خاطره ترسناک من در ماینکرافت این هست یه شب تو خونه ام یه جایی رو درست میکردم که یک صدای ترسناکی شنیدم مثل صدای یک سفینه بود اون موقع نمیدونستم درجه هیولا ها را به (سخت) گذاشتم بیرون اومدم دیدم اندر من ها اطراف خونه ام رو گرفته اند و وسایل هامو میبرند و هیرو براین در وصط آنها قرار داشت و من شمشیر آبی داشتم و میخواستم با هیروبراین بجنگم اندر من ها منو کشتند انگار از او اطاعت میکردند و من و وقتی به دنیا آمدم دیدم خونه ام رو ترکوندند ، اصلا نتونستم پیدا شون کنم،واسه خونه ام چند ماه وقت گذاشته بودم درست کنم خیلی خونه بزرگی بود انگار از روی زمین برداشته بودند اون شب تو ماینکرافت خیلی شب بدی بود😱😱😱
ایلیا صالحی:
یک روز توی روستا بودم داشت بارون میومد از روستا رفتم بیرون برای جمع کردن چوب از اونجایی که تازه ماینکرافت رونصب کرده بودم و چیزی در مورد موب زامبی نمیدونستم فکر کردم که زامبیا اتیش گرفتن و زامبی ای وجود نداره که یک هو زامبیا به من حمله کردن
یه روز به دنیای آخرت ماین کرافت رفتیم نمی دونم چی شد ولی پورتالم نابود شد دراگون ها هم بهم حمله کردن فقط می دویدم از یه طرف اندر من از طرف دیگه دراگون بالاخره به ساختمانی رسیدم که بالاش یه چیز بنفش بود قایم شدم که ناگهان اندر من حمله ور شد بهم وبا اون جیغ گوشخراشش نابودم کرد
برای اولین بار مود دایناسوری ماینکرافت رو نصب کردم شب ماینکرافتی بود داخل ساختمان بودم داشتم راه می رفتم یکهو دنیا سیاه شد دویدم بالا البته جایی رو ندیدم نمی دونم کجارفت ولی متوجه شدم یهیزی سوخت بعد متوجه شدم کریپره ناگهان منفجر شدم
من اوایل که ماینکرفت نصب کرده بودم تو حالت سرویوال بودم و بلد نبودم از حالت سرویوال در بیارم
یه بار یه خونه درست کرده بودم بعد صبح تا شب صدای زامبی میومد منم نمیدونستم از کجاست
بعد یه کلنگ ساختم زمینو کندم بعد افتادم تو اسپانر زامبی گذاشته بودم رو سخت و منم نتوستم بکشمشون و مردم