این غزلها بهخدا مفت نمیارزیدند ؛
اگر این دختر و این عشوه و این ناز نبود : ) .
قربانت بروم ، فرقی ندارد که چه ساعت از شبانهروز باشد . . صدایت را که میشنوم ، خورشید در دلم طلوع میکند .
و کسی را که عاشق پاییز است ، شعر میداند ، قهوه را تلخ مینوشد ، از تنهایی میترسانی : ) ؟ .