دیگری پرواز می‌کرد .. یاد حسین و هوای زیارتش چندوقتی می‌شد که چون میسر نبود، گاه و بی‌گاه اشکی می‌شد و از گوشه‌ی چشمانش به زمین می‌چکید.. گویی امروز بیشتر از روزهای دیگر احساس پیری و ناتوانی وجودش را می‌آزرد، بنابراین قصد کرده بود که نماز ظهر را در خانه بخواند و بقیه روز را خلوت کند.. خوابی که چندشب گذشته دیده بود و تعبیرش از نزدیک شدن زمان مرگش خبر می‌داد، ذهن اورا مشغول کرده بود و مدام با خود می‌گفت: پس آخرین وعده‌ی رسول خدا چه می‌شود؟ همانطور که به سمت خانه می‌رفت و در افکار و احوال خویش غوطه ور بود، ناگهان عطرِ بهشتی‌ای ابرهای افکارش را از هم گسست؛ بی اختیار سرش را بلند کرد و بدنبال صاحب آن عطر اطراف را گشت .. علی بن الحسین ع به همراه نوجوانی خوش سیما به سمتش می‌آمدند . شور و اشتیاق دیدارِ حضرت سجاد ع و همراهش چنان قدرتی در وجود جابر ایجاد کرد که بدون تکیه بر عصا برای عرض ارادت به سمتشان شتافت.. _السلام علیک یابن الحسین .. خداوند تبارک چه سعادتی نصیب بنده‌ی حقیرش کرده که حالا که چندروزیست در فراق کربلا می‌سوزم و پای رفتن نیست، توفیق تنفس عطرحسین و آینه‌ی کربلا را روزی‌ام قرار داده .. حضرت سجاد ع با محبت و لبخند پاسخ سلامش را داد، اما چیزی در صورتِ همراه ِایشان بود که جابر نمی‌توانست چشم از او بردارد .. سیمای محمدِ مصطفی ، هیبت علوی، حُسن حَسنی و عطر حسینی‌اش او را مجذوب کرده بود .. امام سجاد ع فرمود: فرزندم محمد است ! جابر که گویی سالهای عمرش از جلوی چشمانش مثل خوابی کوتاه می‌گذشت، دوباره سخن پیامبر را باخود تکرار کرد؛ جلو رفت و بوسه هایش را نثار پیشانی و دست نواده ی رسول خدا کرد و عرض کرد: "فدایت شوم جدت پیامبر به وسیله‌ی من به تو سلام رساند! گویی همین دیروز بود که فرمود : "بعد از من شخصی از خاندان مرا خواهی دید که نامش نامِ من و چهره اش شبیه چهره‌ی من خواهد بود. او درهای دانش را به روی مردم خواهد گشود.." به خدای عزّوجل قسم که بعد از زیارت شما دیگر باکی از مرگ ندارم ! چه کسی خوشبخت تر از من که توفیق زیارت پنج تن از ۱۲ نورِ امامت را یافته ام.. سپس رو به سوی امام سجاد ع کرد و ادامه داد: اگر حضرتتان اجازه دهید تا چندصباحی که از عمر این پیرِدل‌داده باقی مانده را به خدمتتان مشغول باشم و از نور وجودتان منور.. که حیاتِ دور از شما مرگی بیش نیست! ✨✨✨✨✨ هدیه به ساحت یادگار کربلا امام باقر علیه السلام و جابربن عبدالله انصاری پیشوای زائران اربعین ✍محدثه ادیب https://eitaa.com/mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آدم ذره ذره به همه چی عادت میکنه به جز لگو و اسباب‌بازی‌ای که بی‌هوا میره زیر پا :) مدرسه_والدین https://eitaa.com/mimadib
منم همینطور مادرجان! منم همینطور... 📸 🇮🇷https://eitaa.com/mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا