اینجوریه که میگم فلان چیز اصلا ارزش استرس کشیدن نداره و در عین حال استرس تو زندگیم موج میزنه
- کاشکی میزان بدبخت بودنمون به عنوان یه انسان فقط تو اینکه درسامون زیاده و زیاد تفریح نمیکنیم خلاصه میشد..
دقیقا همون جایی که فکر میکنم اوضاع از چیزی که هست بدتر نمیشه، یه چیزی غافلگیرم میکنه
بعضی موقع ها از خودم به خاطر این حجم از تنفری که تو وجودم هس خیلی متنفر میشم.
اینهمه تلاش میکنیم یه هفته بدون خون و خونریزی تموم شه دوباره یه هفته دیگه شروع میشه:/
طبیعیش اینه که وقتی از وضعیتی ناراضی هستی یا طرز فکر خودتو نسبت بهش تغییر بدی یا وضعیت و عوض کنی
نه اینکه نه با وضعیت کنار بیای، نه توان تغییر دادنشو داشته باشی..