eitaa logo
مجهولات
244 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
741 ویدیو
20 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://daigo.ir/secret/192696131 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
ادا را به غایت خود رساندم🤌
مجهولات
نشستم تمام فازهای رشد و پیشرفت پروژه رو بصورت یه طرح پروپوزال‌طور نوشتم و عمیقا خوشحالم که این ایده
بزارید براتون قدم به قدم رشد و پیشرفت این پروژه رو بگم:) اول از همه باعث شد بالاخره بعد از یکسال پشت گوش انداختن و اهمال‌کاری، پام به بانک باز بشه برای افتتاح حساب و دریافت کارتی که رمز دوم داشته باشه(کارت قدیمی‌م برای مرکز خدمات حوزه بود و رمز دوم نمی‌دادن بهش) بعد از چند روز این دست اون دست کردن، بالاخره یک روز مونده به شروع ماه رمضان صبح تنها رفتم بانک و با کلی استرس و سوتی، امضای حساب قدیمی‌ای که بابام ۱۵ سال پیش برام باز کرده بودو تغییر دادم و براش یه کارت گرفتم✨ بعدم با کلی خوش‌حالی خودم‌و شیرینی بستنی و چیپس مهمون کردم و سرخوش داشتم می‌خوردم تا رسیدم خونه و به مامانمم تعارف کردم و گفت ممنون روزه‌ام‌. و یادم اومد خودمم روزه بودم🤣✨ واقعا شیرینی‌اش شیرینی شد!
دیروز مامانم زحمت کشید برای کارت رمز دوم‌شو گرفت و با اعتماد به نفس تمام تاریخ تولد خودشو گذاشت🌝😂 امروزم بالاخره سیم‌ کارتش تهیه شد و به محض این‌که به دستم برسه راه‌اندازی می‌کنم اکانت‌شو و میریم برای افتتاح‌اش:')
البته کار ما خیلی زودتر از اینا شروع شد که تا عید که عمومی رونمایی میشه، محتواها کاملا آماده و آرشیو باشه😎🤝 بچه‌های باصفا و پایِ کار و هنرمند از این‌طرف و اون‌طرف دعوت شدن و اومدن کنارمون و با هم اول از همه، اسم این نوگل نشکفته رو انتخاب کردیم! "مأمول" بعدم کارها خرده خرده استارت خورد. خیلیا همون قدمای اول از جمع‌مون رفتن ‌و بقیه‌ام دارن کاملا دلی زحمت می‌کشن💚 ان‌‌شاءالله که کنار هم اهداف کوچیک و بزرگ‌مونو تیک بزنیم✨
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجی‌ها 🌙
ولی این روزه‌ها، در مقابل‌ روزه‌هایی که ما‌ تو نه سالگی‌ میگرفتیم، شوخیه عزیزان.. مگه روز تموم میشد و اذان میشد؟ هی کش‌ میومد.. ✓ زُ @Ekhrajiha
تجربه افطارهای ملکوتی و عاشقانه و عارفانه با شمع، با مسعود پزشکیان✋
https://eitaa.com/hamiinjoori/4132 هیچی نگو تو دستشویی بودم برق رفت.. اومدم بیرون با توپ پر و صدای بلند بد و بیراه و مسخره‌بازی.. یهو دیدم مامانم داره با گوشیم صحبت می‌کنه رو بلندگو.. فرمانده بسیج‌مون بود 🙂🤣💔 حالا درسته اون خودشم قطعا این طرفی نیست ولی ديگه اون سطح از خود درگیری فاجعه بود
اللهم صل علی محمد و آل محمد
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید کمتر از دو ماه مونده تا کنکور😔 همه شروع به جمعبندی کردن ولی من نمیدونم چیکار کنم چجوری اصن برا جمعبندی برنامه بریزم از کجا شروع کنم چیا رو بخونم مشاورم‌ندارم و نمیتونمم بگیرم اصن حالم داغونه🤕