⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۹)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه
🔶🔹در بسيارى موارد، قبل از اين كه درس را آغاز كند و با عباراتِ مصنّف، سطر بهسطر، حركت كند مىگفت: بنويسيد.
اين «بنويسيدِ» اديب يكى از ممتازترين وجوهِ درس او بود. بسيارى از شاهكارهاى مُتنبِّى و ابوالعلاء و ديگر كلاسيكهاى ادب عرب را بر ما املا مىكرد و بيت بهبيت آنها را تفسير مىكرد و تمام اينها غالباً از حافظهاش بود. تنها قصايد مَعَرّى و متنبّى و بزرگان ادب عرب نبود كه اديب بر ما املا مىكرد، بسيارى از شعرهاى فرخى و منوچهرى و مسعودسعد را نيز مىخواند تا ما بنويسيم. درس مطوّلِ اديب، خاصة، دايرةالمعارف ادب فارسى و ادب عربى، و بىهيچ اغراق نمونه درخشانِ درس ادبيات تطبيقى ميانِ فارسى و عربى بود. در درس مقامات حريرى نيز همين رفتار را داشت.
🔺 به تناسبِ فضاى درس، در كنارِ استشهاد بهشعرهاى قدما، گاه قطعهاى يا بيتى از خويش نيز مىخواند.
╭─────📚─────╮
📚 کانال میراث علمی سلف؛
🆔 Eitaa: @mirath
🆔 Telegram: @mirath
🌐 web: https://mirath.blog.ir
📨 Pv Eitaa: @hm1370
╰─────📖─────╯
| میراث علمی سَلَف |
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۹)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة ا
🔹خداوند روح مرحوم اديب را غریق رحمت کند. با چه فطانتی، اشعار را برای طلاب می خواندند و چه نابغه هایی را در دامان خود پروراندند.
📌 اشعار جاهلی يا حداقل اشعار فاخر در دوره های بعد از جاهلیت، منبع اصلی و قابل اعتماد جهت استنباطات ادبی به منظور بهره گیری از ثقلین هستند. جای تعجب و بلکه غم است که طلاب را از این ذخائر عظیم، محروم کردیم و چند کتاب فارسی و به ظاهر شکیل و رنگی را به ایشان تقدیم نمودیم! چه انحطاطی!
راه حل چیست؟
۱. خواندن کتب آموزشی سیر سنتی مانند نصاب، جامع المقدمات... تا برسد به مطول.
۲. غوطه وری در دریای اشعار فاخر و شروح آن.
⁉️ آیا مجازگویی (مجاز در کلمه یا مجاز در اِسناد) نیاز به مجوِّز (=وجود استعمال عرب فصیح) دارد؟
❇️ پاسخ: خیر! جناب دیکنقوز (دیکقوز) به زیبایی در شرح مراح الارواح می فرمایند: مجیء مصدر بر وزن اسم فاعل، استعمال حقیقی است. گویی فقط ظاهر لفظ است که بر وزن فاعل است اما در واقع همان مصدر است. این نوع استعمال نیاز به مجوّز از عرب فصیح دارد و در هر ماده ای نمی توان این گونه سخن گفت اما در مجاز (مانند رجل عدل به معنای رجل عادل یا جری المیزاب) چنین نیست لذا در مواد مختلف می توان استعمال مجازی داشت (کافی است موافق ذوق و مقام باشد).
🔅پی نوشت: دیکقوز، یک نابغه است. مگر می شود یک نویسنده اینقدر خوش ذوق و دقیق باشد؟! خداوندا! ما طلاب را از چه لذت هایی محروم کردیم!
