💜عذب اوقلی متاهل شد...
🖊 میرمهدی
#بخش_اول
🪴دیشب خیلی خوشحال بودم
چون یک خبرهایی بود.
اول رفتم پیرایشگاه و به موهای ژولیده و ریشهای بی سر و سامانم یک سر و سامانی دادم.
خیلی کبکم خروس میخواند،
با قدمهای شتابان و لبریز از خوشحالی به سمت خانه قدم برداشتم.
وارد خانه که شدم لباس خوشگل و خوش اتو ام را بر تن کردم، خیلی خوشرنگ است اما متاسفانه رنگ خاصی دارد که اسمش را نمیدانم، حتی از مادرم هم که پرسیدم نمیدانست.
یک رنگی میان سبز کم حال و فیروزهای دارد بنظرم.
پالتوی مشکی و بلندم را هم بر تن کردم
و چند پیس از ادکلن جذاب لعنتیام را زدم.
🪴 مادرم گفت یک جوری تیپ میزنی که انگار داری میری خواستگاری و من در جوابش هعیِ بلندی سر دادم و خودم را در آیینه دوباره نگاه کردم و در دل گفتم به به چه پسری.
نگاهم به ساعت افتاد،کم کم باید حرکت میکردم،
ماشین هم دیگر دم در رسیده بود .
بعد از دستبوسیِ مادرم از او خداحافظی کردم و در را بستم.
درِ ماشین را باز کردم و با اعتماد به نفس خاصی نشستم.« یکی از مشکلات من برخی اوقات موقع سوار ماشین شدن این است که یا درِ ماشین را محکم میبندم جوری که راننده در دلش یادی از اجدادم میکند یا آنقدر یواش میبندم که بسته نمیشود
یعنی مشکل از من نیستها مشکل از ماشینهاست که برخی را باید محکم بکوبی تا بسته شوند و برخی را باید ناز کنی و آرام به سمت خودت بکشی تا بسته شوند»
🪴خلاصه دیشب از آن شبهایی بود که در بسته نشد و راننده گفت لطفا در را ببندید
بعد از بستن در و حرکت ماشین بازهم با آن اعتماد به نفس خاصم به راننده گفتم خوبین؟
کار و کاسبی خوبه ان شاءالله؟!
او هم کم کم یخش آب شد و داستان زندگیاش را برایم تعریف کرد و بعد فهمیدم چوپان بوده، دام داشته و از بد روزگار الان راننده ما شده.
خلاصه در بین این ماجرای آمدن به شهر راننده از او خواستم تا لطفا جلوی یک گلفروشی بایستد.
از ماشین که پیاده شدم،یعنی شانس ندارم من،دم گلفروشی یک خانم کشف حجاب دیدم.
میدانید که من آدم وظیفه شناسی هستم بنابراین در حال ورود به گلفروشی تذکر نرمی دادم و وارد شدم.«با خود فکر میکنم اصلا روز طرف را ساختم و خانم کشف حجابی احتمالا در دل گفت به به چه مرد خوشبو و خوش پوشی، تو فقط تذکر بده»
خب بگذریم.
🪴گلفروشیِ کوچک و جمع و جوری بود و حسابی بوی گلفروشی میداد.
از بین گلهای زیبا و خوشبوی طبیعیاش یک شاخه گل رز آبی و دلربا برداشتم.
در حین حسابکردن، فروشنده هم گفت بله رنگ شادیه،
وقتی آمدم بیرون دیگر اثری از خانم کشف حجاب نبود.
سوار ماشین شدم و به سمت حرم حرکت کردم...
بعد از دقایقی به حرم رسیدم،
از خادمی که در ورودی سنگفرش حرم قرار داشت سوال کردم که ببخشید گل میذارن ببریم تو حرم؟!
آقای خادم به من نگاه کرد و لبخند خاصی زد و گفت بــله،
با خوشحالی تشکر کردم و رفتم سمت گیتهای ورودی حرم.
🪴وارد گیت شدم آقای خادم که داشت مرا بازرسی میکرد وقتی نگاهش به گل افتاد برگشت و به صورتم نگاهی انداخت و لبخند خاصی زد.
وارد حرم شدم و من هم سلام خاصی به امام رضا دادم...
ادامه پست بعدی👇
#میرمهدی
کانال نوشتههای میرمهدی/عضویت🔰
@mirmahdi_arabi
💜عذب اوقلی متاهل شد...
#بخش_دوم
🪴به سمت رواق دارالحجه، همان زیرزمینِ حرم که عقد عاشقان را در آنجا میخوانند حرکت میکردم.
در صحنهای حرم، همه یک جوری به من نگاه میکردند احتمالا با خودشان فکر میکردند من داماد هستم.
قبل از اینکه وارد زیرزمین شوم برگشتم و به امام رضا گفتم: هعی آقا، پس کی نوبت من میشه؟
با پله برقی پایین رفتم و به درب دارالحجه رسیدم،
دم کفشداری وقتی که داشتم کفشهایم را تحویل میدادم آقای کفشدار هم فکر کرد دامادم، گفتم نه. بعد گفت پس برادر دامادی، گفتم نه رفیقشم.
🪴وارد رواق شدم.
رواق بزرگ و زیبایی بود، هر طرف یک جمع نشسته بودند و در میانشان یک عروس و داماد نشسته بود.
