.
امشب برنامه از مامان بگو روایت زندگی یه مامان یه فرزند با نیاز خاص بود ، تعبیر قشنگی داشتن یه فرشته با یه کروموزوم اضافه 👼🏻
-خانم مجری از مامان پرسید کدوم مرحله براتون سخت تر بود؟!!
+مامان گفت فقط اونجا که بقیه
دلسوزی میکردن ، سخت گذشت!!
-زخم زبون اینقدر تاثیر داره؟!
+اونقدری که کلمات آدم کشتن ،سلاح ها نکشتن !!
#روایت_نویسی #روزمرگی
🌱 @mimmag
Page167.mp3
زمان:
حجم:
1M
💠 #ختم_قرآن_کریم | صفحه: 167
🔸با صدای: استاد پرهیزکار
🌱 @mimmag
.
روزمره های مهربانو 🌱
يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَر
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا...
تحریم، ۸
خدا آنقدرها هم که نشان میدهد صبور نیست؛
من خود دیدهام بیتابیاش را برای توبهی بندگانش
روز ۲۸، جزء ۲۸
🌱 @mimmag
.
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فلک همیشه به کام یکی نمیگردد
که آسیای طبیعت به نوبت است ای دوست...
سلام جآن ✋🏻💐
روز نــو به برکـــــت ✨
این دلبر خوشمزه که معرف حظورتون هستن دیگه، کوکی لاهیجان 🍪
دستورشُ از اینجا بردارین 👇🏻
https://eitaa.com/mimmag/2933
🌱 @mimmag
41.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادمه توی یکی از کلاسای منِ بهتر یه
موضوع جالب بود در مورد مدیریت توقعات در روابط چکیدشو اینجا براتون نوشتم 👇🏻
همه ی آدمایی که به هر دلیلی در زندگیمون کمرنگ میشن بد نیستن!
گاهی رابطه ها به مشکل میخوره ، چون چگالیِ وجودِ آدما با هم سازگاری نداره...
مثلا بعضیا کفه ی محبتشون سنگینه ، بعضیا حجمِ دغدغه هاشون زیاده ، بعضیا افسردگی دارن ، بعضیا کلا تمرکزشون پایینه ، بعضیا از روابط قبلیشون آسیب دیدن ، بعضیا ذاتاً برون گرا یا شاد هستن ، بعضیا اختلالات شخصیتی دارن…
از سطح یک ارتباط تا عمقِ اون فاصله ی زیادیه... نمیشه از خیلی از افراد ، توقعِ همراهی داشت ، نه دستِ خودشونه و نه ایرادِ هیچ کدومشون... وقتی سازِ ارتباطاتتون ناکوک شد ، دنبال دلیل های احمقانه برای توجیه خود یا بدجلوه دادن طرف مقابل نباشید...
💡گاهی یک «تفاهم نداریم» ساده ، هزار بار منطقی تر از دلیل تراشی هایِ عجیب و غریبه...
لوکیشن :تنکابن زیبا 🌿
#توسعه_فردی
#روایت_نویسی
🌱 @mimmag
حضرت داوود به خداوند گفت : همنشین من در بهشت کیست؟
به نظر می رسید که همنشین او در بهشت یک پیامبر یا عابد یا زاهد باشد.
به داوود خطاب شد که همنشین تو در بهشت یک زن خانه دار است. تعجب حضرت داوود علیه السلام موجب شد به خانه آن زن برود و دق الباب کند.
زن از خانه بیرون آمد تا حضرت را دید گفت :
آیا در مورد من وحى آمده که به خانه من آمده اى؟
حضرت داوود علیه السلام فرمود : آرى، در فضیلت تو وحی بر من رسیده است.
زن گفت : گمان کنم وحی در مورد من نباشد، شاید زنى همنام من باشد، چون من لیاقت آن را ندارم.
حضرت داوود فرمود: آن زن تو هستى.
زن گفت : به خدا کارى که مرا به چنین موفقیت رسانده باشد از خود نمى بینم.
حضرت داوود علیه السلام به او فرمودند : اندکى از زندگى خود را برایم بگو.
زن گفت : هر درد و زیان و رنجى به من مى رسد صبر مى کنم و صبر کردم حتى از خدا نخواستم آن را برطرف سازد و براى صبرم پاداش نخواستم و همواره شکر خدا را نمودم من راضی به رضای خدا هستم و هیچ وقت از خدا ناراضی نبودم.
حضرت فرمودند : به او گفتم به همین خاطر به چنین مقامى رسیدى.
#داستانک
🌱 @mimmag
.