مجهولات
و سخن آخرم من سخت آزرده میشم وقتی از یه صحبت بیمنظورم یکی آزرده میشه ولی یه چیزیو فهمیدم حرفایی ک
به دوستامم گفتم
حقیقتا الان موندن تو تهران خودش نوعی مقاومت مقدسه. مثل سربازی که تو خط مونده و به همهشون گفتم مارم دعا کنن.
ولی رفتن از تهرانم فرار نمیدونم. بهرحال همه این روحیه رو ندارن. اتفاقا دلتنگم میشن، ولی تصمیم صیح برای اونا رفتنه 🤍
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من وقتی مامانم خوراک لوبیا یا لوبیاپلو درست میکنه:
Homayoun Shajaryan ~ Music-Fa.ComHomayoun Shajaryan - Gerye Kon (128).mp3
زمان:
حجم:
3M
یا از اول دل به رویایی نبند
یا بر این رویای ویران گریه کن :)
درد را باران نمیشوید ولی؛
زیر باران، زیر باران گریه کن...
512.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب تو آسمون قم یه صداهایی اومد
وضعیت ملت:
تو ام شنیدیییی؟
پهپاد بود یا جنگنده؟
جای شما رو زد یا فقط رد شد؟
(داداشم دقیقا تو همین ساعت داره با دوستاش تلفنی حرف میزنی گزارش میده)
مجهولات
امشب تو آسمون قم یه صداهایی اومد وضعیت ملت: تو ام شنیدیییی؟ پهپاد بود یا جنگنده؟ جای شما رو زد یا ف
چه خوش اشتها ام هست
سالاریه رو زده🫠
سالاریه حرمت داره نه لذت
کاربر عرب نوشت: چون علی بن ابیطالب (علیهالسلام) را ندیدم، اما دربارهاش آنقدر شنیدم که برای عاشق شدن و دوستداشتنش کافی بود.
و اکنون تو را دیدم، صدایت را شنیدم، با تو سخن گفتم.
وقتی که دهر بر ما سخت گرفت، تو ای خامنهای، ای پناه جانم، چهرهات برایم آرامبخش شد…
صورتت، صدایت، مهربانیات، همهچیزت آرامبخش روح من است…
ای کسی که از چهرهات نور ایمان میبارد، من از کودکی با نگاهت آشنا بودم و آن نور، هنوز هم باقی است.
باور من این است: ایمان، همان نوریست که در چشمان تو میدرخشد.
:)🤍✨
هدایت شده از منظومهٔ من
- مثلِ جان!
تو را هر گاه دیدم، خسته اما مهربان دیدم
شبیه سرخی وقت غروب آسمان دیدم
سرت سبز و دلت خاکی، ولی در نقشه نامت را
میان رنگ آبی دو بحر بیکران دیدم
تمدنها، حکومتها، همه با تو پدید آمد
من این خاک کهن را کشور آزادگان دیدم
هزاران رستم و تهمینه پروردی به دامانت
شکوهت را میان قصههای هفت خان دیدم
همیشه، بر زبان نام تو را با فخر آوردم
نظیر تو ندیدم هر که را در این جهان دیدم
لباس رزم پوشیدم، بریدم از همه دنیا
زمانی که تو را در چنگ مکر این و آن دیدم
تو تنها کشورم نه، زادگاهم نه، پناهم نه،
تو را ای میهنم "ایران" دمادم مثل "جان" دیدم...
#تأویل (ح.جعفری)
@manzome_man
باورم نمیشه تو یه ماه دو تا شعر گفتم
تولدمم بود، جنگم شد، عرفه و غدیر و قربان، جنگ به قم کشیده شد شهیدم گرفت، دو تا راهپیمایی، یه دعوای بد، شروع امتحانات، تعلیق امتحانات، و و و
چی بود این خرداد؟