میثاࢪ¹²⁸|𝐌𝐢𝐬𝐚𝐫 🌱
ڪاش چشامو میبستم باز میکردم میدیدم وسط ھمون خاطرهای ھستم ك دلم براش تنگ شده .
زهرا بخدا کخودمو میزنم
دو دقیقه اومدیم بیرون
امکان نداشت از کنار یکی رد شیم و آشنا نبینیم
اه اه
اینام هی نگا میکردن ببینن من کیم هی پشت بابام قایم میشم
یکیشونم نتونستم زیرش در برم
اومد جلو گفت عه عه عه ماشاالله ایشون دخترتونن که کوچولو بود؟؟؟ ماشاالله چقد بزرگ شدننن
میثاࢪ¹²⁸|𝐌𝐢𝐬𝐚𝐫 🌱
دو دقیقه اومدیم بیرون امکان نداشت از کنار یکی رد شیم و آشنا نبینیم اه اه اینام هی نگا میکردن ببینن م
ن پس
توقع داری همون شکلی با همون قد و قواره بمونم .