Mind Palace.-
میخوام باهات حرف بزنم ولی حس میکنم تو نمیخوای .| عه چرا دارم حرف میزنم که
ذهنم درگیر شد. خو چرا؟
https://eitaa.com/mindpalace/11201 یهو اتفاقی نیفتاد خیلی وقته دلم میخواد یه متن منسجم و کامل بنویسم تا بتونم پادکستش کنم فقط هی پشت گوش میندازه یا حسش نیس
.| اووووکی، گرفتم.
دغدغهای توی زندگی هست که جالب باشه؟ یا مثلا یه سوال که کسی بهش نپرداخته باشه، یا موضوع
دخترا معمولا خلاقیت بیشتر نسبت به پسرا دارن و مغزشون باز تره شما ایده یا نظرتون بدید
.| دارم فکر میکنم. یکی ایده داد روزمرگی جنگ میشه شروع کرد.
مثلا میدونستید اینکه تصورتون از ایران یک خانومه و میگید "ایران خانوم" یه پیشینه تاریخی داره و به دلیل رخداد یه اتفاقی در نهایت آدما ایران رو یک مادر و زن درنظر میگیرن؟
Mind Palace.-
مثلا میدونستید اینکه تصورتون از ایران یک خانومه و میگید "ایران خانوم" یه پیشینه تاریخی داره و به د
چه بامزه
ازین پیشینه تاریخیا خوشم میاد
اینکه هرچیزی "از کجا اومده؟"
Mind Palace.-
چه بامزه ازین پیشینه تاریخیا خوشم میاد اینکه هرچیزی "از کجا اومده؟"
این بحثِ همیشه جذاب✨
الان خودم کست باکسم بالا نمیاد به غیر از اینکه غمگینم ایده هم نمیتونم بگیرم ولی خب حالا اگه شروع کنیم میخواید تا ساخت کاملش ناشناس هماهنگ بشیم؟ آیدی بدم؟آیدی میدید؟ چیکار کنم
.| شما آیدی بده
برخلاف نظر بقیه به نظر من موضوع جنگ خوب نیست چون الان همه جا همش میشنوی جنگ جنگ جنگ باید موضوعی باشه کخ فکرت رو آزاد کنه نهواینکه یه زخم دیگه باشه
.| جنگ تکراری هست، اما از یه جهت مهمه و من نمیدونم چجوری باید برای پرداختن به اون وجهش کار کرد...
اگه یادتون باشه بعد از جنگ ۱۲ روزه، انگار که هیییچ اتفاقی نیفتاده باشه هممون برگشتیم به حالت اولمون. واقعا انگار چیزیمون نشده (بهجز اونایی که آسیب جدی دیده بودن) و اگه بعد این جنگ هم چنین اتفاقی بیفته واقعا ضرر میکنیم...
Mind Palace.-
مثلا میدونستید اینکه تصورتون از ایران یک خانومه و میگید "ایران خانوم" یه پیشینه تاریخی داره و به د
https://eitaa.com/mindpalace/11210 بوگووووو چه پیشینه ای؟
.| جریانش برمیگرده به زمان قاجار... و یه اتفاق میفته که انگار توی تاریخ گمشده، و هیچکس بهش نپرداخته. اتفاق تلخ "دختران قوچان".
دختران قوچان داستان اینه که مردمی که در نزدیکی ترکمنها و ارامنه زندگی میکردن، توان پرداخت مالیاتشونو داشتن از دست میدادن. مالیات زیاد بود، دام کم، و داشتن کمکم از شدت عدم توانایی، به این رو میاوردن که دخترانشون رو به اونها بفروشن.
این اتفاق در حالی افتاد که در همون زمان، از طرف خود شاهان قاجار نوعی عدم توانایی اداره مملکت رخ داده بود. ایران با کلی مشکل مواجه شده بود و مردم در حال رنج دیدن از این عدم رسیدگی بودن.
جمع اینا باعث یه تحول معنایی شد؛ انگار دختران قوچان - که فروخته میشدند به بیگانه - همان مردم رنجور ایرانی بودند، که برای نجاتشان کاری از دست پدران - که شاه مملکت هم پدر مملکت هست - برنمیآمد، و به دست خارجیها به تاراج میرفتند.