تاحالا به موسیقی فکر کردید که چقدر عجیبه؟
بقیه هنرها مثل مجسمهسازی، معماری، سینما و... یه جسمی دارن، یه فُرم. و موسیقی عملا ارتعاش مولکولهای هواست. و شگفتانگیز نیست که، ارتعاش مولکولهای هوا چه تاثیرات عمیقی رو بر انسان میذاره؟ آدم شاید نتونه برای هر موقعیت زندگیش یک مجسمه و یک جسم پیدا کنه، اما میتونه موسیقیای رو در ذهن داشته باشه و با اون به رقص در بیاد. و با اون حس دیگران رو به حس خودش، روح خودش رو به روح اونها نزدیک کنه.
https://eitaa.com/mindpalace/11928
کی گفته که نیست خانوم ثنا؟
.| برای آواز خوندن خوب نیست دیگه
درسته تصمیم درست رو میگیرم اما بعد بابتش تا نیمه شب گریه میکنم
.| منطقی فکر کردن و استفاده عقل سرد دردناک خواهد بود، اما اگه نتیجهش خوب باشه شاید مرهمی باشه بر همه این دردا
https://eitaa.com/mindpalace/11931
شاید و امیدوارم
تصمیم راحتی نبود و نیست واقعا چیزی که ۴ ساله یه زخم عمیق برام به جا گذاشته ولی به نظرم عاقلانه ترین کار ممکن همینه
.| اینجوری کار سختتری هم کردی.. ولی این از قوی بودنته که تونستی بالاخره تصمیمی که فکر کردی درسته رو بگیری، هرچند سخت :]
وقتی مامانم رفت. وقتی به زور وارد رشتهای شدم که ازش متنفر بودم. وقتی عاشقش شدم.
.| اوه... امیدوارم که اون کسی که بعدش شدی، حالش بهتر شده باشه
بعد از ۱۸ دی و استرسی که لحظهبهلحظه برای همسرم کشیدم
.| :))) سلامت باشن ایشالا
https://eitaa.com/mindpalace/11934
بعد از مریضی سخت مادرم وقتی توی کوچه زمین خورد، وقتی وصیت کرد....
.| الهی... دردی که آدم برای مادرش میکشه خردکنندهست
https://eitaa.com/mindpalace/11934
افسردگیای که ۲ ۳ سال پیش داشتم و شاید هنوزم ازش بیرون نیومدم
.| :) امیدوارم به زودی ازش گذر کنی *بغل
https://eitaa.com/mindpalace/11934اوومم خب برای من اون همهی من بود و من فقط بخشی از اون، با وجود اینکه اتفاقاتی میافتاد که هی این حقيقتو بهم یادآوری میکرد، اما هنوزهم امیدوار بودم، تا آخرین بار که اون حرفو زد🤷♀️، بعد از اون حرف برای واقعی دیگه احساساتام من نبودن، میبینمشونا اما نه به عنوان من، انگار که من اون آدمست که به ابرای درحال حرکت که احساساتشن نگاه میکنه و انقدم تحت تاثیرشون نیست
.| "اون همه من بود و من فقط بخشی از اون". چقدر این جمله عجیب و دردناکه..
من همیشه اون لحظهای که یهو تلاطم درونیت انگار روش یه سطل آب یخ ریخته میشه رو تصور میکنم. حالت چشمهای آدما، طوری که یهو شونههاشون میفته، و بعدش گذر میکنن.