eitaa logo
Mind Palace.-
248 دنبال‌کننده
876 عکس
132 ویدیو
7 فایل
قصر ذهن؛ مکانی انتزاعی در ذهن، و عاری از هرگونه مزاحمت... اینجا تا حد ممکن آزادی. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1n0kzfe&btn=M.P https://abzarek.ir/service-p/msg/4325291
مشاهده در ایتا
دانلود
از این‌شون خوشم میاد. مرگ باشرافت رو به زندگی محقر ترجیح می‌دادن.
"دروغ وقتی خیلی بزرگ باشه، باورپذیر می‌شه و حقیقت وقتی خیلی شفاف باشه، انکارپذیر می‌شه."
+تا حالا وقتی شلوار تنگ یا کمربنددار تنت بوده زیاد غذا خوردی؟ دیدی چجوری تنگ جلوی معده رو گرفته که یه وقت حس راحتی بهش دست نده، و تو هی میخوای فقط از شر اون تنگنا رها شی؟ یه همچین تنگنایی برای نفس کشیدن حس میکنم
https://eitaa.com/letsghod/23275 حس کردم اینو حتما باید ببینی .| عه پاک شده چی بود؟
https://eitaa.com/ShitpostHome/496 این بووود😭 .| محبوب دل‌ها😭😭😭😭
اینجا نذاشتمش هنوز😭
478.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید بپرسید اخیراً در چه وضعیتی بودم:
دعا می‌خوانم و فحش می‌دهم، شاید اثر کند.
از دی‌ماه تاحالا، حسم نسبت به رشته‌ و درسایی که می‌خوندم خیلی بد بود. مودم این بود که انگار وسط یه زلزله نشستی که روزها و ماه‌ها ادامه داره و تو اون وسط سعی داری به این فکر کنی که راستی چرا آدما نمی‌رن به جای گوش دادن به موسیقی رپ به بتهوون گوش بدن، همین‌قدر بی‌ربط، پَرت، و جدا از فضایی که توش زیست می‌کنی و مقتضیاتش. برای همینم رها کردم، درس رو، و کتابایی که خوندنشون مسخره و مضحک بود. و الان می‌فهمم چرا این حسو داشتم... و می‌فهمم چرا اون جامعه‌شناسی هیچ‌وقت قرار نبود به من، به مایی که توی ایران، توی جنوب غرب آسیا (و به زعم اون‌ها، خاورمیانه) و مشرق‌زمین هستیم کمک کنه. هیچ‌وقت قرار نبود داستان ما رو توضیح بده، داستانی که توش غربی‌ها قهرمان و برنده نبودن.
"علوم انسانی‌ای که در خدمت و برای آمریکا ایجاد شده، نمی‌تونه و نمی‌ذاره که در اون آمریکا چیزی جز قهرمان باشه." این رو استادم گفت. و دیدم دقیقا برای همینه که تمام اون کله‌گنده‌های جامعه‌شناسی یک چیز می‌گن؛ هر بولشتی غیر از اینکه کی دشمنه و باید از بین بره‌. در مختصات ذهنی‌شون چنین چیزی وجود نداره - و به تبع اون، در مختصات ذهنی جوجه‌دانشجوی علوم انسانی‌. وقتی هر چیزی که خوندی و هر تحلیل، در راستای تبدیل یا ستایش یک چیز و یک ایده بوده، نمی‌تونی از چیزی که بهش تبدیل خواهی شد فرار کنی. شانس آورده باشی تو همون سرزمین این مزخرفات رو بخونی و بهرحال تعلقی داشته باشی، شانس هم نداشته باشی هم که معلومه، به کشورت حمله شده و تو هنوز یک مزخرف رو تکرار می‌کنی. شاید این آرزو دور باشه... شاید هم نزدیک، نمی‌دونم. اما امیدوارم اون روز رو ببینم، یا دَرِش نقش داشته باشم که بالاخره ما برای خودمون حرف بزنیم و حداقل در داستان خودمون قهرمان باشیم...