فقط یک لحظه سریع از جات پامیشی چشمات سیاهی میره حس ناخوشی پیدا میکنی حالا تصور کن مجبور باشی روزت رو با همون سیاهی و همون حس بگذرونی دیگه چه جهنمیه
نهایت بدبختیه که بقیه خانواده برن بیرون اونوقت تو بخاطر چندتا تکلیف چرت و پرت مجبور باشی خونه باشی تا بتونی به موقع تموم کنی تکالیفتو
وای خدایا ازت خواهش میکنم ازین به بعد اگه دیدی دارم به کسی روی اضافه میدم همونجا بزن از وسط نصفم کن مرسی
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
از کسایی که مامانمو اذیت میکنن متنفرم، حتی اگه خودم باشم.