کلی کتاب نخونده، کلی فیلم ندیده، کلی مسافرت نرفته، کلی چای نخورده و کلی زندگی نکرده دارم.
صدای بارون، هوای سرد، جورابای تا زانو، پتو، آهنگ بیکلام، چای، شمع، کتابم و من.
سوزد مرا، سازد مرا، در آتش اندازد مرا؛
وز من رها سازد مرا، بیگانه از خویشم کند.