و یه مسئله دیگه منباب درک اینکه ژاپن در چه شرایطیه، اینه که دقیقا شبیه کشورای عربی، ژاپن در عرصه نظامی پیوند خیلی تنگاتنگی با آمریکا داره. از به کار بردن کلماتی که دقیق اشاره میکنن پرهیز میکنم چون نمیدونم دقیقا در چه عرصههایی (مثلا سلاحه یا چی)، ولی چیزی که مشخصه اینه که احیانا به ژاپن حمله بشه یا بخواد حمله کنه اختیار نیروی نظامیش با آمریکاست، حداقل اینکه، بیشترش با آمریکاست.
اونجایی مرگ جامعهشناسی رو حس کردم که این روزها رو دیدم. نمیدونم چطور بگم که این اتفاق افتاده، ولی کاملا حسش میکنم.
تمام معادلات، بایدها و نبایدها، تعریف از مردم، تعریف از حقوق مردم، از شهروند، از وظیفهش، همهش دود شد و به هوا رفت.
مملکت حق کسیه که براش میمونه و میجنگه و دفاع میکنه. دیگه حتی تحمل شنیدن زر مفت روشنفکری رو هم ندارم که سالها آدمهایی رو عقبمونده خوند که الان بچههاشونو میدن که برن پای لانچر بشینن و دست و پاشون قطع شه.
نه حق حرف زدن دارن و نه حقی از این مملکت که هیچ هزینهای براش ندادن.
اگه قبلا نمیفهمیدم اینو، درکش نمیکردم، و مصداق تمامیتخواهی میدونستمش، الان میفهمم.
Mind Palace.-
و برای بار نمیدونم چندم گفتم حیف از اینهمه جان... حیف...
حیف از این همه پتانسیل... حیف...
«میبخشم ولی فراموش نمیکنم» رو اولینبار نلسون ماندلا گفت. مبارز سیاهپوست که چندین سال رو توی زندان گذروند و این جمله رو وقتی گفت که از زندان آزاد شده بود.
این روزا همه جا این جمله رو میبینم، و روزهای قبلش هم. انگار هر کی ظلمی بهش شده همین جمله رو تکرار میکنه.
اما چیزی که وجود داره اینه که، خب؟ بعدش چی؟ نه بخشیدی و نه فراموش کردی، بعدش چی میشه؟ نمیخواستی بزنی دهن اون آدما رو سرویس کنی؟
نلسون ماندلا ظلم بهش روا شد، و البته که جنگید تا کاری کنه، اما انتقام چی میشه؟ آیا نباید با کله بزنی تو صورت اونی که چنین کاری رو باهات کرده؟ اگه نکنی بعدش چی میشه؟
چیزی که بهنظرم میاد اینه که فرهنگ انتقام گرفتن بازتاب کاملا متفاوتی داره با چیزی که برای ما واضح و مبرهنه. هر شخصیتی در فیلمها رو که یادم میاد و میخواسته انتقام بگیره، نهایت یا یه آدم وحشی به تصویر کشیده شده که تبدیل به یه هیولا شده، که دو حالت داره: یا از سر دلسوزی و اون گذشته تلخ و غمانگیز، شما با این وحشی شدن همراهی میکنید و گاها هم اون آدم در نقش آنتاگونیست داستانه و شما قاعدتا باهاش مخالفید.