الان میفهمم این ادمایی که محترمانه میرن لایق پرستشن ، بعضی وقتا سخته با احترام تموم کردن ، سخت میشه همه لحظه های خوبت با اون ادمو یادت بیاری که بتونی خیلی چیزارو نگی و بری
سخت میشه خیلی حرفارو نگفته گذاشتن و رفتن
بعضی وقتا سخت میشه سکوت کرد وقتی اون ادمی که روبهروته دیگه ذره ای برات اهمیت نداره
وگرنه سکوت کردن جلوی ادمی که ترس از دست دادنشو داری خیلی سادست !
شبی دستان سردم را در دستان خود میگیری
آنگاه میفهمی دنیا واقعا هم آنقدر ارزشش را نداشت .
•روایات دستان