هدایت شده از - Deleted Account !
ی مشکلیم هس اونم اینکه حس میکنم کینه ای شدم درصورتی ک اصلللللا نمیخام ی آدم کینه ای باشم ولی اگر کینه ای نیستم پس چرا با هر دعوا طرفم ب کل شخصیت و جایگاه قبلیشو پیشم از دست میده و دیگه نمیتونم مثل قبل نگاش کنم؟حتی اگر نزدیکم باشه!این اگر اسمش کینه نیست پس چیه؟
Mind Palace.!
ی مشکلیم هس اونم اینکه حس میکنم کینه ای شدم درصورتی ک اصلللللا نمیخام ی آدم کینه ای باشم ولی اگر کین
این اسمش کینه نیست. اسمش بی اعتمادیه نسبت به ادما
این کینه نیس
شاید اسمش زود قضاوت کردن باشه
ولی به شخصه از سر بی اعتمادی همیشگیم نسبت به ادمایی که اصلا حق ورود بهشون ندادم، همین شکلی میشم
میخواستم امروز یکم از گوشی فاصله بگیرم
دیدم حتی روضه گوش کردنم وابسته به این ماسماسکه !
ماهیا رو دیدین تو اب هی دهنشونو باز و بسته میکنن ولی همچنان صدایی ازشون نمیشنویم؟
دقیقا شبیه یه ماهی شدم که هر چی میام تایپ کنم، همچنان نمیتونم چیزی بنویسم
موضوع اینجاس که یکی حسرت میخوره و نصیبش میشه
یکی حسرت لازم نیس بخوره چون در هر صورت نصیبش شده
و یکی حسرت میخوره ولی نصیبش نمیشه.
Mind Palace.!
یه سری دردارم اصلا نمیشه با اشک گفت فقط باید داد زد داد!
اونم یه جایی که صدای خودتو بشنوی
یه جایی که دوباره صدات کمونه کنه برگرده تو گوشای خودت
مطمئن شی داد زدی و هنوز نمردی