یه جورایی مطمئنم گروه هکری حنظله زمان روبهرویی با سامانه گلستان، از شغل شریفشون استعفا میدن.
سخنی با شما عزیزانِ امیدوار.
«امید» در این شرایط شاید تنها راه زنده موندن و زندگی کردن باشه، برای بعضی امید به پیروزی و خوب تموم شدن این ماجراهاست و برای بعضی امید به اینکه بتونن به زندگی عادی برگردن، ولی در هر حال، دلیلیه که آدما بهخاطرش کار انجام میدن، مثلا تجمعی شرکت میکنن، یا حتی کاری هم انجام ندن، بهخاطرش تحمل میکنن اوضاع رو. این یک.
دو اینکه، در عین حال که امید میتونه ما رو سر پا نگه داره میتونه داغانمون هم بکنه، به شدت، و امید به یه سری چیزاست که برای هممون خطرناک بوده و هست خواهد بود.
یعنی مثلا، امید خیلی قوی به اینکه امام زمان بعد از این جریانات ظهور خواهند کرد (یا مثلا شب ۲۳ ماه رمضون)
یا اینکه ما اسرائیلو کامل کامل شکست خواهیم داد،
یا اینکه آمریکا دیگه کاملا دربرابر ایران عاجز میشه و سلاحاش ته میکشه و میگه عی بابا شما پرژن پیپل اشک منو درآوردید، بیا مال خودتون،
یا چمیدونم از این دست چیزها.
مشکلش چیه؟ اینکه بیاید فرض کنیم خدا با توجه به سنت اثبات "دیدی زر میزدی" بخواد غیبت رو طولانیتر کنه، مثلا بندازتش صد سال دیگه، ده سال دیگه اصلا. خب؟ بعدش چی؟
یا اینکه در نظر بگیریم آمریکا بخواد یه موج دیگه از سلاحهاشو استفاده کنه که حتی توی تخیل ما هم نمیگنجه. دور از ذهنه؟ خیر. دور از ذات لجن آمریکاست که برای پیروزی هر کاری بکنه؟ خیر.
یا اینکه اصلا وضع از اینی که هست بدتر بشه، که من بهنظرم واقعا وضع هنوز خیلییی بد نشده:)) یعنی میتونست خیلی بدتر باشه. هنوز بهطور کامل وارد از دست دادن زیرساخت نشدیم و این یعنی فعلا قطعی آب و برق گسترده رو تجربه نکردیم. امیدوارم نکنیم.
قصدم این نیست که ناامیدتون کنم کامل، فقط یکم میخوام این کارو بکنم:)
از اونجایی که آدم حلالخوری هستم، ذکر کنم که از فردی بهنام مستر جوان (آخوند نویسندهای که از آخوندهای موردعلاقهام است) وام میگیرم این حرفا رو.
همین آقای جوان یه متنی منتشر کرد با تیتر «حتی اگر پیروز شویم، احساس پیروزی نمیکنیم.»
کل حرفش این بود که به دلایل متعدد حتی اگه پیروزی به دست بیاریم (و فرقی نمیکنه چه پیروزیای) انقدری که قله آمال و آرزوی ما بلنده که احساس نمیکنیم پیروز شدیم، احساس میکنیم عی بابا، اینکه تهش چیزی نشد ما میخواستیم نماز عید فطرو تو مسجد الاقصی بخونیما.
خلاصه که عزیزان یه کاری با روان خودتون نکنید که به خودتون بیاید ببینید خسته و ناامید شدید، به خدا گله میکنید که پ چیشد؟ (البته واقعا عادیه این کار... ولی آدمو از حرکت بازمیداره. الکی روابطتونو با خدا شکرآب نکنید).
یعنی میدونید ما که نه از قوای خودمون خبر کامل داریم که با اطمینان بگیم پیروزیمون حتمیه و اینا هر چیم داشته باشن خاک پای ما نمیشه و ما چیزیمون نخواهد شد (انشاءالله که اینطور باشه) و نه کامل میدونیم طرف مقابلمون چقدر قوا داره و چه کارایی ازش برمیاد، هر چند معلومه هر غلطی بتونه میکنه.
خلاصه درباره چیزی که اصلا خبر نداریم، نه گمانهزنی کنیم، نه مثلا یهو ناامید بشیم بگیم الان بمب اتم میزنن و یهو میبینی روز شده🙏، و نه اینکه بگیم خععب دیگر تمام و ایشالا دوستمو تو حیفا ملاقات میکنم اونجا به یاد کتاب جهرمی (فامیلیش آذری جهرمی بود یا وزیر ارتباطات پیشین بود؟) میریم اونجا و تف میندازیم روشون.
کلا خیلی بهش فکر نکنین. کار خودتونو بکنین. نتانیاهو سقط شده باشه یا نه، تلآویو غزه شده باشه یا نه، ما اتفاقای بدتری برامون بیفته یا نه، اینا در حیطه فهم و اطلاعات ما نیستن. کلا نه امید ببندین که یهو با مخ بخوره زمین امیدتون نه ناامید شید که نتونید هیچ کاری بکنید.
https://abzarek.ir/service-p/msg/2755571
مایل به صحبت؟ (این جمله سوالی نیست. مایل باشید.)
از خودت بگو
.| بیوگرافی مثلا؟ ثنا ام، ۲۰ سالمه، دانشجوی رشته جامعهشناسی که گاهی عکاسی میکنه.
میخوام درباره جامعهشناسی بیشتر بدونم و بخونم. پیشنهاد میکنی از کجا شروع کنم و چی بخونم؟
.| اومم ببین یه سری کتابا هست که درباره خود جامعهشناسیه و بیشتر معرفی کلماتشه، مثلا اینکه منظور از جامعه چیست و اینا که شخصا باهاشون حال نمیکنم ولییی لازمن و در ابتدای راه باید خوندنشون.
ولی من اگه خودم میخواستم تحقیق کنم، بیشتر از کتاب و منبع خوندن، مثلا درسگفتار گوش میدادم، یا مثلا بیشتر فیلمهایی که میشه به لحاظ جامعهشناختی روشون حرف زد، یعنی فیلم رو ببینی و تحلیلشو بخونی.