eitaa logo
🌱نوشته‌های میرمهدی
1.1هزار دنبال‌کننده
811 عکس
425 ویدیو
9 فایل
📌یارب؛ نظر تو برنگردد! 💠مهدی عربی «میرمهدی» طلبه بسیجی، نویسنده. سعی می‌کنم جز حق نگویم! «انتشار مطالب صرفا با نام نویسنده» 🔹ارسال پیام به #میرمهدی @mirmahdiarabi 🔸آزادنویسی‌ها و پاسخ به ناشناس @mirmahdi313
مشاهده در ایتا
دانلود
من خوابـیدم ،او خوابید، تو خوابـیدی، آنها خوابـیدند چه کسی مانده در این شهر کوچک بیدار؟ در ظلمات اگر چراغ راه را گم کنیم ،دیگر چطور به مسیر ادامه دهیم؟! شهر پر بود از فرعون‌ها اما پنهان تفرعن و ظلم می‌کردند. حال ما را چه شده است که فرعون‌ها در دیاری که موسی در آن حضور دارد ظاهر شدند و به ظلم می‌پردازند. نکند مشکل از اصحاب و محبین موسی باشد؟! آیا تاکنون عصری بوده که در حرم یک معصوم تا این حد گناهان علنی اتفاق بیوفتد و علامه بهلولی نباشد که علیه ظالمان فریاد بکشد؟ او خلیفه الهی بر روی زمین است اما حرمتش را در عالم و در کشور اسلامی که بماند؛ حتی از بی‌عرضگیِ پیروانش در شهرش هم حرمتش نگه داشته نمی‌شود. و باید دق کنیم که در حرمش هم حرمتش را نگه نمی‌دارند. بعضی نمی‌دانند گناه علنی ، بخصوص در حرمش، اهانت به اوست و شاید عده کمی بدانند این را. اما همه‌ی اینها را ،چه کسی باید تذکر دهد؟! چه کسی باید مدافع امام باشد؟ جز تو که میدانی صاحب این حرم کیست و چه دوست دارد! من قلبم درد می‌کند از آن کسانی که ظاهرا خادم او هستند اما آنچه که سلیقه خودشان است را عمل می‌کنند نه آنچه صاحب حرم دوست دارد. ای امام غریب ،چقدر کمم من... ✍ کانال نوشته‌های میرمهدی/عضویت🔰 @mirmahdi_arabi
چه خوش می‌گذشت اگر خانه‌ای در اینجا داشتم... کانال نوشته‌های میرمهدی/عضویت🔰 @mirmahdi_arabi
روی موتور نشسته بود خسته بود و در فکر، نصف شب بود در هوای بارانی از موتورش دور نمیشد، شاید تنها همین موتور را داشت اول از او وحشت کردم اما بعد دلم برایش سوخت... ـــــــــــــــ @mirmahdi_arabi
آقای رئیسی کجایی که ما برق نداریم... کانال نوشته‌های میرمهدی/عضویت🔰 @mirmahdi_arabi
«مثبت هجده سال🔞» 💢مریخِ اسلامی؛ کشوری با قانون برابری 🪴در شهری از شهرهای مریخ، زنان خود را خوشگل می‌کردند و سعی داشتند با کلاس‌تر بیرون بیایند. عُرف پوشش‌شان اینطور بود؛ کفش‌های زیبا و جذاب ،جوراب‌های ساق کوتاه و شلواری کوتاه بر تن می‌کردند، در نتیجه قسمتی از پای خوش تراش زنان مشخص بود . 🪴شلوارها معمولا تنگ و چسبان بودند و حتی بر شلوار برخی از زنان، پارگی‌هایی نمایان بود که باعث میشد کمی از بدن‌شان مشخص باشد. اهمیتی نداشت که برجستگی‌های بدن‌شان برای همه مشخص باشد، مهم این بود که زنان مریخ سعی داشتند برای دل خودشان لباس بپوشند. و در نتیجه چند وقتی بود که نسبتا عرف شده بود و بسیاری از زنان بلوز شلوار می‌آمدند بیرون. 🪴 خواسته این خانم‌ها برابری بین مردان و زنان مریخی بود. کم کم بیرون گذاشتن ناف برای زنان در حال عادی شدن بود اما برخی جذابیت را بیشتر می‌کردند و لباس‌های یقه باز تری می‌پوشیدند و قسمت بالای آن مراکز شیردهی را هم به نمایش می‌گذاشتند. اینکه گلوی‌شان را همه ببینند جزو حقوق طبیعی آنها به شمار می‌رفت و قانونی مهم و نانوشته در بین آنها وجود داشت که خانمی حق ندارد بدون آرایش از خانه بیرون بیاید. قدیمی‌ترها یک پارچه بالای سرشان می‌بستند چون معتقد بودند اینطور برای زنان بهتر است اما جدیدی‌ها اصلا اعتقادی به روسری نداشتند و بسیاری‌شان آزادانه و بدون روسری در مکان‌های مختلفی حاضر می‌شدند. 