من هنوز خیلی کوچیکم توی فهمش. واقعا کم و ناچیزم. این حرفها از دهن من بزرگترن، اما میدونم که راستان. میدونم که خوبن، حتی اگه انقدر احمق باشم که خودم نتونم انجامشون بدم..
یعنی میدونید، من همیشه فکر میکردم آزاد بودن از قید و بند چیز خیلی لذتبخشیه. کسی نیست چیزی بهت بگه یا قانونی که تو رو متوقف کنه. میتونی وحشیانه به زندگیت ادامه بدی، و نه وحشیانه در معنای خوی مثلا خشن، بلکه آزاد و رها.
بعد میبینم که آدما وقتی به چیزی بند نیستن، و وقتی هیچ مرز و باید و نبایدی نباشه، خودشون خودشونو نابود میکنن، به معنای واقعی. یهو روانی میشن. میزنن به در و دیوار. اولش جالبه، و بعدش میبینی دیگه به هیچی راضی نمیشی و تنها چیزی که ممکنه آرومت کنه اینه که از بین بری.
Mind Palace.-
خداوند بر ما منت نهاد و ما را شیعهی او قرار داد. به معنای واقعی، منت نهاد.
آقا چرا نمیفهمم این کجا فوروارد شده
هم اکنون یک سوءتفاهم را با دستهای خودم تولید کردم. با ما در این بدبختی همراه باشید.
مردم جالبی هستیم
هر سوراخی رو زمین و نرده ها و خیابون، معنیش برامون عوض شده
معنیش اینه که اون جای خالی، جای چوب پرچمه :)
الگوریتمت میره روی فیلمای جنگ و عکس مکائیل و دیگه بعدش از تو اکسپلور زنده بیرون نمیای.
میکائیل کیه؟
.| میکائیل میردوقی، از شهدای میناب، پسربچهای با قمقهای آبی و بند عینک کلفت که داره از کسی که پشت دوربینه خداحافظی میکنه.
نظر نامحبوبم (بهمثابه چیزی که آدما گردن نمیگیرن) اینه که اکثرتون با اینکه حرف مخالفتون زده بشه مشکل دارید، نه اینکه "چرا درست نقد نمیکنی😡" و "چقد احمقی که حرف منو نمیفهمی😡". هی از اینکه آدما بلد نیستن درست باهاتون مخالفت کنن حرف میزنید ولی درواقع در نظرتون درست مخالفت کردن اینه: تایید، تایید، تایید، تایید، "یه کوچولو تجدید نظر کن".