eitaa logo
ماینکرافت لند ★ MINECRAFT LAND ★ ماینکرفت
8.1هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
به چنل ماینڪرافت لند کــبیـر خوشــ آمدیـــد🌹 [🟢] Minecraft land ╰────𒆕 • @ML_AboutUs [❓] Minecraft land FAQ ╰────𒆕 • @ML_FAQ [👤] ADMIN ╰────𒆕 • @parsa87_13 [Establishment] ╰────𒆕 • 1399/4/27 🛡️ Powered BY, ML Group I'm 6!
مشاهده در ایتا
دانلود
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پست جدید اکانت رسمی اینستا ماینکرافت🥙 عجب جاییه😍🔥🌳 join us🏔🌲 @minecraftlnd🥁🎮🎭
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فسیل تو استرون قولد؟😳🤣 خوش شانسی با بد شانسی ترکیب شده🤣 join us🏔🌲 @minecraftlnd🥁🎮🎭
اگر تبر به دست بگیرید و رو بلاک مسی که واکس زده شده کلیک کنید واکس آن از بین میرود!🌲 join us🏔🌲 @minecraftlnd🥁🎮🎭
این خبر تایید حتمی نمی شود💥‼️ پارت دومی برای اپدیت caves and cliffs داریم! یعنی حالا حالا ها اگر خبر درست باشد درگیر این آپدیت هستیم! احتمال بر این هست که پارت دوم برای آپدیت 1.18 باشد !و احتمالا یک رونمایی دیگه از آپدیت caves and cliffs خواهیم داشت😐🔥 join us🏔🌲 @minecraftlnd🥁🎮🎭
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام دوستان من Enderwarrior ادمین جدید کانال ماینکرافت لند امروز قراره چند تا از کریپی پاستا های جدید ماینکرافت را معرفی کنم اول از همه کریپی پاستا چیست؟ کریپی پاستا داستان های فیک و غیر واقعی هستند که توسط یک شخص در اینترنت پخش می شود و بقیه شروع به کپی ازش می کنند و این طوری این داستان فیک معروف میشه و حتی برخی ها باورش می کنند😐!! جالب است بدونید کریپی پاستا ریشه در کلمه کپی پیست دارد با همراه باشید Join us✌️ @minecraftland
نام: الکساندر(Alexander)لقب‌ها: الکس تاریک، الکس اهریمن تاریخ مشاهده: 2 سپتامبر 2014نسخه بازی: 1.8 این ماجرا در مورد یه پلیر به نام “EnderGamer27” هستش که ماینکرافت 1.8 رو تازه خریده و قصد بازی کردنشو داره، ولی بعدش با یه موجود عجیب تو بازی روبه‌رو میشه: امروز شرکت موجانگ اعلام کرد ماینکرافت ۱.۸ رو منتشر می کنه من هم هیجان زده از اینترنت بازی رو دانلود کردم حجم بازی به طور عجیبی زیاد بود چیزی حدود یک گیگ 🙄 ولی اهمیت ندادم و گذاشتم دانلود شه وارد بخش تک نفره شدم و نت رو خاموش کردم ناگهان تو بازی یکی تو چت بهم سلام کرد!! پرسیدم: تو کی هستی الکس: من الکساندرام ولی می تونی بهم بگی الکس من: آها باشه، چطور اومدی اینجا؟∎الکس: من فقط اومدم اینجا. چرا میپرسی؟∎من فهمیدم که اون نمیخواد بگه چطور رسیده اینجا، پس گفتم: هیچی، فراموشش کن!∎الکس: میخوای چیزی بسازیم؟∎من: باشه!∎تو اون لحظه الکس چنتا بسته چوب برداشت و بعد 12 دقیقه یه مجسمه به طول 6 بلاک از خودش ساخت.∎من: باحال بود!∎الکس: ممنون!∎الکس: هی، میشه منم باهات بازی کنم؟∎من: نه اشکالی نداره! بعدش ما کلی گشتیم، روستا کشف کردیم، با کلی از هیولاها جنگیدیم و کلی چیزمیز ساختیم. بعدش الکس بهم گفت: بیا بریم اژدهای اندم بکشیم!∎من: باشه بریم! بعدش ما رفتیم و با اژدها جنگیدیم، ولی یه چیزی درست نبود! توی بخش چتم یه جمله نوشته شده بود که از طرف الکس بود: “آیا ما باهم دوست صمیمی هستیم؟” و زیرشم دوتا دکمه “بله” و “خیر” بود. فکر کردم که این الکس نیست و شاید یه هکره، پس دکمه “خیر” رو زدم. Join us @minecraftland