🪴در حالی که زنان مریخی از مردان توقع چشم پاکی و وفا داشتند، کم کم مردان هم حق آزادی خواستند. وقتی می‌دیدند که زنان آزادانه هر طور که می‌خواهند زندگی می‌کنند، مردان مریخی هم تقاضای برابری کردند. مردان هم آزادی می‌خواستند ،دوست داشتند هرچه می‌خواهند ببینند، هر کار می‌خواهند بکنند و لذت ببرند. کم کم عده کمی از مردان تصمیم‌های آزادانه‌تری می‌گرفتند و از زنانی که خوششان می‌آمد بهره جنسی می‌بردند. در حالی که زنان اسم این آزادی برخی مردان را "تجاوز" می‌گذاشتند . برخی دیگر از مردان عاقلانه‌تر تصمیم می‌گرفتند و از احساسات شدید زنان مریخی حسن استفاده را می‌کردند و اصطلاحا مخ آنها را می‌زدند. مردان مریخی لذت جنسی را فقط با یک نفر تجربه نمی‌کردند و تنوع طلب شده بودند. 🪴و در همین حوالی بود که دوباره برخی زنان مریخی تقاضای برابری داشتند. آنها هم می‌خواستند چند ارتباط را تجربه کنند، کم کم داشت رسم میشد که زنان بغیر از شوهر یک دوست پسر هم داشته باشند. در مریخ تغییراتی اساسی در حال شکل گرفتن است. برابری‌ها تا کجا پیش خواهد رفت؟! البته بسیاری از زنان در مریخ بر این باورند که پوشش آنها به کسی صدمه نمی‌زند، و فعال تیز هوش مریخی، در پستی نوشت: پنجاه هزار سقط جنین که نتیجه‌ی رابطه نامشروع در مریخ است تقصیر آخوندها است. به مریخ متمدن خوش آمدید... ؟! کانال نوشته‌های میرمهدی/عضویت🔰 @mirmahdi_arabi
بیدار شدم:) دیدم باران می‌بارد، باز هوا عاشقانه شده است. باز من یاد تو افتاده‌ام و نمیتوانم به درگاهت سجده نکنم. نمی‌توانم از شدت محبتت اشک نریزم... ✍ کانال نوشته‌های میرمهدی/عضویت🔰 @mirmahdi_arabi
من به کم قانع نیستم فقط به خدا راضی می‌شوم. @mirmahdi_arabi
بسم الله الرحمن الرحیم دارد به من نگاه می‌کند، طوری به من نگاه می‌کند که انگار تا به حال طـلبه ندیده است، دستی به ریش‌هایم می‌کشم و می‌گویم: -خب عزیزم، در خدمتم. در چشمانم زل می‌زند و می‌گوید: «-دلم برات می‌سوزه، واقعا از دنیا چی میفهمی؟!، الکی زندگی رو واسه خودت سخت گرفتی.» با حالتِ محبت آمیزی صدایش را پایین می‌آورد و ادامه می‌دهد «-نمی‌دونی چه حالی میده، خودتو محروم نکن، یه دوست دختر مخ کن و صفا کن!» به این حرف‌هایش لبخند می‌زنم، و با جدیتِ همراه مهربانی به او می‌گویم: «-من خودم دوری از امام و دوری از خدا رو تجربه کردم، همه چیز واسم تاریک میشه،توی این دنیا همه نامردن جز آسمونیا، منم تو همین دنیا زندگی می‌کنم، لذت‌های دنیایی رو چشیدم، اما لذتی که باعث دور شدن از خدا بشه، اون لذت نیست و بعدش دل آدم میگیره و احساس کمبود می‌کنه!» و در دلم می‌گویم او در همین راه اشتباهش دلسوزی کرد و مرا دعوت کرد اما من چقدر او را به سمت خدا و راه حق دعوت کرده‌ام؟ الحق که من باید دلسوزی می‌کردم برایش، لذت‌هایی که من می‌برم او به خواب هم نمی‌بیند! ✍ 📝نوشته‌های‌میرمهدی @mirmahdi_arabi
غرقِ نوری و به سر چادرِ زهرا داری طعنه‌ها خورده‌ای امّا دلِ دریا داری نشدی اهل تبرّج که دلی را نبَری این وقاری‌ست که از زینب کبریٰ داری کانال نوشته‌های میرمهدی/عضویت🔰 @mirmahdi_arabi
🌱نقـدی، نظری،حرفی،سخنی باشه در خـدمـتـیــم👇 لینک ناشناس؛ https://daigo.ir/secret/3243943912 کانال پاسخ به ناشناس‌تون 👇 https://eitaa.com/mirmahdi313 @mirmahdi_arabi