حالا اینکه تو حضوری از هفته بعد میخوایم امتحان بدیم و دیگه جزوه دم دستمون نیست و بیخیال
دیگه نمیتونیم هیچ کدوم از سوالا رو جواب ندیم و معلم ام نتونه مجبورمون کنه.
ندونستن؟
ندونستن خیلی نعمت بزرگیه!
فقط حیف که اصلا خبر نداری هیچی نمیدونی که بخوای ازش لذت ببری.
به اینده درسی پیش روم که نگا میکنم، همونجا انگیزه ی قوی ای برای ترک تحصیل بهم دست میده.
- هی، مثکه امروز خیلی تکلیف ندارم و میتونم یکم خوش باشم.
(هنگام کشیدن پتو بر روی خود به یاد می آورد باید پروژه تحویل میداده.)
از اینکه قراره کلمات همه چیِ درونمو با خودشون حمل کنن ولی اونم نمیشه بدم میاد.
- این قیافه خونسرد منو میبینی؟
اره درست حدس زدی. پشتش دیوانه وار دارم تلاش میکنم غرق نشم.
الان رو اون مودم که حتی اگه اهنگ مورد علاقمم گوش بدم یهو وسطش میبینم داره تموم میشه و من هیچی ازش نفهمیدم.