میثاࢪ¹²⁸|𝐌𝐢𝐬𝐚𝐫 🌱
عیجان منم کلاس هشتم که بودم گفتم بابا گوشی میخوام بابامم گفت برو سوره ی نور حفظ کن بعد که از حفظ واس
البته سوره ی نور ده صفحه ست
با کلی اصرار تخفیف گرفتم بجاش سوره ی واقعه رو حفظ کردم به اضافه ی یسری شروط مربوطه که سخت ترش میکرد
غافلی از حال ِدل ، ترسم که این ویرانه را
دیگران بیصاحب انگارند و تعمیرش کنند .
با این حال که توی این بازهی زمانی هم هیچ درسی نداشتیم
فقط زنگ اول اقتصاد داشتیم
و بعدشم با اصرار های فراوان به معاون
رفتیم راهپیمایی🚶🏻♀✨
وقتی هم رسیدیم مدرسه امتحان فارسی دادیم و اومدیم خونه