متنفرم از اینکه دارم به چیزایی شک میکنم که قبلا کاری میکردم بقیه بهش اطمینان پیدا کنن!
یکی از معدود زمانایی که به شدت احساس رضایت میکنم از اینکه زنده ام، وقتاییه که بارون میاد
Mind Palace.!
اگه هیچ چیز اونطور که تصور می کنیم نباشه چی¿
شاید هرچی که می دونیم فقط یه توهم باشه.
Mind Palace.!
شاید هرچی که می دونیم فقط یه توهم باشه.
"نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد"
شاید
شاید
شاید
کی می دونه این "شایدا" با باور و اعتقاد آدم چیکارا می کنه¿
شک که به جونت بیفته تا تمومت نکنه تموم نمیشه.
یه وقتایی یه جاهایی از بدنم درد میگیره که فقط دلم میخواد بدونم چجوری میشه اونجاها درد بگیره:/