چشم گرداندم تا رفیقم را پیدا کنم اما نبود و متاسفانه دگربار فهمیدم که وضعیت حجاب در حرم اصلا مطلوب نیست.
بالاخره یکی از دوستان طلبه را دیدم که با جمعی از رفقای دیگر نشسته بودند و مثل من منتظر شا داماد بودند.
خلاصه به انتظار نشستیم تا بالاخره شا داماد پیدایش شد،
چه خوشگل شده بود امشب ،کت و شلوار مشکی با یک لباس سفید بر تن داشت
خیلی خوشحال بودم برایش ،خیلی ـ
🪴خلاصه بعد از دقایق مدیدی جمیعا با فامیلهای داماد و عروس یک جایی جاگیر شدیم و آشیخ شروع کرد به خواندن خطبه عقد و من حس کردم که رفیق عزیزم آقای شا داماد در دلش دارد قند آب میشود.
بلهها را که گفتند و شا داماد گل را که به عروس خانم هدیه داد، شکلات بود که از هوا به سر ما میریخت.
من هم مشت مشت شکلاتها را در جیب میکردم
آخر میگویند این شکلاتها بخت باز کن است.
🪴 اینطور فکر میکنم که این زوج خیلی خوشبختند.
رفیق من، طلبهی اهل فکر و عاقلی است.
یک انتخاب کرده و دارد در اول جوانی زندگی مشترکش را شروع میکند.
بنظر من او خیلی خوشبختتر از همهی جوانهای امروزی است که اهل ارتباطهای ناجور هستند و اهل ازدواج نیستند و اگر هم بخواهند ازدواج کنند بعد از همه خلافها ازدواج میکنند.
واقعا این مدل جوانها دیگر چه دارند برای خرج کردن در زندگی مشترک؟!
محبتی مانده که خرج نکرده باشی برای دیگران ؟
مگر آدمهای دستمالی شده و تنوع طلب، عاشق میشوند؟
چه خوشبخت است رفیق من که عشق را تجربه خواهد کرد.
❣وای اصلا یادم نمیرود، چه زیبا بود آن صحنهای که مادرِ شاه داماد یعنی مادر رفیقم او را بغل کرد و با اشک شوق در چشمانش گفت: این همهی زندگی منه، مادر قربونش بشه.
کدام مادر هست که دوست نداشته باشد پسرش، پاک گذران عمر کرده باشد و اول جوانی در حرم بابا رضا عقدش را بخوانند.
به به، به این پسر و به به، به این ازدواج پر برکت.
💚امام رضای رئوف من! دعا کن همهی جوانان وطنم بخصوص حقیر اینطور ازدواج کنم.
✍ #میرمهدی
#خوشبخت_شوید
کانال نوشتههای میرمهدی/عضویت🔰
@mirmahdi_arabi
1 (16).mp3
568.7K
ما اومدیم بجنگیم
(نتیجه مهم نیست...)
🎙 #سردار_حسن_باقری
کانال نوشتههای میرمهدی/عضویت🔰
@mirmahdi_arabi
دیشب این عکس ناب رو گرفتم
کوچولو رو فقط ببینین😍
#میرمهدی
#وعده_صادق #حرم_بابا_رضا
کانال نوشتههای میرمهدی/عضویت🔰
@mirmahdi_arabi
6.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر نداشتن از حال من بهانهی توست؟!
بهانهی همهی ظالمان شبیه هم است.
#فاضل_نظری
#عاشقانه
عــــضـــویـــت🔰
@mirmahdi_arabi
هدایت شده از 🌿آزادنویسیهای میرمهدی
سلام شبتون بخیر
بنابر درخواست دوستان
ناشناس رو تنظیم کردم، از قسمت افزودنیها میتونید
صوت، تصویر و ویدیو بفرستید.
لینک ناشناس👇
https://daigo.ir/secret/3243943912
#میرمهدی
🔻خانمی که امروز در دانشگاه تهران لخت شد؛
گرچه کاملا برهنه بود اما دلش پاک بود.
به دل پاکش نگاه کنید نه بدن عریانش!
جای دانشجویِ لخت زندان نیست،
جایش پشت ویترینهای آمستردام است.
✍ #میرمهدی
کانال نوشتههای میرمهدی/عضویت🔰
@mirmahdi_arabi
جالب شد!
ما شنیده بودیم که برخی افراد در اوج مشکلات، خودزنی یا خودکشی میکنند.
نمیدانم چرا جدیدا در اوج مشکلات لخت میکنند!
شما میدانید؟
#اشد_مجازات
✍ #میرمهدی
کانال نوشتههای میرمهدی/عضویت🔰
@mirmahdi_arabi
اگر یک مرد جسم بقیه آدمها را ترور کند قاتل، تروریست و فلان است و باید به اشد مجازات محکوم شود.
اما اگر یک زن لخت شود و روح و روان مردم را ترور کند، حالش بد است و نیاز به درمانگر دارد!
جالب شد.
برابریاست دیگر...
#مطالبه_اشد_مجازات
✍ #میرمهدی
کانال نوشتههای میرمهدی/عضویت🔰
@mirmahdi_arabi
9.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿هر دفعه میبینمش اشک میریزم!
ینی ماهم پیر غلامت میشیم امام حسین؟!
#میرمهدی
کانال نوشتههای میرمهدی/عضویت🔰
@mirmahdi_arabi