تابستون امسال دهها بار تصمیم گرفتم که یک تفریحی رو انجام بدم تحت عنوان ِ«این دیگه آخرین تفریح ِاین تابستونمه، بعدش دیگه درس درس و درس» اما این رویه هنوزم ادامه داره
فقط کافی بود که من تصمیم بگیرم درس بخونم تا خانوادم برنامه بریزن برای گشت و گذار
میدونستمم ممکنه اینجوری بشه برای همین از بعد امتحان نهایی ها دوهفته فرصت داده بودم بهشون که توی اون تایم هرجا خواستن برن هماهنگ کنن زودتر بریم. همچنان وضعیت من
بعدم معتقدن که نهه تفریح با خانوادههه بایددد بیااای نمیشه که تنها بمونی خونههه اصلا درس بخونییی کههه چیییی
از چندتا روستا رد شدیم و خیلی عجیب و غریب تاریک و سوت و کور بود، بعد متوجه شدیم که این طفلکیا دو ساعت شب برقشون میره. از حدود 6 تا 8 شب