╭─────📚─────╮
📚 کانال میراث علمی سلف؛
🆔 Eitaa: @mirath
🆔 Telegram: @mirath
🌐 web: https://mirath.blog.ir
📨 Pv Eitaa: @hm1370
╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۱۰)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه
🔶🔹لحنِ اديب، لحنى ويژه بود و كاملاً داراى سبك و اسلوب از «بسمالله الرحمن الرحيم» آغازِ درس كه حالتى كشيده داشت تا وقتى كه مىخواست بهنقطه پايانى برسد و مىگفت: «كه بس است ديگر!» و درس پايان مىگرفت. تمام لحظههاى درسِ او داراى اسلوب بود چه «بسمالله» گفتن و چه «كه بس است ديگر» گفتنش. او در خلال بحث، بهتناسبِ درس و گاه بهاسلوبِ تداعىِ معانى، حكايات تاريخى و داستانهايى از زندگى شاعران و اديبان و پادشاهان و حُكّام نيز نقل مىكرد. اديب اطلاعات تاريخىِ بسيار خوبى داشت و در عرضه كردنِ اين دانستهها، نوعى ذوق و مهارت ويژه نشان مىداد. مثل اين كه آن صفحه مثلاً مطوّل با آن حكايت در ذهنِ او نوعى گره خوردگى پيدا كرده بود.
╭─────📚─────╮
📚 کانال میراث علمی سلف؛
🆔 Eitaa: @mirath
🆔 Telegram: @mirath
🌐 web: https://mirath.blog.ir
📨 Pv Eitaa: @hm1370
╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۱۱)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه
🔶🔹در طول درس، اجازه پرسيدن نمىداد. امّا قبل از شروع درس و پس از پايان آن، بهيك يك پرسشها با حوصلهاى شگرف پاسخ مىداد. با لذّتى تمام و وصف ناشدنى، پاسخ را ارائه مىكرد. هرگز نديدم كه بههنگام پاسخ، چهرهاى خسته و بىحوصله داشته باشد.
🔺روزهاى پنجشنبه، در راهروِ مدرسه خيراتخان – كه دو سوى آن سكّوى طولانى ای بود – مىنشست و در آنجا نيز بهپرسشهاى طُلاب پاسخ مىداد.
╭─────📚─────╮
📚 کانال میراث علمی سلف؛
🆔 Eitaa: @mirath
🆔 Telegram: @mirath
🌐 web: https://mirath.blog.ir
📨 Pv Eitaa: @hm1370
╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۱۲)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه
🔶🔹 آخرين سالهاى تحصيل من در محضر اديب، باز مىگردد بهحدود سال 1335-36 كه براى بار دوم بهدرس مطول او رفتم. در اين سالها من شرح منظومه سبزوارى و قوانين ميرزا قمى مىخواندم و بهمصداقِ «العَوْدُ اَحْمَد» رجوعى كردم بهدرس مطولِ او و اين را سعادتى مىدانم. بعضى مباحثِ «صُوَر خيال» و «موسيقى شعر»، از لحظههاى درس مطول و مقامات حريرى اديب در ذهنِ من شكل گرفته است.
╭─────📚─────╮
📚 کانال میراث علمی سلف؛
🆔 Eitaa: @mirath
🆔 Telegram: @mirath
🌐 web: https://mirath.blog.ir
📨 Pv Eitaa: @hm1370
╰─────📖─────╯
| میراث علمی سَلَف |
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۱۲)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة
👌 چه استادی! چه قطبی! استادی که تو را به قُلّه می کشاند و روح ات را با "دانستن" جلا می دهد. استادی که نه به خاطر حضور و غیاب و امتحان، بلکه به دلیل عشق به علم، به محضر او می رسی. این است راه سَلَف!
خداوند سلف را رحمت، و بر خلف رحم آورد.
🌀 مژده: ان شا الله جمعه این هفته تقدیم خواهد شد. مرحوم اديب، استاد مدرس را اعلم از برخی (*) می دانستند.
(*) به دلیل حفظ احترام، نام ایشان برده نشد.
