توصیههای سید قشنگترین حرفاییه که تو شبای قدر شنیدم:)❤️🩹
هدایت شده از خانقاهِ۫ غزلچه 𓏲࣪ ۫🕌🌱 ۫ 𓍼ִֶָ 𓅪
راحتبخوابکوفه ، کهازبینِنخلها دیگرصدایِنالهیِحیدرنمیرسد .
میدونید، شاید یکی از شما بخاطر یه کاری که خودشم فکرشو نمیکنه یه آبرویی پیش خدا داشته باشه، مثل کارت طلایی، بعد یه یاد کوچیک از من بکنه و خدا به آبروی اون من رو ببخشه و حاجتم رو امضا کنه:)
بخاطر تموم شبایی که دور هم گفتیم و خندیدیم، من و دوستاتون (بچههای مجهولات) رو از اون یادِ کوچیک محروم نکنید ❤️🩹
مجهولات
میدونید، شاید یکی از شما بخاطر یه کاری که خودشم فکرشو نمیکنه یه آبرویی پیش خدا داشته باشه، مثل کار
اجازه بدید اینطور توصیفش کنم
یکی امشب یه چیزی رو از خدا میخواد، و دعاش میره بالا
یکدفعه ملائکه میگن خدایا ۳۰،۴۰ تا از بندههات این حاجتو برای رفیقشون خواستن، ۳۰،۴۰ نفر واسطهٔ این دعا شدن! ۳۰،۴۰ بار این حاجت خواسته شده!
و خب یهو دعاهه میره تو سریعالاستجابهها:)💘
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وضعیتم ۹۹.۹۹درصد موارد وقتی جایی دعوت میشم:))))
*حتی سر کلاس بعضی درسای دانشگاه
باید سریع میرفتیم، بادوم هندیامو که نگه داشته بودم آخر کار بخورم ریختم تو کیفم
بعد دیدم دخترعموم داره نگا میکنه، ولی من دیگه چیزی واسه از دست دادن نداشتم. به کارم ادامه دادم💘
بچهها اجتماعی باشید
تو جمعای فامیلی سعی کنید بهتون خوش بگذره و تعامل کنید
تو محل تحصیل دوست پیدا کنید
تو اردوها رفیق بشید
ازدواج کنید 😂
آدما آسیب دارن، اما کلی خوبیام دارن
نمیدانم چطور توصیفش کنم اما در من به تو حسی بود، نه آنقدر قریب که در آغوش بگیرمش و نه آنقدر غریب که انکارش کنم... من تو را کتمان میکردم و تلاش میکردم فراموشت کنم و همین تلاش تو را در من زندهتر میکرد.
خواستم دفنت کنم در عمقی از خاک روحم که دیگر هیچوقت جوانه نزنی، اما تو ریشه دواندی به عمقی از روحم که خودم هم پیش از تو از وجودش آگاه نبودم.
نمیدانم تو عشق بودی یا چی؟ من قبل از تو عشق را نشناخته بودم و این بزرگترین اشتباهم بود. قبل از آنکه کسی وارد زندگیتان، حریم روحتان، ذهنتان، قلبتان شود، عشق را بشناسید! تا بفهمید او عشق است یا نه؟
یعنی چه؟ یعنی برای عشق بودنِ یک امر، معیار تعیین کنید. ولی آیا مگر اصلا عشق، معیار میشناسد؟ نه! عشق دقيقا مانند آنچه تو رقم زدی بی منطق و معیار است.. ولی شاید نه مانند تو اینقدر انکارپذیر؟ عشق باید حسی بسیار قویتر از آنچه با تو دیدم باشد. حسی آنقدر قوی که اصلا نگذارد این ترس لولیده در تنم را احساس کنم..؟ حسی که نخواهم انکارش کنم...
نمیدانم اما حس میکنم این سطح از سردرگمی شایستهٔ "عشق" نیست. شاید هم من شایستهٔ عشق نیستم؟ من که میترسم، من هنوز برای عشق قوی نیستم! وگرنه تو همان عشقی و ظرف وجود من برای لبریز شدن از تو بسیار کوچک بوده...
#پرتوپلا!