یهو برگشتم و الکس گفت: من فکر میکردم که ما دوستیم!∎الکسا: چرا به من اعتماد نداری؟∎الکسان: من ازت انتقام میگیرم!∎الکساند: همچنین من نخواستم که ما دوست باشیم!∎الکساندر: خودت خواستی!∎الکساندرا: حالا من اینجام، طردشده، غمگین و دل‌شکسته. به خاطر تو من به یه شیطان، نابودی و قاتل تبدیل شدم. حالا میکشمت! بعدش قیافه الکس تغییر کرد، پوستش تیره‌تر شد، چشماش قرمز شد و انقد گریه کرد که از ازشون خون اومد، لباساش تیره و لباش سیاه شد. یهو بازی خراب شد و هرکاری کردم روشن نشد! از ترس در اتاقمو بستم و دوباره سر کامپیوترم نشستم. یه لحظه صدای شکستن شیشه شنیدم و سرمو برگردوندم که یهو یکی هلم داد و افتادم و بیهوش شدم! همون لحظه سایه یه زن سیاه‌پوشو روی سرم دیدم! این از اولین داستان Join us @minecraftland کپی ممنوع ❎ فروارد آزاد✅
نام: سَر آژیر(Siren Head)لقب‌ها: نامشخص تاریخ مشاهده: 2011مکان مشاهده: جنگل ردهء: بسیار پرخاشگرارتفاع: 3 متر(6 بلاک) ماجرای دیدن این سایرن‌هِد رو یه پلیر به نام “UKFaithful” تعریف میکنه که اون زمان داشته تو یوتیوب پخش زنده میگرفته. اون قسم میخورد که یه باز تو بازی با یه چیز عجیب مواجه شده و اون چیز عجیب… : داشتم ماینکرافت بازی میکردم! تو جنگل بودم و داشتم چوب میکندم و یه خونه‌ی قشنگ ازشون ساختم. شب شد و رفتم خونه که بخوابم؛ امّا به یه دلیلی کاراکترم نتونست بخوابه! پنج دقیقه ای صبر کردم ولی نخوابید و کاراکترمو از تخت انداخت بیرون! نمودار گرسنگیم کم بود، پس برای پیدا کردن غذا به جنگل رفتم. وقتی رفتم تو جنگل یه صدای عجیب و آروم شنیدم که مال خود بازی نبود! هرچقدم که داخل جنگل میشدم صدا بلندتر میشد! به چنتا از پشتیبانی‌های ماینکرافت زنگ زدم و اونا دلیل این صدا رو یه باگ جزئی گفتن. Join us @minecraftland
تصمیم گرفتم که استریمو(پخش زنده) مکث کنم. اسکایپ رو روشن کردم تا با یکی در این مورد حرف بزنم و همزمان رفتم جنگل تا غذا پیدا کنم. یهو یه اکانت ناشناس با یه لهجه عجیب باهام حرف زد. فکر کردم داره مسخرم میکنه، امّا اینطوری نبود. اسکایپ 5 دقیقه پیش دوباره تنظیم شده بود! متوجه شدم صداهایی که از اون اکانت میومد، با صداهایی که از بازی میومد مطابقت داره! تو بازی داشت شب میشد که یهو یه چیز عجیبیو تو جنگل دیدم و ناگهانی بازیم از ماینکرافت بیرون اومد و پرید تو یه بازی دیگه که درباره سایرن‌هِد بود! صدای بازی خیلی زیاد بود؛ پس کامپیوترمو خاموش کردم. کنار خونمون یه جنگل هست. وقتی کامپیوترو خاموش کردم یه صدای آژیر از کنار جنگل شنیدم. سریع به پلیس زنگ زدم و بهشون خبر دادم که جنگل درحال آتیش‌سوزیه! پلیس گفت هیچ جای نگرانی نیست، چونکه جنگل اصلا آتیش نگرفته! چند روزی کامپیوترمو باز نکردم و بعدش وارد یه سایتی شدم که یه عکس از سایرن‌هِد داشتن، و آدرس عکس هم جنگل کنار خونه ما بود! تصمیم گرفتم چندروزی برم به جنگل که بلکه بتونم کسیو اونجا پیدا کنم، ولی کسی تو جنگل نبود…! این هم از دومین داستان Join us @minecraftland