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۱۳)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه
🔶🔹مرحوم اديب در ولايتِ اهل بيت بسيار خالص و شديدالتأثر بود. خوب بهياد مىآورم كه در درسِ مطول وقتى به رجزِ منسوب بهامام علىبن ابيطالب كه فرموده است:
انا الذى سَمَّتنى اُمّى حَيْدَرة
ضَرغامُ آجامٍ وَ لَيْثٌ قَسْوَرة
در بحث از احوالِ مسنداليه مىرسيد، و ايراد تفتازانى را بهساختارِ نحوى آن مطرح مىكرد كه مثلاً بايد گفته مىشد سَمَّتْهُ اُمّه نه سَمَّتنى اُمّى مىگفت:
اى تفتازانى! تو از گوشه بيابانِ تفتازان خراسان رفتهاى و قواعدى از ادب عرب را آموختهاى، اگر خودت اينجا نيستى روحِ تو حاضر است، بشنو و بدان كه حدِّ چون تويى نيست كه بركسى نكته بگيرى كه مظهرِ بلاغتِ زبان عرب است و بعد از قرآن كريم شيواترين كلام را در زبان عرب آفريده است و در اين گفتار صدايش مىلرزيد و چشمانش در اشك غوطهور مىشد.
يا وقتى كه شعرِ صاحببن عبّاد را مىخواند:
قالَتْ تُحب معاوية؟
قلتُ اسكُتى يا زانية
اَتحبّ مَن شتم الوصىَّ علانية
فعلى يزيد لعنة و على ابيه ثمانية
چشمانش از اشك لبريز مىشد… و از شعرهاى او كه در مديح امام علىبن ابيطالب سروده بود و بر ما املا مىكرد اين مصراعها را از يك مخمسِ او بهياد دارم:
… تا آن كه دلم بنده دربارِ على شد
تا بنده انوارِ مقامِ ازلى شد
محرَم بهحريم حَرَم لميزلى شد
بر انجم و افلاك شد او آمر و سلطان
╭─────📚─────╮
📚 کانال میراث علمی سلف؛
🆔 Eitaa: @mirath
🆔 Telegram: @mirath
🌐 web: https://mirath.blog.ir
📨 Pv Eitaa: @hm1370
╰─────📖─────╯
⭕️ مژده
🟡 برای نخستین بار، صوت مطول به صورت کامل (معانی، بیان و بدیع) با تدریس استاد مدرس افغانی رحمة الله علیه به صورت فایل زیپ، بارگذاری شد. علاقمندان می توانند از طریق صفحه اطلاع رسانی دروس در وبلاگ به لینک تدریس ایشان دسترسی پیدا کنند.
🔺پیشتر، صوت مطول استاد حائری و استاد دیانت دام عزهما نیز منتشر شده بود.
╭─────📚─────╮
📚 کانال میراث علمی سلف؛
🆔 Eitaa: @mirath
🆔 Telegram: @mirath
🌐 web: https://mirath.blog.ir
📨 Pv Eitaa: @hm1370
⭕️🟡 شماره کارت جهت نذر علمی:
6037697632370752
╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۱۴)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه
🔶🔹 او معلّمى دلسوز و بر كارِ خود مسلّط و جدّى بود و در پرورش نسلهاى پى در پىِ فاضلان حوزه و دانشگاه بزرگترين سهم را در عصرِ خود و در رشته خود داشت. چه كرامتى ازين بالاتر؟ آن هم در مملكتى كه هيچ كس در كارِ خود جدّى نيست و بهگفته فروغِ فرّخزاد مملكتِ «اى بابا ولش كن!» است!
╭─────📚─────╮
📚 کانال میراث علمی سلف؛
🆔 Eitaa: @mirath
🆔 Telegram: @mirath
🌐 web: https://mirath.blog.ir
📨 Pv Eitaa: @hm1370
╰─────📖─────╯
| میراث علمی سَلَف |
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۱۴)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة
استادی که شاگرد را متوقف کند و بگوید: همین کتاب تو را کافی است، مشخص است که طعم علم را نچشیده. مراقب باشیم از چه سرچشمه هایی آب می نوشیم.