سلام از خوشحالی فروشی 😍 فروشگاه ته لنجی توی منطقه ما زیاده ولی این یکی رو به خاطر برخورد خوب پرسنلش خیلی دوست دارم
قبول دارین روی خوش فروشنده توی جذب مشتری خیلی موثره؟!
🌱 @mimmag
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیرینی هم بگیرم و برگردیم خونه 🙂
خلاصه کتاب بادبادک باز اثر خالد حسینی📚
در رمان بادبادک باز اتفاقاتی بسیاری رخ میدهد اما داستان اصلی به رابطهی میان دو دوست به نامهای امیر و حسن میپردازد. امیر و حسن دوستانی بسیار صمیمی هستند و با هم بزرگ شدهاند اما امیر پسر ارباب است و حسن خانهزاد آنهاست.
حسن پسری بسیار مهربان است و دل پاکی دارد و به عنوان یک دوست برای امیر فداکاریهای بسیاری میکند و همین موضوع به غم و اندوه نهفته در سرتاسر داستان میافزاید. از طرف دیگر، این رمان از مصائب و سختیهای یک کشور و مردمانش میگوید.
در این رمان تأثیرگذار راوی امیر یا همان پسر ارباب است او که اکنون در آمریکا به سر میبرد و زندگی خوبی دارد به خاطرات قدیمی خود سرک میکشد و به خصوص به سالهای کودکی خود زمانی که دوستی مانند حسن در زندگی خود داشت که حاضر بود به خاطر پسر ارباب دست به هر اقدامی بزند.
#بادبادک_باز
#خالد_حسینی
#کتاب_صوتی
🌱 @mimmag
از امشب سعی میکنم هر شب یک قسمت از بهترین کتاب هایی که خوندم روبا شما به اشتراک بزارم
کتاب بادبادک باز یکی از اون کتابهاست که تونست روح منو لمس کنه امیدوارم شما هم خوشتون بیاد🌸
شما اخیرا چه کتابی خوندین؟ خوشحال میشم با ما هم به اشتراک بزارین 🙏🏻
دوستای گلم فردا توی کانال فعالیت ندارم وسعی میکنم بیشتر کنار خانواده بگذرونم انشالله از شنبه
پرانرژی بر میگردم کنارتون
- شبتونبهدورازدلتنگیوغَم 🌙✨ -
🕊
لازم نیست حتما کار خاصی کنی تا به خودت افتخار کنی،،
تو همینجوری که هستی خوب و با ارزش و کافی هستی،
بـرای بهتر شدن تلاش کن اما یادت باشه که تو با تمام نقاط قوت و ضعفی که داری جذاب و دوست داشتنی و لایق شادی و آرامش هستی،
پس عاشقانه خودت را دوست بدار و به خودت افتخار کن...
سلااااام بامعرفتا ،، الهی که امروز دست به خاک میزنید طلا بشه براتون ✌
🌱 @mimmag
من برای اینکه قورمه سبزی لعاب بهتری بگیره بعضی وقتا از کنسرو لوبیا استفاده میکنم
روش شما واسه جا افتادن قرمه سبزی چیه؟
پ. ن
مااااماااان بیااااااا
میخوام یه اعترافی بکنم،
یادته پارسال اومدید خونمون و من خواستم قورمه سبزی بپزم و وقتی دیدی همه چی رو عین آش باهم قاطی کردم(خسته بودم و داشت برای شام هم دیر میشد)،پرسیدی اینجوری خوب جا میافته یا عین آش میشه؟
گفتم:نععع خوب میشه😅
اما نشد🤧 و واقعا عین آش آبکی شده بود و مجبور شدم آرد رو با آب قاطی کنم تا غلیظ بشه،اما آخر سر بهت گفتم دیدی چه خوب شد 😎🤥🙈
خلاصه همین🙍🏻♀️
آخیییش راحت شدم😁🙋🏻♀️
.....
پذیرای اعترافات این شکلی شما هستیم😈 بیاید بنویسید تا توی کانال بذارم و باهم بخندیم 🤭
🌱 @mimmag